
خصوصیات ممکن بالذات و نسبت ماهیت و وجود
تولد ماهیت از وجود و بساطت حقیقت هستی
نسبت ماهیت و وجود در ممکن بالذات محور اصلی این جلسه است؛ یعنی اینکه موجودات امکانی در ذات خود بالقوهاند و فعلیت آنها از ناحیه علت و وجود سرچشمه میگیرد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بحث حکمت متعالیه، آثار کلی وجود را از آثار محدود ماهیات جدا میکند و نشان میدهد که صفات عامی مثل علم و قدرت به اصل وجود برمیگردد، نه به ماهیتهای خاص. در ادامه، بحث به این نقطه میرسد که ماهیت چیزی جدا از وجود نیست، بلکه از نحوه ظهور و تعین وجود انتزاع میشود؛ نه اینکه چیزی مستقل در کنار آن باشد. برای توضیح این معنا، مثالهایی مثل شکلپذیری دست یا تفاوتهای صوتی بهکار میرود تا روشن شود که یک حقیقت واحد میتواند در مراتب مختلف ظهور پیدا کند. سپس به نقد اصالت ماهیت پرداخته میشود و اینکه تفکیک شدید میان وجود و ماهیت، برای حفظ مرز توحیدی، ناشی از عدم تحلیل دقیق حقیقت وجود است. در نهایت، جلسه به این نتیجه میرسد که بسیاری از آثار خارجی و حتی کثرات عالم، در نهایت به مراتب ظهور وجود واحد و بسیط بازمیگردند، نه به ماهیات مستقل.
خصوصیات ممکن بالذات و نسبت ماهیت و وجود
9ولى صحبت در این است که نفس انسان در مرتبۀ برزخى، صورت بدون شکل را نمىتواند تصور کند، نمىتواند بسازد. نفس انسان در عالم ماده، آن صورت نوریه را نمىتواند ببلعد. شما الآن در اینجا فرض کنید که مىخواهید از آن انوار و از آن علومى که براى شما مىخواهد نازل بشود در اینجا بخورید، ببینم چطورى از این کاسه برمىدارید؟ فرض کنید که خدا یک علمى را در این ظرف جسمانى و جسدانى شما مىخواهد قرار بدهد، از آن علم و از آن نور و از آنها قرار بدهد، این در اینجا نمىشود دیگر. بنابراین آنچه در خارج مىخورید آن علم و اینها نیست، آن علمى هم که مىخواهید بخورید آن که بهصورت شکل درنمىآید، پس چطور مىگویند: این علوم و این مسائل و... ممکن است به صورت بیاید؟! این بهخاطر همین جهت است. بهخاطر این است که خود آن علم جنبۀ مجرد دارد و جنبۀ [نور] است.
مطلب بالاتر اینکه وجود چیزی جز نور و علم نیست
حالا من از اینجا بالاتر از این را بگویم که اصلاً کل آنچه در عالم هست عبارت از علم و نور است. یعنى وجود، غیر از علم و غیر از آن نور [نیست.] البتّه علم هم لازمهاش آن است نهاینکه خود حقیقت علم است. آن نورى که لازمۀ غیر منفک او عبارت از علم است، آن نور مجرد همان چیزى است که الآن سفت شده و سخت شده است و تبدیل به سنگ شده، تبدیل به درخت شده، تبدیل به کتاب شده، تبدیل به حیوان شده، تبدیل به انسان شده است. والاّ این انسان، حیوان، کتاب و... از کجا آمدهاند؟! آیا تصور کردهاید؟! این وجود بسیط و این نورى که اصل و حقیقت است وقتى که در نفس مىآید شما بهصورت شیر در خواب مىبینید که شیر خوردهاید. مىگویم: شیر خوردم. شیر چیست؟ این عبارت از همان علمى است که تنازل پیدا مىکند. حالا این شیر در خواب صورت برزخى دارد.
