
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات
بررسی علم، حیات و قدرت در مقام ذات و مظاهر
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، امکان انتزاع اوصاف و مفاهیم گوناگون از یک حقیقت واحد را بررسی میکند و سپس این بحث را به مسئلۀ علم، حیات و قدرت الهی پیوند میدهد. در ادامه، اختلاف دیدگاه فلاسفه و عرفا درباره عینیت یا بینونیت صفات با ذات الهی تبیین میشود و تفاوت میان علم، حیات و قدرتِ ذاتی با علم و قدرت مربوط به مظاهر و مخلوقات توضیح داده میشود. استاد برای روشن شدن مسئله از مثالهایی مانند آب و یخ، کتاب و ظهورات مختلف آن بهره میگیرد و نسبت مقام ذات با مقام واحدیت و تعینات خارجی را بررسی میکند. در بخش پایانی نیز مبانی قائلان به اصالت ماهیت و اشکالات وارد بر نظریۀ جعل و تحقق ماهیات در خارج نقد میشود و زمینه برای حل نهایی مسئله در جلسات بعد فراهم میگردد.
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات
توضیحات:
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، امکان انتزاع اوصاف و مفاهیم گوناگون از یک حقیقت واحد را بررسی میکند و سپس این بحث را به مسئلۀ علم، حیات و قدرت الهی پیوند میدهد. در ادامه، اختلاف دیدگاه فلاسفه و عرفا درباره عینیت یا بینونیت صفات با ذات الهی تبیین میشود و تفاوت میان علم، حیات و قدرتِ ذاتی با علم و قدرت مربوط به مظاهر و مخلوقات توضیح داده میشود. استاد برای روشن شدن مسئله از مثالهایی مانند آب و یخ، کتاب و ظهورات مختلف آن بهره میگیرد و نسبت مقام ذات با مقام واحدیت و تعینات خارجی را بررسی میکند. در بخش پایانی نیز مبانی قائلان به اصالت ماهیت و اشکالات وارد بر نظریۀ جعل و تحقق ماهیات در خارج نقد میشود و زمینه برای حل نهایی مسئله در جلسات بعد فراهم میگردد.
انتزاع مفاهیم متعدد از مصداق واحد و نسبت صفات با ذات
7منبابمثال اگر این کتاب قابل براى باز شدن نیست پس من هر کارى بخواهم بکنم نمىتوانم این کتاب را باز کنم. اینکه این کتاب را الان باز مىکنم و صفحه 175 را در اینجا مىآورم این معنایش این است که در اینجا یک صورت دیگرى از این کتاب پیدا شده، خارج از کتاب نیست، این کتاب همین است، تغییر نکرده، وزنش اضافه نشده، ولى این کتاب باز مىشود، صورت کتاب تفاوت مىکند، در عین حفظ هویت ذاتىِ کتاب، در عین حفظ هویت، صورت خارجى کتاب تفاوت مىکند. الان صورت خارجى کتاب به این نحو است بعد صورت خارجى کتاب اینطور مىشود، آیا در کتاب تفاوتى بهوجود آمده؟! تفاوتى بهوجود نیامده، تفاوت در صورت خارجى است، نهاینکه تفاوت در اصل کتاب است. و بهواسطۀ باز شدن کتاب، کتاب اسفار از کتاب اسفاریت خارج نمىشود باز کتاب اسفار است، باز مطالب در آن موجود است. ظهورات مظاهر پرودگار عیناً مثل همین مىماند؛ یک مرتبه من صفحۀ 75 را مىآورم، یک مرتبه من اصلاً فقط جلد را باز مىکنم، یک وقت من کتاب را اینطور مىگیرم یکوقت آنطور مىگیرم. این، اینطور گرفتن و آنطور گرفتن، امر زائد بر کتاب و ذات کتاب نیست بلکه اطوارى است که آن اطوار، لازمۀ تحقق ذات است، یعنى چون کتاب استعداد و آمادگى اطوار مختلف را دارد، بهواسطۀ جسم طبیعى که دارد و بهواسطۀ جسم تعلیمى که حاکم بر کتاب است لذا کتاب به اطوار مختلف درمىآید درحالتىکه چیزى بر کتاب اضافه نمىشود. غیر از لون و... است که لون عارض مىشود و بعد زائل مىشود، غیر از کم است که کم در یک وقت به این نحو ظاهر مىشود و بعد خارج مىشود، نه، این کتاب به این نحو است.
کتاب تکوین عبارت است از مظاهر و ظهورات پرودگار که تمام آن ظهورات و مظاهر، دخل و تصرفاتى است که ذات در خودش بهوجود مىآورد. ذات در خودش دخل و تصرف بهوجود مىآورد و ملائکه را خلق مىکند، به یک نحوه ذات در خودش دخل و تصرف بهوجود مىآورد و حیوان را خلق مىکند، ذات به یک نحوۀ دیگرى در خودش دخل و تصرف بهوجود مىآورد و انسان را خلق مىکند، زمین و زمان را خلق مىکند، شجر و حجر را خلق مىکند، تمام اینها دخل و تصرفاتى است که ذات که همان وجود بسیط است مىتواند در خودش بهوجود بیاورد. و این غیر از آن جهت ترکیب است. حالا این علم ذات به خارج از آن محدودۀ بساطت خودش که در او تعیّنى وجود ندارد و او مىتواند متعیّن بشود، این قدرت ذات بر مخلوقات و بر معلولات، این حیات ذات نسبت به مخلوقات دیگر ـ نسبت به خودش که لازمۀ ذاتیاش است ـ این حیات و این قدرت و این علم، اینها اوصافى در مرتبۀ مادون تجرد ذاتى ذات هستند. آن تجرد ذاتىِ ذات است که عرفاء از او تعبیر به مقام «هو» مىکنند. مقام «هو»یى که علم و قدرت و حیات ذاتى لازمۀ اوست و مقام واحدیتى که این مقام واحدیت موجب بروز همۀ معالیل خارجى و موجب بروز همۀ مظاهر خارجى و تعینات خارجى خواهد بود. این قدرت و علم و حیات، مرتبهاش مرتبۀ مادون ذات است، این همان است که عرفاء مىگویند: در مرتبۀ ذات، علم و حیات و قدرت راه ندارد، این معنی مقصود است.
