اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بطلان وجود خارجی امکان بر ماهیت (دلیل دوم)

تقسیم ماده و تسلسل بی‌نهایت امکانات

0
اسفار
اسفار

زیادت امکان بر ماهیت در این جلسه به بررسی برهان دوم برای نفی وجود خارجی امکان اختصاص دارد؛ آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهند که اگر ماده حامل امکانات نامتناهی به دو بخش تقسیم شود، سه فرض پیش می‌آید: یا همان امکانات قبلی در هر دو نیمه باقی می‌ماند، یا در هنگام تقسیم امکانات نامتناهی جدید پدید می‌آید، یا امکانات متناهی می‌شوند. هر سه فرض به تناقض می‌رسند؛ زیرا یا مستلزم انتقال عرض از محل به محل دیگر است، یا موجب تسلسل بی‌نهایت در علل و امکانات حادث می‌شود، یا با فرض نامتناهی بودن اولیه ناسازگار است. در ادامه نیز اشکال دیگری مطرح می‌شود که اگر امکان صفت خارجی باشد باید به موجود خارجی اضافه شود، در حالی که اضافه به معدوم ممکن نیست. نتیجه جلسه این است که نظریه وجود خارجی برای امکان، با تحلیل عقلی و اصول علیت و امکان سازگار نیست و دچار اشکالات جدی می‌شود.

بطلان وجود خارجی امکان بر ماهیت (دلیل دوم)

8
  • «قسمت در جسم انتها برنمى‌دارد، شما هرتکّه را تقسیم کنید باز آن قابلیت عقلى براى تقسیم دیگر دارد. در هر قطعى، همان عوارضی به‌وجود می‌آید و همان لوازمی به‌وجود مى‌آید که در قطع اول هست. (پس اگر در قطع اول، امکانات غیرمتناهى قابل براى حدوث هستند، در قطع دوم هم همین امکان هست، در قطع سوم هم همین امکان وجود دارد، بنابراین این بقاء تناهى در اینجا معنی ندارد.) [بنا بر فرض، امکا‌ن‌ها در هنگام تقسیم ایجاد نشده‌اند.] قبل از انقسام اینها محل‌هایشان متمایز بود تا اینکه باقى بماند بعد از انقسام، بعضى از اینها در جزئى و بعضى از این امکانات در جزء دیگر. چون اعراض قابل انتقال نیستند از یک محل به محلّ دیگر. (پس قبل از انقسام، اینها محلشان متمایز است که این امکان به چه حادثى مى‌خورد و آن امکان به چه حادثى مى‌خورد. این امکان نمى‌شود جایش را با آن امکان عوض کند. آن امکانى که مربوط به یک صورت است اختصاص به آن صورت دارد، آن امکانى که مربوط به یک صورت دیگر است برای آن صورت است، و هردوى اینها نمى‌شود جایشان را عوض بکنند. این برای قبل از انقسام است. چون اعراض قابل انتقال نیستند هرعرضى برای محل خودش است.) از یک طرف مى‌گوییم: امکانات حادث نیستند همان‌طورى که ما فرض کردیم. (اینها نمى‌شود حادث باشند، قبلاً باید موجود باشند. قبل از اینکه محلشان حدوث پیدا کنند اینها باید قبلاً خودشان پیشاهنگ باشند و در خارج حضور داشته باشند.) حالا اگر محل اینها متمایز است که باید باشد، و این امکانات هم در عدد تناهى ندارند بالفعل، (بالفعل غیرمتناهى هستند نه بالقوه، الآن اینها غیرمتناهى هستند،) باید بگوییم که در جسم اجزاء غیرمتناهیه‌ای هست که اینها متمایز بالفعل هستند به‌واسطۀ اعراضشان که آن اعراض، امکانات هستند.»

  • آنچه که بحث ما راجع به تجزّى در ماده است این است که بالقوه قابل تجزى است نه بالفعل؛ بالفعل که الآن این یک مادۀ واحده است. هر ماده‌اى در خارج یک ماده است و یک صورت دارد، بالقوه قابل تجزى‌ براى ابعاض غیرمتناهیه است اما بالفعل نیست. بالقوه این تقسیم مى‌شود درحالى‌که امکاناتش الآن بالفعل روى محالّش عارض شده است. امکاناتى که الآن در خارج هست اینها به‌خاطر حوادثى است که بعداً پیدا مى‌شوند و هر حادثى روى یک جزء هست، اینها الآن در خارج هستند. خود عرَض بالفعل در خارج هست ولى محلّش بالقوه است، این هم محال است دیگر. [در مورد] محلّش بله، اگر این امکان تقسیم مى‌شد، الآن یک جزء این ماده در این دست من است و جزء دیگرش در دست دیگر من است. من‌باب‌مثال یک سیب را شما تقسیم مى‌کنید نصفش در این دست من هست و نصفش در دست دیگر من هست. الآن خود سیب براى خودش یک حساب و کتاب و یک پرونده‌اى دارد، این نصف سیب هم براى خودش یک حساب و پروندۀ دیگرى دارد. الآن ما این را تقسیم کردیم. حالا این نصف سیب را هم یک قسمت دیگر مى‌کنیم چهارتا مى‌شود، هرکدام از این یک‌ها براى خودشان یک پروندۀ دیگرى تشکیل مى‌دهند. باز هرکدام از اینها را نصف مى‌کنیم براى خودشان یک پرونده تشکیل مى‌دهند. اما براى هرکدام از اینها بعد از تقسیم، یک حساب جدایى وجود دارد. قبل از اینکه تقسیم بشود آیا این تقسیم وجود داشت یا نداشت؟ وجود نداشت، تقسیم بالقوه بود. الآن چهارتا شد بالفعل، بعد هشت‌تا مى‌شود بالفعل، بعد شانزده‌تا مى‌شود بالفعل، بعد سى و ‌دوتا مى‌شود بالفعل، بعد شصت و چهارتا مى‌شود بالفعل، بعد صد و بیست و هشت‌تا مى‌شود بالفعل، همین‌طور ادامه پیدا می‌کند. اینها بعد از تقسیم بالفعل مى‌شوند. درحالى‌که امکاناتى که بر اینها بار مى‌شود به‌واسطۀ صورى که براى اینها پیدا مى‌شود الآن امکانات بالفعل وجود دارد. خب این محال است که یک عرض که فرض این است قائم به محل است الآن محلش پا در هوا باشد. محل هنوز نیست ولى خود عرض وجود خارجى دارد و وجود فعلى دارد.