
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت
بررسی نسبت مفاهیم ذهنی با واقعیت خارجی
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه شیخ اشراق را توضیح میدهد که بر اساس آن مفاهیمی مانند وجود و وحدت مابإزای خارجی ندارند و اگر دارای تحقق خارجی باشند، تسلسل لازم میآید. سپس به نقد این دیدگاه پرداخته و توضیح میدهد که وحدت و وجود صرفاً مفاهیم ذهنی نیستند، بلکه منشأ انتزاع خارجی دارند و موجودیت آنها عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، مسئله امکان انتزاع مفاهیم متعدد از یک حقیقت واحد بررسی میشود و ارتباط این بحث با صفات الهی مانند علم، قدرت و حیات مورد توجه قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت میان مفاهیم صرفاً اعتباری و مفاهیمی است که ریشه در واقعیت خارجی دارند و نیز بررسی نسبت اصالت وجود و اصالت ماهیت در این مسئله است.
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت
5مرحوم آخوند به مطلب ایشان اشکال وارد مىکنند به اینکه این نتیجهاى را که ایشان از این مسئله میخواهند بگیرند نتیجهاش در بحث وحدت صفات با ذات است که اگر چنانچه ما قائل به اختلاف بین صفات حقیقیه مثل علم و حیات و قدرت با ذات باری تعالى بشویم، بنابراین لازمهاش انتزاع مفاهیم متعدده از این وحدت ذات است، لذا قائل به تعدد هستند. مرحوم آخوند مىفرماید: نه، اشکالى ندارد که ما مفاهیم متعددهای را از یک امر واحد انتزاع کنیم، چطور اینکه در علم و حیات و قدرت با اینکه اینها مفاهیم متعددهاى هستند ولى بهواسطۀ وحدت و عینتى که با ذات واجب الوجود دارند همۀ آنها از یک امر واحد انتزاع مىشوند. یا مانند زید من حیث أنه معلولٌ انتزاع مىشود، من حیث أنه مرزوقٌ، من حیث أنه مخلوقٌ، من حیث أنه متعلّقٌ بالله تعالی، ما صفات مختلفی را از این زید انتزاع مىکنیم نه از امر دیگر. یعنى وقتى به زید نگاه مىکنیم میبینیم دارد غذا مىخورد مىگوییم: هو مرزوقٌ، به زید نگاه مىکنیم میبینیم چون از پدرش آمده پس ابن عمروٍ، به زید نگاه مىکنیم از نظر اینکه خلق شده هو مخلوقٌ، به زید نگاه مىکنیم چون ماهیتى است که متدلى بالله است متعلقٌ الی العلة. توجه همۀ اینها به زید است. زید با اینکه واحد است اما مفاهیم متعددهای را ما انتزاع مىکنیم پس اشکالى ندارد که شما از یک امر واحد و از یک امر فارد بتوانید این مسائل را انتزاع کنید البته خودش جاى بحث دارد که إنشاءالله برای فردا.
بحثٌ و تنقیحٌ:
و ممّا تزَلزَلُ به هذه القاعدةُ أمورٌ:
منها: کونُ الواجبِ عندَ القائلین بصحّتِها و استحکامِها وجودًا صرفًا و وجوبًا بحتًا قائمًا بذاتِه واجبًا بنفسِه فضلاً عن کونِه فی الأعیانِ.
«[جستجو و اصلاح سخن:] از آن چیزهایی که متزلزل مىشود به او این قاعده، امورى هستند:
[یکی از آن امور این است که] واجب نزد قائلین به صحت این قاعده و استحکام این قاعده، وجود صرف است و وجود بحت است که لا یشوبُه شىءٌ مِن الإمکانِ و الکثرةِ و التعیّنِ و الحدودِ. این وجود به ذاتش خودش قائم است، خودش واجب است و در وجوب، نیاز به یک شیء دیگری ندارد؛ چه برسد به اینکه ما این وجود را در اعیان بدانیم.»
