اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

بررسی سلب نسبت، لااقتضاء و معنای امکان ماهوی

0
اسفار
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر و معنای امکان، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به تبیین معنای امکان نزد مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد و امکان را حاصل سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم معرفی می‌کند. سپس با بررسی دقیق اقسام قضایا، به‌ویژه سالبه محصله، سالبه المحمول و موجبه معدوله، نقش سلب و نسبت میان موضوع و محمول را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که سلب در قضایای سالبه ناظر به واقع خارجی است، نه نابودی نسبت در ظرف ذهن. در ادامه، دیدگاه مرحوم سبزواری درباره تفاوت اقسام قضایا بررسی شده و اشکال‌های آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به نقد اشکال نخست علامه طباطبایی بر کلام آخوند اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا تفسیر امکان به لااقتضاء موجب از بین رفتن جهت و ماده قضیه می‌شود یا خیر.

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

7
  • تلمیذ: درواقع دوتا قضیّه است.

  • استاد: احسنت، این درواقع دوتا قضیّه است. ما یک «زیدٌ لیس بقائمٍ» داریم که یک قضیه است و یک «لیس هو بقائمٍ» داریم که این یک قضیۀ دیگر است. یعنی محمول ما در اینجا یک قضیۀ دیگری را تشکیل داده است، آن‌وقت بر این اساس ایشان می‌فرمایند: سالبة الموضوع هم همین‌طور است. در قضیۀ سالبة ‌الموضوع می‌گوییم: «لیس زید بقائمٍ» که در اینجا نحوۀ تعبیر فرق می‌کند. در «لیس زید بقائمٍ»، در اینجا بر سر قائم حرف سلب نرفته بلکه بر سر زید است که حرف سلب رفته است. یعنی در یک قضیه ما موضوع درست می‌کنیم که زیدی نیست. «لیس زیدٌ بموجودٍ و هو بقائمٍ»، این‌طوری می‌شود. «لیس زیدٌ»، زید موجود نیست. حالا که موجود نیست پس قائم هم نیست، چون قیام از متفرعات بر وجود است. ممکن نیست یک شیئی موجود نباشد و قیام بر او ثابت باشد. در قضیۀ سالبة المحمول لحن کلام این چنین است که زید هست و قیامی وجود ندارد. «زیدٌ لیس بقائمٍ»، زید هست، «زیدٌ موجودٌ و هو لیس بقائمٍ»، قیامی بر او مترتب نیست. این یک قضیه دیگری است که ما آن قضیه را در اینجا با زید ربط دادیم.

  • تلمیذ: آیا سالبه به ‌انتفاء موضوع هم در «زید لیس بقائمٍ» صدق می‌کند؟

  • استاد: نه در اینجا زید اثبات شد.

  • تلمیذ: این‌طور که معروف است این است که سالبه ... .

  • استاد: آن در صورتی است که سالبۀ محصِّله باشد. فقط اینجا است یا در صورتی است که سالبة الموضوع باشد. اگر موجبۀ معدوله باشد، معدولة المحمول، یا اینکه موجبه سالبة المحمول باشد که باز هم از او تعبیر به موجبه می‌آید که درهرصورت اثبات موضوع می‌شود.

  • فرق بین سالبۀ محصَّله و بین سالبة المحمول

  • مطلبی که به نظر حقیر در اینجا می‌رسد این است که شما این حرف سلب را که بر سر زید می‌آورید به‌عنوان قضیۀ موجبۀ سالبة المحمول، یا اینکه در اینجا معتقدید که ارتباط بین زید و بین محمول، این ارتباط قطع می‌شود و ارتباطی در خود قضیه وجود ندارد که اگر این‌طور است و اگر این ارتباط را اول قطع می‌کنند بنابراین دیگر حمل معنی ندارد. یعنی اول «لیس» بیاید و ارتباط بین موضوع و بین محمول را در خود قضیه قطع بکند، که گفتیم این ممتنع است. در خود این قضیۀ «زید لیس بقائمٍ» بیاید و این لیس ارتباط بین زید و بین قائم را قطع بکند، این دوتا می‌شوند دوتا مفرد. وقتی که دوتا مفرد شدند دیگر چه چیزی را شما می‌خواهید بر چیزی حمل کنید؟! دیگر اصلاً معنی ندارد، دیگر اصلاً ربطی بین این دوتا نیست! شما گفتید که اصلاً بین این دوتا هیچ ربطی نیست، بیخود کردیم اصلاً قضیه درست کردیم، اصلاً اشتباه کردیم که گفتیم: «زیدٌ لیس بقائمٍ». نه‌خیر، زید برای خودش است و قیام هم برای خودش یک چیز دیگر است، اصلاً ارتباطی دیگر وجود ندارد. اگر منظور شما این است که این اصلاً اصل قضیه باطل است. پس معلوم است ارتباط هست. پس اینکه می‌فرمایید که حرف نفی بیاید و ارتباط بین موضوع و محمول را برمی‌دارد، منظور همان ارتباط خارج است. آن ارتباط خارج بین موضوع و محمول می‌آید، آن ارتباط سلب می‌شود. وقتی که می‌گوییم: «زید لیس بقائمٍ» یعنی در عالم خارج هیچ ارتباطی بین آن موضوع و بین این محمول وجود ندارد. این «لیس» کارش این است.