اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحاله امکان بالغیر و حقیقت امکان ذاتی

نقد علیت ماهیت برای تساوی طرفین

0
اسفار
اسفار

استحاله امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاهی را بررسی می‌کند که امکان ذاتی را از لوازم ماهیت و معلول اقتضای خود ماهیت می‌داند. سپس برهان قائلان به استحاله امکان بالغیر را توضیح می‌دهد که بر پایه محال بودن توارد دو علت مستقل بر یک معلول و نیز محال بودن انقلاب ذاتیات اشیا بنا شده است. در ادامه پاسخ‌های مطرح‌شده به این برهان بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که اگر امکان ذاتی وابسته به وجود یا عدم غیر باشد، دیگر نمی‌توان آن را لازمه حقیقی ذات دانست. بحث در نهایت به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند می‌رسد که بر اساس آن ماهیت در مرتبه ذات نه مقتضی وجود است و نه مقتضی عدم، بلکه صرف فقر، قوه و لااقتضائیت است. حاصل بحث روشن شدن معنای واقعی امکان ذاتی و تفاوت آن با تصور رایج از تساوی طرفین به‌عنوان یک وصف ذاتی برای ماهیت است.

استحاله امکان بالغیر و حقیقت امکان ذاتی

1
  • درس یکصد و هشتاد و هفتم

  • دلیل استحالۀ امکان بالغیر(3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و أنت بعدَ الإحاطةِ بما نبَّهناک علیه مِن أنّ الممکنَ فی مرتبةِ ذاتِه مِن حیثُ ذاتِه له القوةُ الساذجةُ و الفقرُ المحضُ مِن غیرِ تحصُّلٍ بوجهٍ مِن الوجوهِ أصلاً فی جهةٍ مِن الجهاتِ علِمتَ بطلانَ ذلک.

  • در تتمۀ مطلب روز قبل که مرحوم آخوند راجع به استحالۀ امکان بالغیر، قائل به سلب بسیط نه سلب معدوله و نه موجبۀ سالبة المحمول و نه موجبۀ معدوله شده بودند و این دو را اقتضاء بالنسبه به عدم ضرورت وجود و عدم ضرورت عدم می‌دانستند و در مرتبۀ ذات و ماهیت، تساوی طرفین را قائل بودند به‌عنوان لا اقتضاء که لازمۀ لا اقتضاء طرفین، تساوی طرفین است. عدم اقتضای یکی از دو طرف با اقتضاء عدم دو طرف تفاوت می‌کند؛ در مرتبۀ اول عدم علّیت ماهیت است نسبت به امکان ذاتی و در مرتبۀ دوم علیت و اقتضای ماهیت است نسبت به امکان. و از لحاظ اینکه ماهیت وجودی ندارد تا اینکه بتواند علت بشود برای اقتضای ذاتی، برای امکان ذاتی، از این نقطه نظر صحیح این است که ما در ناحیۀ ذات و در ناحیۀ ماهیّت، لا اقتضای ماهیّت را بالنسبه به ضرورت وجود و به ضرورت عدم بدانیم که لازمه‌اش تساوی الطرفین است بالنسبه به خود ماهیت.

  • بیان دیگری از برهان استحالۀ امکان بالغیر

  • و مرحوم آخوند در اینجا می‌فرمایند که بعضی‌ها آمده‌اند و این‌طور مسئله را مطرح کرده‌اند که با وجود اینکه اگر ماهیت مقتضی تساوی الطرفین باشد، یعنی در عین اقتضاء تساوی الطرفین این‌طور تصور کردند که ماهیّت، اقتضاء می‌کند امکان ذاتی را برای خودش، من‌باب‌مثال ماهیت زید اقتضاء تساوی طرفین را می‌کند، این‌طور مسئله را مطرح می‌کنند و امکان ذاتی را به این نحو لازمۀ برای ذات می‌دانند نه لا اقتضاء ماهیت را بالنسبه به طرفین که خارج از ناحیه و حیطۀ علیّت و معلولیت است، در این مرتبه برهان و دلیلی را بر استحالۀ امکان به غیر اینها می‌آورند. می‌گویند: در صورتی که ماهیّت، امکان ذاتی را برای خود اقتضاء می‌کند، دراین‌صورت اگر امکان بالغیر جایز باشد برای ماهیّتی من الماهیات، یا اینکه توارد علتین مستقلتین بر معلول واحد لازم می‌آید و هو محال، یا اینکه انقلاب یک ذات از ذاتیات خود به خارج از ذاتیات خود لازم می‌آید. من‌باب‌مثال «الأربعة زوجٌ»، اگر فرض بکنید این زوجیّت برای اربعه لازمۀ ذاتی است، تبدل اربعه به فردیت انقلاب ذات از زوجیت به فردیت است و هو محال. الأربعة فی مرتبةٍ هی الأربعة لا یجوز أن ینقلبَ من الزوجیّة إلی الفردیة. حالا اول که علتین مستقلتین بر معلول واحد است، در آنجایی است که ماهیت ما ممکن بالذات باشد. در صورتی که ماهیّت ممکن بالذات باشد دراین‌صورت لازمه‌اش این است که علتین مستقلتین بر معلول واحد بیاید، چون خود ماهیّت علت برای امکان ذاتی خود است، خود ماهیّة من حیث هی هی علة مستقلة للاتصاف بالامکان الذاتی لنفسها. چون ما گفتیم که بنا بر این فرض، امکان ذاتی لا اقتضاء ضرورت طرفین برای ماهیت نیست بلکه اقتضاء تساوی الطرفین است. یعنی ماهیّت علت برای امکان ذاتی خودش است. ارتباط بین ماهیّت و امکان ذاتی، ارتباط بین علت و معلول است. با این فرض پس یک علت مستقلۀ برای امکان ذاتی نفس ماهیّت خواهد بود، و فرض این است که امکان بالغیر هم از ناحیۀ علت مستقلۀ أخری بر این ماهیت افاضه می‌شود، پس یک علت مستقل دیگر هم غیر خواهد بود که به این ماهیت امکان می‌دهد، این می‌شود دو علت مستقل بر معلول واحد که امکان باشد.