اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خصوصیات ممکن بالذات و ترکیب ماهیت و وجود

نسبت امکان با ترکیب، نیاز و تعین وجود

0
اسفار
اسفار

خصوصیات ممکن بالذات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی لوازم امکان ذاتی و نسبت آن با ترکیب ماهیت و وجود می‌پردازد. محور بحث از این قرار است که هر ممکن بالذات در تحلیل عقلی، مرکب از ماهیت و وجود دانسته می‌شود و همین ترکیب زمینه طرح نسبت نیاز، فقر و تعین را فراهم می‌کند. سپس با مقایسه میان صورت و ماده و نیز ماهیت و وجود، روشن می‌شود که ماهیت بدون وجود در خارج تحقق ندارد و وجود مایه خروج آن از ابهام است و آثار خاص از همین مرتبه ناشی می‌شوند. در ادامه تفاوت نگاه به عالم امکان با واجب الوجود بیان می‌شود و این‌که بساطت وجودی در قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء» به معنای نفی کثرت واقعی نیست بلکه ظهور مراتب است. در نهایت جلسه نشان می‌دهد که تفکیک کامل میان حقیقت بسیط و تعینات، به نوعی ثنویت منتهی می‌شود و فهم درست آن در گرو درک مراتب وجود است.

خصوصیات ممکن بالذات و ترکیب ماهیت و وجود

7
  • تلمیذ: ترکیبى که ایشان می‌فرماید ترکیب ذهنى است، در خارج که ممکن مرکب نیست. در خارج بنا بر فرمایش شما یک وجود بسیط هست و یک امر واحد هست.

  • استاد: ببینید، هر ماده‌اى را که شما در خارج تصور مى‌کنید این بالأخره در صورت‌پذیری‌اش آیا تدرّج دارد یا ندارد؟

  • تلمیذ: من ممکنات را دارم عرض مى‌کنم. اینکه مى‌گوییم: ممکنات‌ زوجٌ ترکیبىٌ، اصلاً در خارج که زوج ترکیبى نیست، در ذهن هست. وقتى در ذهن شد دیگر آنجا نمى‌خواهد ماهیت موجود باشد، ما مى‌گوییم: در ذهن ماهیت موجود است.

  • استاد: بالأخره در خارج آنچه ما مى‌بینیم ترکیب است. حالا گرچه شما یکى مى‌بینید. الآن این صورتى که بر این ماده مى‌خواهد مترتب بشود آیا این صورت الآن هست یا نیست؟ نیست دیگر! صورت الآن نیست بعد مى‌خواهد بیاید. پس الآن ماده‌اش هست ولى صورتش نیست. بعداً همین ماده در یک شرایطى برمى‌گردد و آن صورت را مى‌گیرد. پس این دو چیز است. گرچه ما در خارج یک وحدت مى‌بینیم ولى بین این صورت و بین این ماده [تفاوت هست.] دلیلش این است که این صورت بعد ازبین مى‌رود و صورت دیگر به‌جایش مى‌آید. ولى صحبت ما در اینجا این است که در مورد ماهیت و وجود اصلاً غیر از وجود ما چیزى نداریم، وقتى یک چیزى وجود پیدا کرد تازه ما ماهیت را از آن انتزاع مى‌کنیم؛ نه‌اینکه وجود براى اینکه در خارج بیاید نیاز دارد یک ماده قابلى قبل از او به‌عنوان پیش‌آهنگ آمده باشد و بعداً وجود بیاید به او بخورد، اصلاً چنین حرف‌هایى نیست!

  • تلمیذ: نه، مى‌خواهم عرض کنم اطلاق زوج ترکیبی بر ممکنات اشکال دارد!

  • استاد: نه، این اشکال ندارد. البته آن حالا مسئلۀ چیزى نیست.

  • تلمیذ: چون ما حکمت متعالیه داریم مى‌خوانیم. در حکمت متعالیه باید مباحث برهانی با مباحث شهودىِ حقیقی یکى باشد بنابراین باید زوج ترکیبى را از ممکنات برداریم.

  • استاد: ببینید، ما در بحث [وجود]، رتبه و مرتبه را که نمى‌توانیم انکار کنیم همان‌طورى که وجود خودش بسیط است اما از نقطه‌نظر هر مرتبه‌اى که دارد در همان مرتبه مختصات خودش را دارد؛ من‌باب‌مثال وجود در عالم‌ مجردات خصوصیات مجرد را دارد، وجود در عالم اجسام خصوصیات اجسام را دارد، وجود در موجود خصوصیات موجود را دارد، وجود در عرض خصوصیات عرض را دارد. این نیست که یک شى‌ء به‌عنوان اینکه حالا عرضى قائم به اوست ما خصوصیات عرضیت را از او سلب بکنیم و فقط هرچه هست منتسب به او بکنیم، نه‌خیر! من‌باب‌مثال زیدى که الآن قائم است مثلاً خود قائم یک وصفٌ و عرضٌ یتفرّعُ علی هیکله الخاصّه و شکله الخاص که عبارت از همان وضع زید است که رأس به طرف اعلی باشد و رِجل به طرف أسفل باشد، مستوی‌القامة باشد ما اسم این را قیام مى‌گذاریم. حالا این قیام آیا وجود خارجى ندارد؟ بگویید: نه‌، ما غیر از زید چیزى نمى‌بینیم اصلاً قیامى درکار نیست، کشک است، این خواب است، شما بى‌خود مى‌بینید ایستاده است! نه، خود اعراض هم داراى وجودى هستند همان‌طورى که موضوعاتشان داراى موضوع هستند. لذا همین زید اگر بخوابد یک حالت دارد، اگر بنشیند یک حالت دارد، درحال رکوع یک حالت دارد، درحال سجود یک حالت دارد، چون اوضاعش تغییر پیدا مى‌کند. همین‌طور وجود در عالم اجسام داراى یک خصوصیاتى است، خصوصیتِ زوجٌ ترکیبىٌ، اینکه ماده‌اش وجودٌ، اگرچه از آن بساطت خارج نمى‌شود و صورتش هم وجودٌ، چه اشکال دارد این دوتا وجود باهمدیگر انضمام پیدا بکنند؟! حالا یا وحدت انضمامى یا وحدت ترکیبى و هرچه که بنا بر چیز هست و در خارج ما این را یکى ببینیم. شما مگر زیدِ قائم را در خارج دو چیز مى‌بینید؟! یک چیز است دیگر! منتها درواقع دوچیزند؛ یعنى قیام براى خودش یک مسئله است که عرضِ قائم به اوست و یکى هم خود نفس وجود زید است. این مسئله که در اینجا هست.