اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خصوصیات ممکن بالذات و نسبت ماهیت و وجود

تولد ماهیت از وجود و بساطت حقیقت هستی

0
اسفار
اسفار

نسبت ماهیت و وجود در ممکن بالذات محور اصلی این جلسه است؛ یعنی این‌که موجودات امکانی در ذات خود بالقوه‌اند و فعلیت آن‌ها از ناحیه علت و وجود سرچشمه می‌گیرد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بحث حکمت متعالیه، آثار کلی وجود را از آثار محدود ماهیات جدا می‌کند و نشان می‌دهد که صفات عامی مثل علم و قدرت به اصل وجود برمی‌گردد، نه به ماهیت‌های خاص. در ادامه، بحث به این نقطه می‌رسد که ماهیت چیزی جدا از وجود نیست، بلکه از نحوه ظهور و تعین وجود انتزاع می‌شود؛ نه اینکه چیزی مستقل در کنار آن باشد. برای توضیح این معنا، مثال‌هایی مثل شکل‌پذیری دست یا تفاوت‌های صوتی به‌کار می‌رود تا روشن شود که یک حقیقت واحد می‌تواند در مراتب مختلف ظهور پیدا کند. سپس به نقد اصالت ماهیت پرداخته می‌شود و این‌که تفکیک شدید میان وجود و ماهیت، برای حفظ مرز توحیدی، ناشی از عدم تحلیل دقیق حقیقت وجود است. در نهایت، جلسه به این نتیجه می‌رسد که بسیاری از آثار خارجی و حتی کثرات عالم، در نهایت به مراتب ظهور وجود واحد و بسیط بازمی‌گردند، نه به ماهیات مستقل.

خصوصیات ممکن بالذات و نسبت ماهیت و وجود

1
  • درس دویست و دوازدهم

  • خصوصیات ممکن بالذات (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و أیضًا کلٌّ مِن الذواتِ الإمکانیةِ فإنّها فی نفسِها و مِن حیثُ طبیعتِها بالقوةِ و هی مِن تلقاءِ علتِها بالفعلِ.1

  • مرحوم آخوند در خواص ممکن بالذات مطلبى را که فرمودند و مى‌فرمایند، راجع به خصوصیات و آثاری است که مترتب بر ممکن ذاتى است. ایشان آثارى را که مترتب بر اصل وجود است به‌نحو اطلاق با آثارى که مترتب بر ممکن خاص است به‌نحو محدودیت، به دو قسم تقسیم کرده‌اند؛ همان‌طور که دیروز عرض شد. و فرمودند: آن آثار کلى که برای وجود هست، علم کلى، حیات کلى، قدرت کلى و امثال‌ذلک، اینها هیچ کدام ارتباطى به ماهیات جزئیه و هویات خارجیۀ متعینه ندارند بلکه این آثار به اصل وجود برمى‌گردند بدون هیچ قیدى و بدون هیچ حدّى. چون اصل وجود که عبارت از وجود بسیط است عبارت از حق متعال است. حق متعال آن وجود خارجى است که آن وجود خارجى داراى حدى نیست. بنابراین صفاتى هم که ملزم و مُتلاصق یا مُنشأ از آن وجود خارجى است که همان وجود بسیط است آن صفات هم باید صفات کلىِ لاحدى و غیرمحدود به حدود ماده و به حدود ماهیت باشد.

  • اما در سایر صفاتِ هویات خارجى ما این صفات کلّى را نمى‌بینیم، صفات مخصوص به خودشان را مى‌بینیم مانند صفاتى که مترتب بر اعیان خارجی و اجسام خارجی است مثل تحیّز، مکان گرفتن، در زمان قرار گرفتن، الوان، مزوقات، کیف‌ها، اعراض و... خصوصیاتى هستند که برای ماهیات خارجى است. البته ماهیت به‌لحاظ وجود، چون خود ماهیت من حیث هى‌ هى هیچ صفتى را اقتضاء نمى‌کند.

  • قضیۀ وجود و ماهیت، قضیۀ تولد است نه انضمام و عارض شدن

  • و عرض شد که مسئلۀ ماهیت و مسئلۀ وجود، قضیه‌اش قضیۀ تولد است نه قضیۀ انضمام. به‌عبارت‌دیگر در قضیۀ انضمام، دو شى‌ء با هم ترکیب مى‌شوند و از آن‌ شى‌ء ثالثى متولد مى‌شود مانند دارو، مانند شربت‌ها، مانند غذاها، مواد مادى و امثال‌ذلک، ولى در مسئلۀ تحقق ماهیت اگر ما دقت کنیم چیزى جز وجود نمى‌بینیم. یعنى همان نفس وجود است که آن نفس وجود، یک امتیازى از سایرین از سایر خودش به‌دست آورده است، ما اسم آن امتیاز را ماهیت مى‌گذاریم.

    1. الحکمة المتعالیة، ج ‌1، ص 187.