اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اشکالات به قاعده شیخ اشراق و اتحاد عقل و عاقل

بررسی دیدگاه ابن‌سینا و نقد اختلاف مفاهیم

0
اسفار
اسفار

اشکالات به قاعده شیخ اشراق در این جلسه با تمرکز بر مسئله اتحاد عقل و عاقل و معقول و تبیین دیدگاه ابن‌سینا بررسی می‌شود. بحث ادامه نقد مرحوم آخوند بر شیخ اشراق است که اختلاف مفاهیم را مساوی اختلاف وجود خارجی می‌دانست. در این جلسه توضیح داده می‌شود که تعدد مفهومی مانند عقل، عاقل و معقول لزوماً به تعدد در واقعیت خارجی منتهی نمی‌شود و می‌توان یک حقیقت واحد را از حیثیات مختلف تحلیل کرد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با استناد به سخن ابن‌سینا در شفا، اتحاد عقل و عاقل و معقول را تأیید کرده و آن را نمونه‌ای از وحدت وجود در مراتب نفس ناطقه می‌داند. همچنین توضیح داده می‌شود که علم و ادراک به صورت رابطه‌ای وجودی میان نفس و صور ذهنی تحقق می‌یابد نه صرفاً یک نسبت لفظی. در ادامه، اشکال به نظریه وجود عینی «امکان» مطرح شده و نشان داده می‌شود که امکان امری اعتباری و ذهنی است نه واقعیتی مستقل در خارج.

اشکالات به قاعده شیخ اشراق و اتحاد عقل و عاقل

7
  • بحث بنده و عرض بنده این است که از حیثیت واحده ممکن است مصداق واحد، منشأ انتزاع براى مفاهیم مخالفه باشد ولى این مصداق واحد به حیثیت واحده است نه به حیثیات متعدده. اگر حیثیت، حیثیت متعدده باشد، انتزاع مفهوم از زید نیست، از آن حیثیت است. نه‌اینکه ما الآن به زید نگاه مى‌کنیم به این قد و قیافه و ابرو و چشم مى‌گوییم: هذا مرزوقٌ. ما به‌لحاظ حیثیت رازقیت إله وقتى در این مرزوق نظر مى‌اندازیم، انتزاع مرزوقیت را مى‌کنیم. بنابراین مصداق واقعى مفاهیم مخالفه نفس زید نخواهد بود. مصداقش عبارت است از آن حیثیتى که آن حیثیت، ممکن است مرئى باشد و ممکن است مرئى نباشد. اما آن منشأ انتزاع، آن حیثیت است نه ذات زید که این الآن صورت و ماده دارد. پس مفاهیم متخالفه چون اینها ناظر بر حیثیت خارجى هستند امکان ندارد در یک ذات خارجى و در یک مصداق خارجى بدون لحاظ آن حیثیتى که منشأ انتزاع براى مفهوم مخالف است، شما از این ذات واحد بیایید و انتزاع بکنید. ما الآن همان‌طور که از یک ماهیت بماهى‌هى نمى‌توانیم حتى انتزاع امکان را بکنیم که از لوازم ذاتى ماهیت است ـ البته به‌لحاظ وجود ـ یعنی حتى امکان را که اقرب اوصاف به ماهیت است به‌لحاظ وجود، از ذات ماهیت نمى‌توانیم انتزاع کنیم، همین‌طور از نفس آن ماهیت موجودۀ خارجى، بدون لحاظ حیثیات مختلفى که در آن هست ما نمى‌توانیم انتزاع کنیم. زید الآن در خارج موجود است، این زیدى که در خارج موجود است‌، من حیث إنه حیوان فهو حیوانٌ و من حیث إنه ناطق فهو ناطق و من حیث إنه حى فهو حىٌ و من حیث إنه مرزوق من الله تعالى فهو مرزوقٌ. بنابراین حیثیت خارج از ذات زید که اضافى بر ذات زید است، منشأ براى مفاهیم مخالفۀ ما شده، والا بدون آن حیثیات در اینجا مفاهیم دیگرى معنی ندارند. این بحث راجع به اینجا است.