اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

بررسی سلب نسبت، لااقتضاء و معنای امکان ماهوی

0
اسفار
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر و معنای امکان، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به تبیین معنای امکان نزد مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد و امکان را حاصل سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم معرفی می‌کند. سپس با بررسی دقیق اقسام قضایا، به‌ویژه سالبه محصله، سالبه المحمول و موجبه معدوله، نقش سلب و نسبت میان موضوع و محمول را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که سلب در قضایای سالبه ناظر به واقع خارجی است، نه نابودی نسبت در ظرف ذهن. در ادامه، دیدگاه مرحوم سبزواری درباره تفاوت اقسام قضایا بررسی شده و اشکال‌های آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به نقد اشکال نخست علامه طباطبایی بر کلام آخوند اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا تفسیر امکان به لااقتضاء موجب از بین رفتن جهت و ماده قضیه می‌شود یا خیر.

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

6
  • اما در قضیۀ سالبة المحمول ما در اینجا پنج عنصر داریم، اضافۀ بر این چهارتا یکی دیگر هم اضافه داریم که این خودش موجب تأکید خواهد شد و تکرّر سلب خواهد شد و آن موضوع است و محمول و نسبت حکمیه و سلب ربط بین موضوع و محمول. اینها همه به‌جای خودش محفوظ، یک چیز دیگر در اینجا داریم این است که این محمولی که در اینجا سالبه است، این محمول را ما بر این موضوع حمل می‌کنیم. پس دو سلب در اینجا تحقق پیدا کرده: سلب اول، سلب ربط بین موضوع و محمول، یعنی سلب آن نسبت حکمیّه، و می‌گوید: بین این دو هیچ ارتباطی وجود ندارد. این یک مسئله است.

  • مسئلۀ دوم اینکه چون حرف سلب بر سر محمول رفته آن را منفی کرده است و وقتی که آن منفی شده، منفی را بر موضوع حمل کرده، پس سلب در اینجا متکرر شده است. پس در قضیّۀ سالبة المحمول ما موضوع را اثبات می‌کنیم و وقتی که موضوع را اثبات کردیم، اول ارتباط بین او و بین محمول را با حرف سلب‌مان قطع می‌کنیم می‌گوییم: «زید لیس بقائمٍ». فرق بین «لیس زیدٌ بقائمٍ» و «زیدٌ لیس بقائمٍ» این است که در [قضیۀ اولی] لیس می‌آید از اول تیشه را می‌زند و ارتباط بین موضوع زید و قائم را قطع می‌کند و کنار می‌گذارد و می‌گوید: بین زید و قائم هیچ ارتباطی وجود ندارد. در قضیۀ دوم «زید لیس بقائمٍ» زید سر جای خودش محفوظ است، از آسیب تیشۀ لیس اینجا در امان است، لیس بر سر قائم آمده است. این لیس درعین‌حال که بعد است اما می‌آید و می‌گوید: نه، جناب زید خیال نکن که تو حالا قبل از من آمدی و بگویی به [من کار] نداری. نه، من یک دانه به عقب می‌زنم و یکی به جلو می‌زنم. این که به عقب می‌زنم، ارتباط بین تو را و بین قائم را قطع می‌کنم. آن را به بعد از خودم می‌زنم، ارتباط او را که قطع کردم، دوباره به تو حمل می‌کنم. یعنی این منفی که الان عدم قیام است دوباره به زید حمل شده است. این مسئلۀ مرحوم سبزواری است که این‌طور ایشان می‌فرمایند. آنچه به نظر حقیر می‌رسد ... .