
بررسی زیادت امکان بر ماهیت
نقد تحقق خارجی امکان در فلسفه
زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دیدگاه قائلان به زائد بودن امکان بر ماهیت اختصاص دارد؛ دیدگاهی که امکان را یک وصف واقعی و دارای تحقق خارجی در کنار ماهیت ممکن میداند، نه صرف یک اعتبار ذهنی. در ادامه، مبنای مرحوم آخوند در تبیین حقیقت امکان بهعنوان حالت لااقتضاء ماهیت نسبت به وجود و عدم بیان میشود و تفاوت آن با نظریه زیادت روشن میگردد. سپس اشکال اصلی وارد بر قول به وجود خارجی امکان و اینکه آیا چنین وصفی در خارج قابل تفکیک از وجود ماهیت است یا نه، مورد تحلیل قرار میگیرد. بحث در نهایت به این جمعبندی میرسد که نسبت دادن هویت مستقل به امکان با مشکل مواجه است و بسیاری از ادله مطرحشده توان اثبات آن را ندارند و نیازمند بازنگریاند.
بررسی زیادت امکان بر ماهیت
2مکتب اسلام، مکتب پیروی از حق بدون زور و اجبار مگر در مواقع اضرار به غیر
میگویند: فخر رازى هروقت سر درس مىآمد، اول به شیعه یک اهانت و طعنه و... مىزد و بعد مىرفت. یک روز یکى از این فدائیان اسماعیلیه آمد و گفت اینطور نمىشود که این هر روز بیاید و اهانت کند. یک مدتى با او نشست و شروع کرد یک مقدار اشکال کردن، فخر رازى دید این آدم خیلى مستعدى است. ـ داخل آنها افراد با استعداد پیدا مىشد. ـ کمکم فخر رازى با او گرم گرفت، یک روز فخر رازى به خانهاش دعوت کرد. او به خانهاش رفت و خلاصه همینکه دید کسى دیگر نیست و او تنها است. بیچاره فخر رازى هم که قدرتمند نبود، یقهاش را گرفت و او را روی زمین خواباند و خنجر را کشید که فلان فلان شده چرا هر روز بالا مىروى و اول درس یک فحش مىدهى و بعد شروع به درس مىکنى؟! گفت: «نه، تسلیم!» گفت: «ایندفعه دیگر تکرار کنی سر و کارت با این است!» فردا رفت و شروع کرد به تعریف کردن که این فرقۀ نهادیه و مهدیه ـ بهجای ضاله و... که میگفت ـ است. شاگردانش گفتند که چه شده است؟ گفت: «شیعه برهان قاطع دارد!» برهان قاطع دارد، نمىشود درقبالش ایستاد! نهایت کار خیلىها هم به برهان قاطع میرسد، آخرش به برهان قاطع مىرسد! همیشه همینطور بوده است دیگر، همیشه وضع به همین کیفیت بوده که هرجا زور حاکم است شما ببینید منطق در آنجا وجود ندارد؛ هرجا که زور حاکم است و هرجا که از زور مىخواهد استفاده بشود. یعنى طرف در حرف جلو مىآید و جلو مىآید، یکمرتبه از آن به بعد دیگر مسئله مىخواهد مسئلۀ بایدى بشود، همانجا دیگر این یک ملاک است، یک ملاک کلى و یک معیار کلى براى ما است.
در مکتب تشیع از زمانى که خداوند پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث کرد تا حکومت امام زمان علیه السلام و قیام قیامت هیچوقت مسئلۀ زور نبود! حالا زور نهاینکه فقط زور با چماق و شمشیر و گلوله، بلکه زور در انواع مختلف و وسایط مختلف و ابزارهاى مختلف هم یک طریق است، و چهبسا آنها کاراییاش بیشتر از موارد دیگر است. همیشه براى افراد، راه بحث و راه تفکر باز بوده و اصلاً شاخصۀ اسلام این است! و اینکه الآن در دنیا بهعنوان ـ و خیلى هم دارد روی آن تبلیغ مىشود ـ یک اصل، اسلام و مکاتب و مبانی اسلام را مورد خدشه قرار مىدهند، علتش در اینجا دو مسئله است: مسئلۀ اول اینکه آن کسانى که این مطالب را مطرح مىکنند اصلاً خودشان نسبت به اسلام آگاهى ندارند.
