
بررسی زیادت امکان بر ماهیت
نقد تحقق خارجی امکان در فلسفه
زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دیدگاه قائلان به زائد بودن امکان بر ماهیت اختصاص دارد؛ دیدگاهی که امکان را یک وصف واقعی و دارای تحقق خارجی در کنار ماهیت ممکن میداند، نه صرف یک اعتبار ذهنی. در ادامه، مبنای مرحوم آخوند در تبیین حقیقت امکان بهعنوان حالت لااقتضاء ماهیت نسبت به وجود و عدم بیان میشود و تفاوت آن با نظریه زیادت روشن میگردد. سپس اشکال اصلی وارد بر قول به وجود خارجی امکان و اینکه آیا چنین وصفی در خارج قابل تفکیک از وجود ماهیت است یا نه، مورد تحلیل قرار میگیرد. بحث در نهایت به این جمعبندی میرسد که نسبت دادن هویت مستقل به امکان با مشکل مواجه است و بسیاری از ادله مطرحشده توان اثبات آن را ندارند و نیازمند بازنگریاند.
بررسی زیادت امکان بر ماهیت
5حالا این مسئله نسبت به حکومت اسلامی هم هست. یعنى این قضیه و تعهدى که نسبت به همه ملل دارد، این جهادى که مىکند بر این اساس است نه براساس اینکه کشور گشایى بکند. حالا کشورگشایى بکند، چه گیرش مىآید؟! یکوقت ما اسلام را مثل سایر مکاتب مىدانیم یعنى از نقطهنظر ارزش و قیمت مانند سایر مکاتب مىدانیم مثل یهودیت، مسیحیت، کمونیسم، بودایى، و مکاتب مختلف دیگر کنفسیوس و... ، تمام اینها را ما جدا مىدانیم، خب اسلام هم یکى از آنها است. میگویند: خب این زور است دیگر! این مکتب میخواهد خودشان را تحمیل بکند، آن مکتب میخواهد تحمیل کند، تحمیل کند، اسلام هم میخواهد تحمیل کند. اما یکوقت ما اسلام را از نقطه نظر واقعبینانه و بهعنوان یک دینى که برحق است ما مورد ارزیابى قرار مىدهیم، آنوقت در این اسلام نسبت به افراد دیگر باید احساس مسئولیت و تعهد پیدا بشود. این مکتب با مکتبهای دیگر فرق مىکند.
پس این افرادى که آمدند و اینطور مطرح کردند اصلاً بینش صحیح نسبت به اسلام نداشتند، بینش خشک متحجرانه داشتند این یک.
دوم اینکه خودشان آدم نبودند، یعنى حالا نهتنها آن بینش را نیامده مطرح کند بلکه خودشان هم کسى نبودند که اهل از نفس گذشتن و از هوا گذشتن و... باشند، ما ندیدیم از آنهایى که مطرح شدند. بالاخره هرکس هزارتا گرفتارى و... دارد. و آنچه که مسلم است این است که شخص تا روى زمین نشسته و پشت میز بنشیند خیلى تفاوت دارد! این چیزى است که عیان است! فلهذا این قضیه بر افراد دیگر مخفى نیست. همانطور که بر ما مخفى نبوده بر افراد دیگر مخفى نیست. طرف تا وقتى که منافعش اقتضاء مىکند یک جور حرف میزند، وقتى منافعش اقتضاء نکند یک جور دیگر حرف مىزند. خب این چیست؟! همین شخص دوباره سرجایش برگردد حرف را عوض مىکند و تغییر مىدهد. این چیزهایى که امروزه ما مىشنویم و مىبینیم و قضایایی که در جریان هست اینها همانهایى هستند که چند سال پیش خودشان اصلاً ضد اینها را مىگفتند، چند سال پیش اصلاً برخلاف این خودشان حرف مىزدنند و تبلیغ مىکردند و انجام مىدادند، حالا ورق برگشته و دارند به هر قسمى متشبث مىشوند و فلان مىکنند! همان حرفهایی که آن موقع ما مىزدیم حالا مىآیند مىنویسند و چاپ مىکنند و بهعنوان ارزش مطرح مىکنند! نه، کى گفته همۀ افراد عادى معصوم هستند؟! ممکن است اشتباه هم بکنند. حالا فوقش رویشان هم نشود مىگویند: خب این مربوط به آن زمان بوده است! ولی خودشان هم میدانند که این حرفها کشک و کلک است! همان حرفى که ما مىزدیم که آقا چهارده معصوم، چهاردهتا هستند، بیشتر از چهارده، پانزده نمىشوند، عدد همیشه خاص است دیگر، از اول گفتهاند: چهارده معصوم، حالا هم مىگویند: چهارده معصوم. بقیه معصوم نیستند! اینها مغزشان با مغز یکى از ماهاى دیگر یکى است، اشتباه مىکنند، کار درست هم مىکنند، نظریه خلاف مىدهند، نظریه صحیح هم مىدهند، و نباید به اینها بهعنوان یک اصل و بهعنوان یک تئورى نگاه کرد. به آن که فقط باید نگاه کرد قرآن است و چهارده معصوم! و السلام نامه تمام! حالا یکعده درآمدند و گفتند: نهخیر این خلاف است! تا گفتند: نهخیر خلاف است، آهان، اینجا بدانید باطل است! یعنى آن ملاک باید در دست باشد که به چه دلیل خلاف است؟! ما چندتا معصوم داریم؟! آیا پانزدهتا؟! آن که ما داریم و شرعاً براى ما اتباع آنها بدون چون و چرا حجت است چهارده نفرند! حالا این نفر پانزدهم شرعاً آیا آیه قرآن آمده؟! آیا امام زمان گفته؟! البته بعداً هم دیدیم! نهاینکه خواهیم دید، بلکه رسیدیم و دیدیم! الحمدلله چه چیزهایى دیدیم! هرچه گفتند یکییکی پس گرفتند! ولى تا بحث مىرسد به اینکه خواهى دید یعنى چه؟ یعنى تمام! قضیه آخر خط است! مثل اینکه در بحثهاى اصولى و فقهى که میبینید طرفین بحث مىکنند، تا دیدید یکى میگوید: ظواهر دلالت مىکند، بدانید که دستش را بالا برده است! تا کسى دلیل ندارد فوراً تمسک به ظاهر مىکند دیگر! تمسک به ظهورات یعنى دیگر دلیلم تمام شد! قضیه همین است دیگر! با خواهى دید دیگر درست نمیشود!
