
تفاوت وجود و امکان و جایگاه وحدت در خارج
تحلیل معقولات ثانیه فلسفی و نقش ذهن
تفاوت وجود و امکان در این جلسه به بررسی این نکته میپردازد که امکان یک مفهوم ذهنی است و در خارج مابهازا ندارد، در حالی که وجود و وحدت علاوه بر مفهوم ذهنی، در خارج نیز منشأ تحقق و تشخص اشیاء هستند. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه با تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند، نشان میدهد که معقولات ثانیه فلسفی مانند امکان، امتناع و ضرورت تنها در ذهن انتزاع میشوند، اما وجود و وحدت در خارج با نفس تحقق موجود همراهاند. سپس تفاوت این نگاه با معقولات ثانیه منطقی و همچنین اشکال به خلط دیدگاه شیخ اشراق میان این دو دسته توضیح داده میشود و روشن میگردد که امکان صرفاً بر پایه تحلیل ذهنی از تساوی طرفین وجود و عدم شکل میگیرد. نتیجه جلسه این است که وحدت و وجود ریشه در عین خارج دارند، اما امکان تنها یک اعتبار ذهنی برای تحلیل وضعیت اشیاء است.
تفاوت وجود و امکان و جایگاه وحدت در خارج
5تلمیذ: وزن ایشان که اضافه نشده است. چیزى بر وزن این اضافه نشده است که بگوییم مابإزائى در خارج دارد. این یک معناى ذهنی است و آن معقول ثانی.
استاد: ببینید، همینکه شما الآن نگاه به این مىکنید این یعنى یک! ولى وقتى نگاه به زید مىکنید امکان را از آن نمىفهمید عقل [انتزاع میکند.]
تلمیذ: چیزى به ماهیت این [اضافه نشده است.]
استاد: ما نمىخواهیم بگوییم که یک چیزی به این اضافه شده است. ولى همین این یک لیوان، تا مىگویید: لیوان، این یکى خواهىنخواهى مىآید. چطور اینکه وقتىکه مىگویید: لیوان، زجاجیّت در ذهن شما مىآید، حجم در ذهن شما مىآید آیا وحدت یک لیوان هم در ذهن شما نمىآید که این لیوان [واحد است؟!]
تلمیذ: یکى از معقولات ثانوى است، امکان هم به نظر مىآید.
استاد: نه، امکان بهنظر نمىآید! امکان را عقل [انتزاع میکند.] وقتى که شما مىگویید: زید، امکان در نظر شما نمىآید. شما باید تعمّل و تحلیل کنید که آیا این زید جزء اقسام واجب الوجود است، یعنى داراى وجود بسیط و مجرد است و مستغنى بالذات است یا نه؟ مىگوییم: نه، این زید داراى ماهیت و این خصوصیّات است و نمىشود که مجرد باشد، در او ترکّب هست و ترکّب هم احتیاج به علت دارد پس این ممکن الوجود است. همۀ اینها را شما طى مىکنید، چند فرسخ راه مىروید!
تلمیذ: این لیوان هم همینطور است! نسبت به لیوان دیگر همین هست.
استاد: نه، اصلاً شما در عالم، یکمرتبه صبح از خواب برمىخیزید و هیچچیزى را در عالم ندیدهاید، هیچ چیز! خدا به شما هیچچیز در عالم نشان نداده است، مثل کسىکه اصلاً کور مادرزاد است، یکدفعه چشمش باز مىشود و در بیابان یک لیوان در مقابلش مىبیند آیا نمىگوید: این یکى است؟! آیا مىگوید: دوتا است؟! یکى مىبیند دیگر!
تلمیذ: این مفهوم، مفهومى است که اضافه مىشود و وجود پیدا مىکند دیگر. یکدفعه یک چیزى به آن ماهیّت اضافه مىشود. مىخواهیم بگوییم: چطور وحدت مساوق با وجود است؟!
