اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی زیادت امکان بر ماهیت

نقد تحقق خارجی امکان در فلسفه

0
اسفار
اسفار

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دیدگاه قائلان به زائد بودن امکان بر ماهیت اختصاص دارد؛ دیدگاهی که امکان را یک وصف واقعی و دارای تحقق خارجی در کنار ماهیت ممکن می‌داند، نه صرف یک اعتبار ذهنی. در ادامه، مبنای مرحوم آخوند در تبیین حقیقت امکان به‌عنوان حالت لااقتضاء ماهیت نسبت به وجود و عدم بیان می‌شود و تفاوت آن با نظریه زیادت روشن می‌گردد. سپس اشکال اصلی وارد بر قول به وجود خارجی امکان و این‌که آیا چنین وصفی در خارج قابل تفکیک از وجود ماهیت است یا نه، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. بحث در نهایت به این جمع‌بندی می‌رسد که نسبت دادن هویت مستقل به امکان با مشکل مواجه است و بسیاری از ادله مطرح‌شده توان اثبات آن را ندارند و نیازمند بازنگری‌اند.

بررسی زیادت امکان بر ماهیت

1
  • درس دویست و پنجم

  • بررسی قول به زیادت امکان بر ماهیت (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌1

  • إشکالاتٌ و تفصّیاتٌ:

  • إنّ الذین یقولون إنّ الإمکانَ و نظائرَه کالوجوبِ و الوجودِ و الشیئیةِ و الوحدةِ لها صورةٌ فی الأعیانِ و هویةٌ زائدةٌ على ذاتِ الممکنِ و الواجبِ و الموجودِ و الواحدِ و الشی‌ءِ ربما احتَجّوا علىٰ إثباتِ دعواهم بحججٍ.2

  • اشکال به قائلین به زیادت امکان بر ماهیت در ظرف خارج

  • مسائل مختلفى راجع به امکان و اینکه آیا وصف زائد است یا وصف زائدى نیست، و اگر وصف زائد است ظرف اتصافش در خارج است یا در ذهن بیان شد. فعلاً ایشان ادلۀ قائلین به زیادت امکان را بر ماهیت با تحقق خارجى و هویت خارجى این وصف مطرح مى‌کنند. قبلاً مرحوم آخوند فرمودند: حقیقت امکان عبارت است از تهیأ ماهیت براى تحقق خارجى به‌نحو اینکه آن ماهیت لااقتضاء باشد بالنسبه به وجود و عدم؛ یعنى از ناحیۀ خود ماهیت، اقتضاء وجود یا اقتضاء عدم صورت نمى‌گیرد، چون اگر از ناحیۀ ماهیت اقتضای وجود داشته باشد مى‌شود واجب الوجود و اگر اقتضای عدم داشته باشد مى‌شود ممتنع الوجود، بلکه خود ماهیت بالنسبه به وجود خارجى و عدم وجود خارجى سیان است یعنى ساکت است، و این با اقتضاء تساوى باز هم تفاوت مى‌کند چطور اینکه قبلاً مسئله‌اش مطرح شد. اقتضاء تساوى طرفین با لااقتضاء بالنسبه به طرفین دوتا است. در اینجا مرحوم آخوند مى‌فرمایند که قائلین به زیادت امکان بر ماهیت که این وصف امکان، زائد بر ماهیت است، نه نفس ماهیت است که به عنوان ذات ماهیت باشد و نه ذاتى اوست، یعنی ذاتى باب ایساغوجى، بلکه یک وصفى است مانند کتابت، مانند شعر، مانند محن و حرَف که ممکن است یک ماهیتى در ظرف اتصاف خارجى متصف به این بشود، این ماهیت هم متصف به امکان است در ظرف اتصاف خارجى یا در ظرف اتصاف ذهنى. بعضى از ماهیات چون وجود خارجى ندارند بلکه ظرف اتصاف آنها در ذهن است مانند معقولات کلیه‌اى که فقط ذهن، ظرف اتصاف براى آنهاست و در خارج ظرف اتصاف ندارند، بعضى از ماهیات ظرف اتصافشان در خارج است مانند جزئیات و مصادیق یا مانند کلى طبیعى که هم ظرف اتصاف آنها در خارج است و هم ظرف اتصافشان ممکن است در ذهن باشد. ولى خود امکان فى‌حدنفسه اینها مى‌فرمایند که در خارج اصلاً وجود دارد، یعنى آنچه ما در خارج داریم یک وجود ماهیت است و یک امکانى است که این ماهیت در خارج متصف به آن امکان است منتها ما نمى‌بینیم، حلال‌زاده مى‌بیند. آنچه ما در خارج مى‌بینیم زید است، امکانش را ما نمى‌بینیم، اگر یک حلال‌زاده‌اى پیدا بشود شاید همراه با این وجود زید، در کنارش یک امکانى که همیشه با زید راه مى‌رود او را هم تماشا کند. آخر بعضى چیزها این‌طورى است دیگر! هر چیزی که مى‌گویند: این جور نمى‌شود مى‌گویند: نه، باید بروى تا برسى! خب حالا کى مى‌رسیم؟! به ما بالاخره یک وقتى را معین کنید، تاریخ بزنید که ما دلمان خوش باشد! می‌گویند: نه، باید این‌طور باشد! خب این‌طور که نمى‌شود! می‌گویند: باید دلت را صاف کنى! خب حالا چه‌طور دلمان را صاف کنیم؟ آن را به ما یاد بده! می‌گویند: باید توسل کنید! خب توسل کردیم نشد! می‌گویند: نه، دلت خراب است! خب بگو چه‌کار کنیم؟! با این کنار ایستادن و گفتن اینکه دلت خراب است کار درست نمى‌شود، بگو چه‌کار کنیم تا برویم انجام بدهیم؟! این قضیۀ امکان هم همین است، مى‌گویند: حلال‌زاده باید آن را ببیند! مى‌گوییم: آن که در خارج مى‌بینیم وجود زید است، خیلى زور بزنیم ماهیتش را هم مى‌بینیم، برخلاف عرف و عوام که اول ماهیت را مى‌بینند و بعد وجود را، ما مى‌گوییم: نه، ما حکیم هستیم، ما فَیلسوف هستیم، ما وجود را مى‌بینیم، دیگر بالاتر از این که نمى‌شود. ماهیت را هم مى‌بینیم که موجود شده، بالاخره امتیاز این وجود از آن وجود با ماهیت است، خب این دوتا را ما می‌بینیم، حالا به یک زورى ماهیت را هم به وجود چسباندیم و آن هم وجود را برایش حمل کردیم و عارض بر آن کردیم و ایشان را تماشا کردیم، امکان دیگر کجاى قضیه است؟! اینکه زیدى که الآن در خارج ممکن است، یک امکانى هم همراه با او یواشکى وجود دارد. مى‌گویند: آهان! آن را دیگر حلال‌زاده مى‌بیند، هر کسى نمى‌تواند ببیند! مى‌گوییم: خب برو آن حلال‌زاده را پیدا کن و بیاور، ما که این‌طور نیستیم! آخرش نتیجه به اینجا مى‌رسد که می‌گوید: ما حلال‌زاده هستیم! خب خیلى خوب است دیگر بحث تمام شد! اگر قرار بر این باشد که همۀ بحث‌ها به اینجا برسد که مى‌گوید: خواهى دید! مى‌گوید: از اول این را بگو!! این را از اول بگو که دیگر این‌قدر ما زحمت نکشیم! این‌قدر حرف نزنیم! این‌قدر داد و بیداد نکنیم! از اول بگو که بعد مى‌بینى! خب دیگر چرا یک ساعت دعوا کردى، این استدلال را از اول مى‌آوردى، این برهان قاطع را از اول می‌آوردی!!

    1. . امسال شب‌های ماه رمضان از مسافرت آمدیم و دعای ابوحمزه را شروع کردیم، بعد یک‌دفعه دیدیم که هفت، هشت خط بالاتر رفتیم و این آقایان هم چیزی به ما نگفتند که اینجا را خواندیم. وقتی که شب اول تمام شد گفتند: «آقا، هفت هشت خط پایین‌تریم.» گفتیم: حالا این که شروع کردیم تمام کنیم، همان تا آخر ماه رمضان طول کشید!
    2. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 178.