اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحاله امکان بالغیر و حقیقت امکان ذاتی

نقد علیت ماهیت برای تساوی طرفین

0
اسفار
اسفار

استحاله امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاهی را بررسی می‌کند که امکان ذاتی را از لوازم ماهیت و معلول اقتضای خود ماهیت می‌داند. سپس برهان قائلان به استحاله امکان بالغیر را توضیح می‌دهد که بر پایه محال بودن توارد دو علت مستقل بر یک معلول و نیز محال بودن انقلاب ذاتیات اشیا بنا شده است. در ادامه پاسخ‌های مطرح‌شده به این برهان بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که اگر امکان ذاتی وابسته به وجود یا عدم غیر باشد، دیگر نمی‌توان آن را لازمه حقیقی ذات دانست. بحث در نهایت به تبیین دیدگاه مرحوم آخوند می‌رسد که بر اساس آن ماهیت در مرتبه ذات نه مقتضی وجود است و نه مقتضی عدم، بلکه صرف فقر، قوه و لااقتضائیت است. حاصل بحث روشن شدن معنای واقعی امکان ذاتی و تفاوت آن با تصور رایج از تساوی طرفین به‌عنوان یک وصف ذاتی برای ماهیت است.

استحاله امکان بالغیر و حقیقت امکان ذاتی

6
  • چون ماهیت اقتضای تساوی طرفین را می‌کند و با وجود این اقتضاء در اینجا علت می‌آید و این ماهیت را موجود می‌کند. پس تنها آن علت، علت برای خروج این ماهیت از عدم به آن وجود نیست بلکه خود ماهیت هم فی‌حدنفسه یک مقتضی داشته، یک تحصلی در خارج داشته است. کأنّ نصف این تحقق خارجی به‌واسطۀ تحصل خود ماهیت آمده و نصف دیگر از ناحیۀ علت وجود آمده، درحالتی‌که هو محالٌ. ماهیت زید من حیث هی لیست الا هی، لیس موجودًا و معدومًا و لا له تحصّلٌ و تقررٌ بل صرفُ تصورٍ فی الذهنِ ابداً، اصلاً هیچ نوع و هیچ قسم در خارج تعین و تقرر و تحصلی ندارد. بنابراین علت وجود است که می‌آید و عدم را مبدل به وجود می‌کند؛ نه‌اینکه علت وجود، شیءٌ مقرّرٌ محصّلٌ، این شیء را مبدل به وجود می‌کند. پس ماهیت من حیث هی اصلاً تقرر ندارد، اصلاً تحصل ندارد. اگر داشته باشد پس برای تحقق خارجی، غیر از آن علت وجود، خود تحصل ماهیت را هم ما لازم داریم، درحالتی‌که گفتیم: ماهیت بالقوۀ محض است و استعداد محض است و هیچ‌گونه تحصلی در خارج ندارد. درست مثل این می‌ماند که شما بگویید: این ساختمانی که الان در خارج بناء می‌شود و این بنایی که در خارج قوام پیدا می‌کند، یک مقدارِ آن مرتبط به آجر و آهن و بنّا و مصالح و بنایه و امثال‌ذلک است و یک مقدارش مرتبط با آن نقشه و خریطه‌ای است که آن ساختمان با آن نقشه ساخته می‌شود، درحالی‌که این نقشه غیر از تصور مهندس چیز دیگر نیست، آن نقشه هم باز از تصور خود مهندس است، نقشه که از خارج نبوده است. این مهندس می‌نشیند و تصور می‌کند و این نقشه را در ذهن خودش می‌سازد و خلق می‌کند، بعد براساس این نقشۀ مخلوق، ساختمان را می‌سازد. بنابراین این نیست که ساختمان قوام داشته باشد یکی به بنّا و مصالح و دوم به این خریطه‌‌ای‌که در عالم از عدم به‌وجود می‌آید، قائم به او باشد.