
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت
نقد دیدگاه اتحاد جهات ثلاث با ماهیات
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه کسانی را بررسی میکند که امکان، وجوب و امتناع را نه در خارج و نه حتی در ذهن، اموری زائد بر ماهیت نمیدانند و آنها را عین خود ماهیات تلقی میکنند. سپس با توضیح منشأ انتزاع مفاهیم و تفاوت معقولات دارای مابهازای خارجی با مفاهیم اعتباری، زمینه نقد این دیدگاه را فراهم میسازد. در ادامه با تبیین نقش جنس و فصل در تمایز ماهیات و بررسی معنای امکان، نشان میدهد که امکان مفهومی عام و واحد است که بر ماهیات گوناگون حمل میشود و نمیتواند عین هر یک از آنها باشد. حاصل بحث روشن شدن اشکالات نظریه اتحاد امکان با ماهیت و تبیین معنای صحیح حمل امکان بر موجودات مختلف است.
زائد بودن امکان و وجوب و امتناع بر ماهیت
9یک شخصى مىگفت:
من یک جا چند شب منبر رفته بودم و از پیشنماز تعریف هم نکردم، پیشنماز یک آدم معمولى بود، بعد یکدفعه ایشان یک کاغذى به ما داد که چند مطلب را تذکر میدهم:
«متمنّى است به این چند مطلب تذکر بدهید: اول: توجه مردم به دادن خمس و وجوهات. دوم: تبلیغ از امام جماعت از شعائر اسلام است، جزو شعائر اسلام است. سوم: براى وجوهات صندوق هم تذکر بدهید و... .»
با اینکه مرد فاضلى هم هست، من او را مىشناسم، مرد فاضلی است و منبرهایش هم منبرهاى مفیدی است. مىگفت که ما ده شب منبر رفتیم، اما براى مرتبۀ بعد، با تمام اصرار هیئت امنا ایشان ما را دعوت نکردند و من از آن اطلاع داشتم. خیلى قشنگ نوشته بود که این پرداخت وجوهات را تذکر بدهید! ببینید دین پیغمبر بهدست چه کسانی افتاده است!
و إن قیل علَى الفلکِ بالمعنى الذی قیل علَى الموصوفاتِ بالإنسانیةِ فقد کان المفهومُ مِن الإنسانِ و الفلکِ شیئًا واحدًا و ذلک بدیهیُّ البطلانِ. فقد ثَبَتَ أنّ معنَى الإمکانِ إذا حُمِلَ على الماهیاتِ المختلفةِ فلیس هو عینَ تلک أو واحدًا منها بل أمرٌ آخرَ یعُمُّها عمومُ العرضِ العامِ اللاحقِ.
«[و اگر گفته شود بر فلک، همان معنایی که بر موصوفات انسانی گفته شده] پس مفهوم انسان و فلک امر واحد خواهد بود [و بطلان این بدیهی خواهد بود. بهتحقیق ثابت شد که] معناى امکان وقتى که بر ماهیات مختلفه حمل بشود مثل انسان و بقر و شجر و حجر، عین این ماهیات یا یکى از این ماهیات نیست بلکه امر دیگری است که عامِّ بر اینها است عمومِ عرض عام لاحق. مانند عرض عامى که ملحق مىشود بر موضوع و بر معروض خودش.»
و قد قَضَى العجبَ عنهم و عن قولهِم هذا بعضُ أبناءِ الحکمةِ و التحقیقِ حیث قال إنّ هؤلاء یوافقون أبناءَ الحقیقةِ فی الاحتجاجِ علىٰ وجودِ الصانعِ تعالى بأنّ العالمَ ممکنٌ مفتقرٌ إلىٰ سببٍ مرجَّحٍ ثمّ إذا باحثوا فی الإمکانِ یقولون هو نفسُ الشیءِ الذی یُضافُ إلیه فکأنّهم قالوا العالمُ محتاجٌ إلى الصانعِ لأنّ العالمَ عالمٌ.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 171 ـ 172.
