
خصوصیات ممکن بالذات و ترکیب ماهیت و وجود
نسبت امکان با ترکیب، نیاز و تعین وجود
خصوصیات ممکن بالذات در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی لوازم امکان ذاتی و نسبت آن با ترکیب ماهیت و وجود میپردازد. محور بحث از این قرار است که هر ممکن بالذات در تحلیل عقلی، مرکب از ماهیت و وجود دانسته میشود و همین ترکیب زمینه طرح نسبت نیاز، فقر و تعین را فراهم میکند. سپس با مقایسه میان صورت و ماده و نیز ماهیت و وجود، روشن میشود که ماهیت بدون وجود در خارج تحقق ندارد و وجود مایه خروج آن از ابهام است و آثار خاص از همین مرتبه ناشی میشوند. در ادامه تفاوت نگاه به عالم امکان با واجب الوجود بیان میشود و اینکه بساطت وجودی در قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء» به معنای نفی کثرت واقعی نیست بلکه ظهور مراتب است. در نهایت جلسه نشان میدهد که تفکیک کامل میان حقیقت بسیط و تعینات، به نوعی ثنویت منتهی میشود و فهم درست آن در گرو درک مراتب وجود است.
خصوصیات ممکن بالذات و ترکیب ماهیت و وجود
8البته یکى از قواعد دیگر این است که در ممکن بالذات، این قابلیت براى شرکت وجود دارد؛ یعنى امکان اینکه این شریک داشته باشد، حالا [شریک] نداشته باشد هم نداشته باشد. گفت:
شمس در خارج اگرچه هست فرد *** میتوان هم مثل او تصویر کرد1 شمس در خارج یکى است اما دو هم مىتواند داشته باشد. ایشان اینطور در اینجا مىفرمایند، اگر ما در یک جا دیدیم دو نمىشود براى او تصویر کرد چطور اینکه در مجردات و عقول اینطور است، برای آن دلیل دیگرى مىخواهیم و از راه دلیل دیگر باید وارد بشویم. اما همینکه شما یک امر را محدود مىدانید، بهمعناى این است که یک ماهیت کلى را تصور مىکنید و ماهیت کلى قابل صدق بر کثیرین خواهد بود. ممکن است زید صدتا باشد، ممکن است زید صدمیلیونتا باشد، همه زید هستند. مگر کارخانه که مجسمه به یکنحو بیرون مىدهد همه مثل همدیگر نیستند؟! عین همدیگر هستند. این هم یک مسئله که البته باز اگر چیزى بود مىگوییم، اما خیال مىکنم دیگر چیزى نداشته باشد.
فصل (10)
یُذکرُ فیه خواصُ الممکنِ بالذاتِ
و إنّما أخّرنا ذکرَ خواصِّ الواجبِ بالذاتِ إلى قسمِ الربوبیاتِ لأنّ اللائقَ بذکرِها أسلوبٌ آخرُ مِن النظرِ لجلالِه ذکرُها عن أن یکونَ واقعًا فی أثناءِ أحکامِ المفهوماتِ الکلیةِ و خواصِ المعانی العقلیةِ الانتزاعیةِ إلا شیئًا نزرًا منها یتوقّفُ علیه صحةُ السلوکِ العلمیِ و تنوطُ به العبادةُ العقلیةُ و هو الذی قد مرَّ بیانُه و سنعودُ إلیه على مسلکٍ قدسیٍّ و طریقٍ علویٍّ.
«[در فصل دهم خصوصیات ممکن بالذات ذکر میشود.] ما احکام و قواعد واجب الوجود را به ربوبیات منتقل کردیم چون آن که لایق به ذکر این خواص واجب است یک اسلوب دیگرى از نظر است و به یک نحو دیگرى است و بحث در آنجا در حقیقیت وجود است. از آن ناحیه ما به خواص واجب باید نگاه کنیم، بهخاطر جلالت ذکر این خواص از اینکه ما اینها را در اثناء احکام مفاهیم کلى بیاوریم؛ (مفاهیم کلىِ امکان و ترکیب و احتیاج و... ، و ما اینها را داخل در معانى عقلیۀ انتزاعیه ذکر بکنیم. (چون معانى انتزاعیه، اغلب اینها از محسوسات انتزاع مىشود و واجب الوجود اعلاى از این است که محسوس و مشارٌالیه باشد، مگر یک مقدار کمى از آن خواص واجب الوجود را در اینجا بیاوریم که صحت بحثهاى علمى ما متوقف بر بعضى از این خواص واجب بالذات است. (یعنى وقتی که خواص ممکن را ذکر مىکنیم درقبالش بعضى از خواص واجب را هم بیاوریم تااینکه این مقایسه و مقابلۀ ما صحیح و متقن باشد.) و عبادت عقلیه هم که منوط به اینها است (یعنى اگر عقل ما بخواهد رشد و نورانیت و... پیدا بکند باید از آن موارد ربوبى هم در این جهات آورده بشود تااینکه بتواند بهتر به مسائل برسد.) و این همان چیزى است که قبلاً بعضى از آن گذشت و ما این مطالب را بعداً بیان مىکنیم.»
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 4.
