اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اشکالات اصالة الماهیت (2) و نقد آن

بررسی تناقض در نسبت وجود و ماهیت در دیدگاه‌ها

0
اسفار
اسفار

نقد اصالة الماهیت در این جلسه به بررسی اشکالات وارد بر این دیدگاه در نسبت میان وجود و ماهیت اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس نشان می‌دهد که چگونه برخی مبانی قائلین به اصالت ماهیت در تبیین حقیقت وجود دچار تناقض می‌شوند. ابتدا بحث بر سر این است که در نگاه آنان، وجود در مورد واجب‌الوجود به‌ناچار پذیرفته می‌شود، در حالی‌که در سایر موجودات، ماهیت اصل دانسته می‌شود. سپس مسئله جواز تبدیل یک مفهوم واحد به دو حیثیت متفاوت (صفت و ذات مستقل) مطرح شده و اشکال‌های آن بررسی می‌گردد. در ادامه، نقد نگاه کسانی که ماهیات را امور عدمی می‌دانند و نسبت دادن همه تعینات به امر عدمی، با مثال‌های روشن رد می‌شود. نتیجه جلسه این است که ماهیت نمی‌تواند امر صرفاً عدمی تلقی شود، بلکه نحوه و حدّ وجود خارجی است.

اشکالات اصالة الماهیت (2) و نقد آن

5
  • خب آن وقت با توجه به این قضیه در مسئلۀ اصالت وجود نکته‌اى که آقایان از آن غفلت کرده‌اند این است که برخلاف اصالة الماهیة که اصلاً حصه‌اى از وجود را به معلولات و به مظاهر منتسب نکردند بلکه دربست وجود را به طاق خدا چسباندند و اصلاً بین او و بین ما یک پرده انداختند و فقط از نظر مفهومى به‌عنوان یک امر اعتبارى، وجود را به ما منتسب کردند و مثلاً گفتند: زیدٌ موجودٌ. فقط به‌عنوان یک امر اعتبارى است، مثل ریاست مى‌ماند؛ یعنی حالا چه گفتى رئیس یا نگفتى رئیس، زید کم و زیاد نمى‌شود، چه گفتى: زید مرئوس است یا مرئوس نیست، کم و زیاد نمى‌شود. بگو زید در اینجا نشسته یا در آنجا نشسته، کم و زیاد نمى‌شود. مانند امور اعتبارى که این امور اعتبارى اصلاً قابل اعتنا نیستند، مثل امور نسبی در نسبت بین طرفین، فوقیت و تحتیت، تقابل و امثال‌ذلک، اینها امور نسبى و اضافى هستند. من‌باب‌مثال مى‌گویید: زید سمت راست است به نسبت به عمرو، اینکه زید سمت راست است به نسبت به عمرو، از دید و از نظر رائى در اینجا ملاحظه مى‌شود. حالا اگر شما بروید و آن طرف بایستید، مقابل بایستید، زید سمت چپ مى‌شود. این امور اعتبارى است که به اعتبار متکلم و معتبِر فرق مى‌کند ولى اصل و حقیقت آن شى‌ء و آن ذات در خارج تفاوتى در آن پیدا نمى‌شود. اینها مى‌گویند: اصلاً مفهوم وجود و حملش بر آن ماهیات همین است، اصلاً این ماهیات در خارج حصه‌اى از وجود ندارند و علتش را هم که عرض کردیم.

  • درقبال اینها قائلین به اصالة الوجود هستندکه اصلاً برای ماهیات هیچ وزانى قائل نیستند؛ یعنى مى‌گویند: ماهیات امور عدمى هستند! از آنها سؤال می‌کنیم: اگر ماهیات امر عدمى هستند چرا شما روى این اعدام حساب باز مى‌کنید؟! چرا شما به این اعدام توجه مى‌کنید؟! بنابراین چرا ماهیت زید با ماهیت عمرو خلط نمى‌شود؟! چرا جاى ماهیت زید و ماهیت عمرو قاطى نمى‌شود؟! چرا شما به‌جاى آب، لیوان را نمى‌خورید؟! ماهیات امور عدمى هستند دیگر پس به‌جاى اینکه آب بخورید بفرمایید لیوان را در دهانتان بگذارید و به‌خوبی گاز بزنید، چرا این کار را نمى‌کنید؟! چون آب نرم است و این لیوان سفت است. هر چیزى در جاى خودش مطلوب مى‌شود. این لیوان ظرف است، در این ظرف باید آب ریخت. این لیوان را اگر شما بخواهید بخورید شیشه است و این شیشه در معده می‌رود و معدۀ شما را سوراخ مى‌کند، رودۀ شما را سوراخ مى‌کند و فساد به‌بار مى‌آورد، درحالى‌که شما به این ماهیت مى‌گویید: امرٌ عدمىٌ، به ماهیت مائیه هم مى‌گویید: امرٌ عدمىٌ! چطور این امر عدمى جایش را با این امر عدمى عوض نکرد؟! چطور عوض نکرد؟! شما به جاى اینکه بروید پرتغال بخرید چغندر بخرید، مى‌گویید: این چغندر است یا کدو؟! فرقى نمى‌کند، بالاخره هر دوی اینها همه اعدام‌اند، به وجودش نگاه کن و ببین که آن چیست، باطنش را بببین چه خوب است! قضیه‌اش را خدمتتان گفته‌ام خدمتتان مشاعره کردند و او گفت: فلان و فلان، بعد گفت: باطنش را ببین که چقدر عالی است! ظاهر را نگاه نکن، باطن قضایا را نگاه کن!