
زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات
نقد امکان استعدادى و امکان ذاتى و خلط آن دو
زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی این اشکال میپردازد که اگر برای تحقق هر حادثهای در خارج، امکانِ پیشینی لازم باشد، لازمهاش وجود بینهایت امکان بالفعل در سلسله حوادث آینده است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در تبیین کلام مرحوم آخوند توضیح میدهد که قائلان به این نظریه یا امکانها را متکافئ و غیرمرتبط میدانند یا آنها را در سلسلهای نامتناهی فرض میکنند. سپس روشن میشود که خلط میان امکان استعدادى (مرتبط با ماده و قوه خارجی) و امکان ذاتی (نسبت ماهیت به وجود) منشأ این اشکال است. در تحلیل فلسفی بیان میشود که امکان ذاتی، امر واحد و غیرقابل تمایز است و چون معدومات نمیتوانند مابهالامتیاز باشند، تعدد واقعی برای این امکانات قابل تصور نیست. همچنین تصور تفصیلی بینهایت در ذهن نیز محال دانسته میشود و تنها تصور اجمالی آن ممکن است. نتیجه بحث این است که فرض وجود امکانات نامتناهی پیشینی برای تحقق حوادث، هم از نظر خارج و هم ذهن، قابل قبول نیست و به تسلسل باطل میانجامد.
زیادت امکان بر ماهیت و بطلان تسلسل امکانات
4فلهذا مشکلى که در اینجا پیش مىآید این است که اگر ما امکان ذاتى را با امکان ذاتى دیگر لحاظ کنیم، چه متمایزهاى وجود دارد که موجب امتیاز و تعدد آنها از همدیگر شود؟! منبابمثال یک شیء مىخواهد پسفردا در خارج وجود پیدا کند، زید مىخواهد در خارج وجود پیدا کند، ما مىگوییم: «زیدٌ ممکنُ الوجود غداً بعد بُکرةٍ» پسفردا مىخواهد تحقق پیدا کند. از وقتى که وجود پیدا مىکند تا نود سالگى که إنشاءالله خدا به او عطا کند ـ گرچه در این زمانها دیگر محال است پنجاه سال، شصت سال، دیگر کسى بیشتر عمر نمىکند ـ این در مدت این پنجاه سال، شصت سال بىنهایت صورت مدام عوض مىکند، بىنهایت حوادثى مترتب بر او پیدا مىشود و بىنهایت هم باید امکان ذاتى داشته باشد پس از الآن ما بىنهایت امکان ذاتى را در کنار خودمان داریم! و فرض این است که این امکان ذاتى با امکان ذاتىِ بغلدستىاش از چه جهت با همدیگر اختلاف دارند تا آن اختلاف موجب تعدد آنها بشود؟ میگوییم: از نظر صورت، صورتهایى که بعداً بهوجود مىآید آن صورتها با هم اختلاف دارند پس امکان ذاتى آنها با همدیگر اختلاف دارد. مىگوییم: آن صورت اصلاً در خارج هنوز نیامده است! وقتى صورت در خارج نیامده چطور ممکن است یک امر معدوم موجب تمایز یک امر موجود بشود؟! یک شیئی که در خارج نیست عدم محض است، و نمىشود آن عدم محض مابهالامتیاز برای یک امر وجودى قرار بگیرد.
منبابمثال زید دارای دهتا بچه است و هرکدام از این بچهها یک خصوصیتى دارند؛ یکى بزرگ است، یکى کوچک است، یکى عالم است، یکى جاهل است، هرکدام یک خصوصیتى دارند. ولى در انتسابشان به پدر که همه مساوى هستند، از این نقطهنظر فرقى نمىکنند. یعنى به همان اندازه آن زید عالم منتسب به پدر است که آن زید جاهل منتسب است، و به همان اندازه فرزند 25 ساله منتسب به پدر است که فرزند یک ماهه و یک روزه هم منتسب به پدر است. ازنظر انتساب تفاوتى ندارد، تشکیک در اینجا معنی ندارد بلکه تواطی در اینجا هست. همینطور امکانات غیرمتناهیه، هیچکدام اینها بر دیگرى برترى و تفاضل و اختلاف و تمایزى ندارند بهجهت اینکه نفس امکان ذاتى عبارت از نفس استواء الطرفین است حالا به هر چه مىخواهد تعلق بگیرد؛ به ﴿عَلَقَة﴾ تعلق بگیرد به ﴿مُضۡغَة﴾ تعلق بگیرد به ﴿عِظَٰمٗا﴾ تعلق بگیرد، به ﴿فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا﴾ تعلق بگیرد، به ﴿أَنشَأۡنَٰهُ﴾1 تعلق بگیرد، به همین انسان بعد از پنجاهسال تعلق بگیرد. امکان ذاتى، امکان ذاتى است. فلهذا این معنی از این نقطهنظر مردود است.
- . سوره مؤمنین (23) آیه 14.
