
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت
بررسی نسبت مفاهیم ذهنی با واقعیت خارجی
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه شیخ اشراق را توضیح میدهد که بر اساس آن مفاهیمی مانند وجود و وحدت مابإزای خارجی ندارند و اگر دارای تحقق خارجی باشند، تسلسل لازم میآید. سپس به نقد این دیدگاه پرداخته و توضیح میدهد که وحدت و وجود صرفاً مفاهیم ذهنی نیستند، بلکه منشأ انتزاع خارجی دارند و موجودیت آنها عین تحقق خارجی اشیاء است. در ادامه، مسئله امکان انتزاع مفاهیم متعدد از یک حقیقت واحد بررسی میشود و ارتباط این بحث با صفات الهی مانند علم، قدرت و حیات مورد توجه قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت میان مفاهیم صرفاً اعتباری و مفاهیمی است که ریشه در واقعیت خارجی دارند و نیز بررسی نسبت اصالت وجود و اصالت ماهیت در این مسئله است.
نقد استدلال شیخ اشراق درباره تسلسل و مفاهیم وجود و وحدت
8و بالجملةِ متفاوتًا فی أنحاءِ الکونِ و الحصولِ متخالفًا فی أطوارِ القوّةِ و الضعفِ و الکمالِ و النقصِ.
«و بالجمله متفاوت باشد در نحوۀ کون و حصول. یک مرتبه کونش متدلى به غیر است و یکوقت کونش خودش قائم به ذات است. تخالف داشته باشد در طورها و در مراحل قوه و ضعف، متخالف باشد در کمال و نقص.»
نور هم همینطور است؛ نور شدید داریم، نور ضعیف داریم، یک ولتى داریم، لامپ 500 وات داریم، اینها مراتب مختلف نور است دیگر. مثل سفیدى و بیاض؛ بیاض داریم مثلاً این کاغذ هم بیاض است و بیاض داریم مثل بیاض ثلج، آن هم بیاض است. نحوۀ شدت و ضعف در مورد بیاض تفاوت مىکند.
فلیُجَوِّز مثلَ ذلک فی بعضِ هذه المعانی کما أسلَفناه فی الوجودِ و الوحدةِ مِن قبولِهما أطوارًا مختلفةً فی التحقّقِ و أنحاءَ متفاوتةً فی الفضیلةِ و النقصانِ فغایةُ کمالِ کلٍّ منهما أن یکونَ ذاتًا أحدیًّا قیّومًا واجبًا بالذات.
«مثل وقتى که ایشان این را قبول دارند، در بعضى از این معانى باید مطلب را تجویز کنند که چه اشکال دارد که وجود هم همینطور باشد و وحدت هم همینطور باشد، همانطور که این دوتا اطوار مختلف در تحقق [و نحوههای متفاوت در فضیلت و نقصان] را قبول مىکنند. و غایت کمال هر کدام از این دوتا وحدت و وجود، اینکه این دوتا عبارت باشد از ذات أحدیّۀ قیّومی که واجب بالذات است.»
وحدت حقۀ حقیقیه در آنجا هست، وحدتى که هیچ دو برنمىدارد. وحدتى که ما داریم این وحدتها، وحدتهاى شکمى است! میگویند: زید واحد است، خب کجایش واحد است؟! این زید، سر دارد، دست دارد، پا دارد، بقیه اجزاء را دارد و خیلى چیزها دارد، ولى باز ما با توجه به این ترکیب، به آن مىگوییم: واحد. غیر از آن، تازه ما این وحدتى را که داریم این وحدت قابل فساد است، مىشود ازبین برود، زمین بیفتد آن را نصف کنند، زمین بیفتد مىشود دوتا، از شکم به بالا یکی است و از شکم به پایین یکى است. این وحدت دیگر ازبین رفت، این وحدت یک وحدتى است قابل براى اجتماع با کثرت هم مىشود، 2 و 3 و 4 و 5، نظائر و امثال پیدا مىکند، این وحدت دیگر یک وحدتى است که [قابل تکثر] است.
