اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحاله امکان بالغیر و حقیقت امکان ذاتی

نقد علیت ماهیت برای تساوی طرفین

0
اسفار
اسفار

استحاله امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاهی را بررسی می‌کند که امکان ذاتی را از لوازم ماهیت و معلول اقتضای خود ماهیت می‌داند. سپس برهان قائلان به استحاله امکان بالغیر را توضیح می‌دهد که بر پایه محال بودن توارد دو علت مستقل بر یک معلول و نیز محال بودن انقلاب ذاتیات اشیا بنا شده است. در ادامه پاسخ‌های مطرح‌شده به این برهان بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که اگر امکان ذاتی وابسته به وجود یا عدم غیر باشد، دیگر نمی‌توان آن را لازمه حقیقی ذات دانست. بحث در نهایت به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند می‌رسد که بر اساس آن ماهیت در مرتبه ذات نه مقتضی وجود است و نه مقتضی عدم، بلکه صرف فقر، قوه و لااقتضائیت است. حاصل بحث روشن شدن معنای واقعی امکان ذاتی و تفاوت آن با تصور رایج از تساوی طرفین به‌عنوان یک وصف ذاتی برای ماهیت است.

استحاله امکان بالغیر و حقیقت امکان ذاتی

4
  • حالا در این بحث توارد علتین بر معلول واحد، آقایان می‌گویند که ماهیت خودش اقتضاء می‌کند علیت را برای اتصاف به امکان. غیر هم اقتضاء می‌کند علیت را برای اتصاف این ماهیت به امکان، اما هر کدام از این دو علت مستقله نیستند. ماهیت در صورتی علت مستقله است که این مشروط به عدم العلة مِن ناحیة الغیر باشد. اگر غیری وجود داشت دیگر این ماهیت علت مستقله نیست. پس توارد علتین واحد بر معلول واحد نخواهد بود. نقل کلام می‌کنیم در امکان بالغیر. امکان بالغیر علةٌ. یعنی اگر امکان بالغیر از ناحیۀ علتی بیاید، آن علیّت درست است که علت برای اتصاف این ماهیت به امکان است ولی آن علت، علت مستقله نیست. در صورتی آن غیر، علت مستقله است که این ماهیت، علت برای امکان ذاتی نباشد. حالا که این ماهیت خودش فی‌حدنفسه علت برای امکان ذاتی و اتصاف به امکان ذاتی لنفسه است بنابراین آن غیر، علت مستقله نیست. در آنجا علیت غیر با علیت خود ماهیت با همدیگر مجتمعاً علةٌ مستقلةٌ للاتصاف الماهیّة بالامکان. بحث دیگر راجع به امکان ذاتی و بالغیر نیست، همین اتصاف ماهیت به امکان یَکفی.

  • جوابی که از این داده شده است و مرحوم آخوند از این جواب می‌دهند این است ـ البته به‌عنوان اجیب یا به‌عبارت‌دیگر مطرح می‌شود ـ: ما فرض کلام را در خود اتصاف ماهیت به امکان ذاتی می‌کنیم. آن اشکالی که در بحث علیت آمد، آن اشکال در اینجا دوباره به‌وجود می‌آید. و آن اشکال، نیاز و احتیاج معلول به علت و تأثیر استقلالی علت به آن معلول است. راجع به امکان ذاتی صحبت در این است که اگر ماهیت در تأثیر بر معلول، یعنی در تأثیرش بر یک معلولی که همان امکان ذاتی باشد که این امکان ذاتی، ذاتی و لازمۀ ذات ماهیت است، اگر در تأثیر محتاج به عدم الغیر باشد، معنایش این است که عدم الغیر در تأثیر این ذاتی بر ذاتیاتش دخیل باشد و هو محالٌ. یعنی چه؟! مثال می‌زنیم به اینکه اگر اربعه در تأثیرش بر زوجیت که زوجیت را به‌عنوان لازمۀ ذاتی برای خودش تقبّل کند، این أربعه یَجلبُ لنفسه الزوجّیةَ، این زوجیت لازمۀ مصطلَح و شایع اربعه است، الأربعةُ یقتضی ذاتًا الزوجیةَ لنفسها. اگر این اقتضاء اربعه زوجیت را لنفسه مشروط باشد به مثلاً عدم فردیت ثلاثه یا به عدم فردیت خمسه، یعنی اربعه در ظرفی اقتضاء زوجیت می‌کند که ثلاثه وجود نداشته باشد، خمسه وجود نداشته باشد، سبعه وجود نداشته باشد و امثال‌ذلک. بنابراین لازمه‌اش این است که خود ذات فی‌حدنفسه اقتضای زوجیت نمی‌کند بلکه اقتضای زوجیت در صورتی است که عدم فردیت در خارج محقق باشد، در‌حالی‌که ما اصلاً در توجه نسبت به اربعه، ثلاثه یا خمسه را لحاظ نمی‌کنیم بلکه نفس تصور اربعه یقتضی الزوجیةَ. اصلاً نه در خود ذاتش و نه در تصور ما، در هیچ کدام تصور اربعه ملازم با ثلاثه و ملازم با خمسه نیست. من‌باب‌مثال شما وقتی که می‌گویید: اینجا چهارتا کتاب هست، آیا در نظرتان این هست که سه‌تا نیست، پنج‌تا نیست، هفت‌تا نیست، یازده‌تا نیست، شش‌تا نیست؟! نه، نظر به این می‌کنیم یک، دو، سه، چهار، چهارتا کتاب اینجا هست، یا مثلاً پنج‌تا قلم اینجا هست، شش‌تا دفتر اینجا هست. اصلاً در توجه به آن عدد، ما لحاظ شیء دیگری را نمی‌کنیم تا اینکه دخالت در مفهومش و در ترتّب لوازم ذاتی‌اش بر آن باشد؛ این اصلاً محال است دیگر! این هم اشکالی که از این نقطه‌نظر بر این آقایان وارد می‌شود.