اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اشکالات اصالة الماهیت (2) و نقد آن

بررسی تناقض در نسبت وجود و ماهیت در دیدگاه‌ها

0
اسفار
اسفار

نقد اصالة الماهیت در این جلسه به بررسی اشکالات وارد بر این دیدگاه در نسبت میان وجود و ماهیت اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این درس نشان می‌دهد که چگونه برخی مبانی قائلین به اصالت ماهیت در تبیین حقیقت وجود دچار تناقض می‌شوند. ابتدا بحث بر سر این است که در نگاه آنان، وجود در مورد واجب‌الوجود به‌ناچار پذیرفته می‌شود، در حالی‌که در سایر موجودات، ماهیت اصل دانسته می‌شود. سپس مسئله جواز تبدیل یک مفهوم واحد به دو حیثیت متفاوت (صفت و ذات مستقل) مطرح شده و اشکال‌های آن بررسی می‌گردد. در ادامه، نقد نگاه کسانی که ماهیات را امور عدمی می‌دانند و نسبت دادن همه تعینات به امر عدمی، با مثال‌های روشن رد می‌شود. نتیجه جلسه این است که ماهیت نمی‌تواند امر صرفاً عدمی تلقی شود، بلکه نحوه و حدّ وجود خارجی است.

اشکالات اصالة الماهیت (2) و نقد آن

6
  • فلسفى را بحث از الفاظ نیست***بحث از الفاظ وى را عارضیست
  • من‌باب‌مثال شما در بهشت به‌جاى اینکه حورالعین را بگیرید به غلمان می‌رسید!! ما این بهشت را نمى‌خواهیم، آن بهشتى را مى‌خواهیم که در آن حورى باشد!! یک‌وقت منزل یکى از اقوام شخصی رفتیم، صبحت سر این بود که این حورى‌هایی که در قرآن و... به شما وعده داده‌اند، گول نخورید، آنجا فقط باید نگاهشان بکنید، یعنی آنجا روى صندلى و مبل می‌نشینید و نگاهشان می‌کنید و خلاصه خبرى نیست و قضیه‌اى نیست!! فعلاً نقد را در این دنیا بچسبید!! یک بنده‌خدا آنجا بود ناراحت شد و تعجب کرد و یک‌خرده به‌هم ریخت و گفت: «آن بهشتى که حوری‌اش این‌طور باشد من نمى‌خواهم!» جدى مى‌گفت! ولى خب بالاخره مسائل چیز دیگر است.

  • اگر ما مسئله و حقیقت التذاذ را روح بدانیم و التذاذ را یک امر مجرد بدانیم و حتى التذاذات مادى را از جهت تعلق آنها به نفس که مجرد است بدانیم آن‌وقت به آن مطالب مى‌رسیم. مطالب را شیخ الرئیس در اشارات مطرح کرده و آنجا خوب بیان کرده که هر مقدار جنبۀ التذاذ نفس تعلقش به ماده کمتر باشد مرتبه و شدت آن التذاذ بیشتر خواهد بود.1 اولاً این مطلب از ایشان بعید است که چنین حرفى را زده‌اند چون ایشان اصلاً در وادی نبوده، ثانیاً از نقطه‌نظر فلسفى مى‌توانیم براى این مسئله برهان بیاوریم. جهتش اینکه در مراتب وجود، شدةً و ضعفاً هرچه مراتب وجود به مرتبۀ تجرد نزدیک‌تر مى‌شود اشتداد وجودى در آن مرتبه بیشتر است. من‌باب‌مثال شما خیال مى‌کنید الآن یک پرتقالى که در دستتان هست چون 200 گرم وزن دارد، اشتداد وجودی‌اش خیلى قوی‌تر است از آن پرتقالى که در خواب مى‌بینید که اصلاً وزن ندارد! اشتداد وجودى در او قوی‌تر از این است، این معلول براى آن است، همین‌طور اشتداد وجودى آن پرتقال در خواب و در عالم مثال بالنسبه به آن حقیقت معنوى که صورت ندارد و او موجب شده است که آن صورت مثالیه خلق بشود، آن از این قوی‌تر است. تا اینکه همین‌طور به مراحل بالاتر مى‌رسد و تا به وجود بحت و بسیط برسد. این یک قاعدۀ فلسفى و یک برهان است که این مطلب ابن سینا را به این وسیله انسان مى‌تواند ثابت بکند.

    1. الاشارات و التنبیهات، النمط الثامن فی البهجة و السعادة، ص 136.