اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت

بررسی نسبت مفاهیم ذهنی با واقعیت خارجی

0
اسفار
اسفار

نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه شیخ اشراق را توضیح می‌دهد که بر اساس آن مفاهیمی مانند وجود و وحدت مابإزای خارجی ندارند و اگر دارای تحقق خارجی باشند، تسلسل لازم می‌آید. سپس به نقد این دیدگاه پرداخته و توضیح می‌دهد که وحدت و وجود صرفاً مفاهیم ذهنی نیستند، بلکه منشأ انتزاع خارجی دارند و موجودیت آنها عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، مسئله امکان انتزاع مفاهیم متعدد از یک حقیقت واحد بررسی می‌شود و ارتباط این بحث با صفات الهی مانند علم، قدرت و حیات مورد توجه قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت میان مفاهیم صرفاً اعتباری و مفاهیمی است که ریشه در واقعیت خارجی دارند و نیز بررسی نسبت اصالت وجود و اصالت ماهیت در این مسئله است.

نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت

7
  • و منها: أنّ مقنِّنَ هذه القاعدةِ و مخترِعَها قائلٌ بجوازِ أن یکونَ مفهومُ واحدٍ و معنى فاردٍ یوجَدُ تارةً صفةً لشی‌ءٍ و تارةً متحصّلاً بنفسِه متقوّمًا بذاتِه.

  • «یکى از آن مواردى که با کلام شیخ اشراق جور درنمى‌آید این است که کسى که این قاعده را تقنین فرموده و اختراع کرده که مفاهیم، مابإزاء خارجى ندارند ایشان مى‌گویند: مى‌شود که مفهوم واحد و یک معناى فارد، یک‌‌وقت صفت براى شیء قرار بگیرد مثل نور.»

  • این صفت برای شیء قرار مى‌گیرد. ما مى‌گوییم: این شیء متنور است، این شىء نور دارد، ما نور را صفت براى هم مى‌دانیم. و یک‌موقع ممکن است به خود نور من حیث هو هو نظر بندازیم و خود وجود را درنظر بگیریم، کارى نداریم که آیا شیئی نور دارد. من‌باب‌مثال این پرده‌اى که الان در مقابل ما قرار دارد نور دارد. از کجا مى‌دانید نور دارد؟ چون اگر نور نداشت شما آن را نمى‌دیدید. نمی‌دیدید دیگر! پس چون نور به این پرده خورده و این پرده نورانى شده است و متصف به نور شده شما آن را مى‌بینید. اگر این پرده نور نداشت شما اصلاً آن را مشاهده نمى‌کردید. پس الان این نور در اینجا صفت براى یک امر قرار گرفته است. همین‌طور خود این نور را ما می‌توانیم وجود بنفسه و مستقل بدانیم، به‌خاطر اینکه پرده قبل از اینکه نور به آن بخورد که نور نداشت. پس معلوم است که نور یک امر دیگرى است که قائم به ذات است و متقوّم است، آن مى‌آید و به پرده مى‌خورد و پرده را نورانى مى‌کند.

  • و منها: أنّ مقنِّنَ هذه القاعدةِ و مخترِعَها قائلٌ بجوازِ أن یکونَ مفهومُ واحدٍ و معنى فاردٍ یوجَدُ تارةً صفةً لشی‌ءٍ و تارةً متحصّلاً بنفسِه متقوّمًا بذاتِه.

  • «پس مى‌شود یک مفهوم واحد و یک معنی یک‌موقع صفت براى شیء باشد و یک‌موقع متحصل بنفسه باشد، خودش تحصل داشته باشد و قوام ذاتى داشته باشد و به ذاتش قائم باشد.»