اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لازمه قول به بساطت و صرافت وجود

نسبت وجود بسیط با تعینات و عالم کثرت

14٬031
اسفار

بساطت و صرافت وجود در این جلسه به عنوان لازمه نگاه توحیدی در فلسفه تبیین می‌شود و نشان داده می‌شود که پذیرش وجود بسیط چگونه به نفی اصالت ماهیت منتهی می‌گردد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که اگر وجود حق متعال بسیط و غیرقابل تجزیه باشد، همه تعینات و موجودات نمی‌توانند اجزای جداشده از او باشند بلکه ظهورات او خواهند بود. در ادامه با مثال‌هایی مانند صوت و نسبت آن با اسم و فعل و حرف، روشن می‌شود که یک حقیقت واحد می‌تواند در قالب‌های متعدد ظاهر شود بدون آنکه ترکیب یا تجزیه در ذات آن راه یابد. همچنین قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» به عنوان نتیجه منطقی این مبنا بیان می‌شود. این بحث در نهایت اشکال اصالت ماهیت را پاسخ داده و وحدت وجود را تقویت می‌کند.

لازمه قول به بساطت و صرافت وجود

توضیحات:

بساطت و صرافت وجود در این جلسه به عنوان لازمه نگاه توحیدی در فلسفه تبیین می‌شود و نشان داده می‌شود که پذیرش وجود بسیط چگونه به نفی اصالت ماهیت منتهی می‌گردد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که اگر وجود حق متعال بسیط و غیرقابل تجزیه باشد، همه تعینات و موجودات نمی‌توانند اجزای جداشده از او باشند بلکه ظهورات او خواهند بود. در ادامه با مثال‌هایی مانند صوت و نسبت آن با اسم و فعل و حرف، روشن می‌شود که یک حقیقت واحد می‌تواند در قالب‌های متعدد ظاهر شود بدون آنکه ترکیب یا تجزیه در ذات آن راه یابد. همچنین قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» به عنوان نتیجه منطقی این مبنا بیان می‌شود. این بحث در نهایت اشکال اصالت ماهیت را پاسخ داده و وحدت وجود را تقویت می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لازمه قول به بساطت و صرافت وجود

8
  • تلمیذ: پس در قول عرفاء که مى‌گویند: اعیان ثابته در صور هست ـ حالا کاری به اشکال به حرف آنها نداریم ـ ولى حضرت‌عالى قائل بر این بودید که اعیان ثابته، در مرتبۀ ذات وجود دارند، بنا بر این فرمایش حضرت‌عالی مى‌فرمایید که آن وجود بحت و بسیط، حتى تعینش در آنجا نیست ... .

  • استاد: همین‌که شما می‌گویید: عین ثابت. مرتبۀ ذات را شما چه تفسیر می‌کنید؟ یک‌وقت مرتبۀ ذات، وجود مجرد در تصوّرتان هست که آن وجود مجرد طبعاً نه قیدى دارد و نه تعینى دارد و نه حدّى دارد، عین ثابت هم مثل بقیه مرخص‌اند و آنها باید به‌دنبال کار خودشان بروند. یک‌وقت شما آن ذات را در نظر می‌گیرید و با لحاظ تعیناتی که آن تعینات متعلق به او هستند، مانند اسم و فعل و حرف که متعلق به آن صوت هستند. خب می‌توانیم بگوییم که اسم و فعل و حرف‌ در فم انسان و در دهان انسان موجود است، منتها بسته به ارادۀ متکلم دارد که به چه نحوه این صوت یا این صدا را بیرون بیاورد. ترکیب زید و ماهیت زید در ذهن متکلم موجود است، اگر متکلم بخواهد بگوید «زید» می‌گوید «زَید»، اگر متکلم بخواهد فعل بگوید می‌گوید: «زاد»، اگر متکلم بخواهد نحوه‌اش را تغییر بدهد به‌عنوان مجهول بیاورد می‌گوید «زیدَ».

  • تلمیذ: پس دراین‌صورت لازم مى‌آید که براى ذات هم ما صور علمیه قائل بشویم درحالى‌که این نافى این قضیه است.

  • استاد: کجاى این قضیه این مطلب را ثابت می‌کند؟!

  • تلمیذ: مى‌فرمایید که در مرحلۀ ذات، آنجا هر اراده‌اى بکند می‌تواند به این تعینات دربیاورد.

  • استاد: خب، اراده‌اى بکند! اگر اراده‌اى بکند می‌تواند به این تعینات درآورد. بله، درست است.‌

  • تلمیذ: پس این تعینات در ذات نیستند.‌

  • استاد: خب در ذات نیست، مگر ما می‌گوییم هست؟!‌

  • فناء یعنی تغییر ادراک و تبدل خصوصیات نفسانی

  • تلمیذ: پس بحثى که در جمع بین قول حضرت علامه طهرانى و علامه طباطبائى ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ در بحث فنا و اعیان ثابت فرمودید [چه می‌شود؟!]

/ 0