اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت

نسبت وجود، قوه و فعلیت در عقول و نفوس

0
اسفار
اسفار

تمایز ممکنات از واجب الوجود در این جلسه به بررسی نسبت میان وجود واجب و مراتب وجودی ممکنات از نظر وحدت و کثرت اختصاص دارد و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی نشان می‌دهد که هر موجود امکانی آمیزه‌ای از قوه و فعلیت است. بحث با تبیین مراتب نزولی وجود از عقول تا عالم ماده ادامه می‌یابد و توضیح داده می‌شود که هرچه مرتبه وجودی شدیدتر و بسیط‌تر باشد، وحدت آن به وحدت حقیقی نزدیک‌تر است، در حالی که در مراتب پایین‌تر، ترکیب و کثرت بیشتر دیده می‌شود. همچنین تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری در توضیح اتحاد عالم و معلوم بیان شده و روشن می‌شود که در مراتب بالای وجود، ادراک به صورت اتحاد وجودی تحقق می‌یابد نه صرف دریافت ذهنی. این جلسه در نهایت نشان می‌دهد که وحدت حقیقی تنها در واجب الوجود است و سایر موجودات به نسبت دوری یا نزدیکی به او دارای مراتب مختلفی از وحدت و کثرت هستند.

تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت

4
  • إن‌شاءالله در آینده به مطالب بعدی برسیم در آنجا خواهیم دید که مسئلۀ علم پروردگار، حیات پروردگار، قدرت پروردگار، سایر صفات الهیه عبارت از یک اضافاتى نیست که آن اضافات بر ذات حمل بشود بلکه اینها عبارت‌اند از حقایق وجودیۀ خارجیه که تعلّق ذات به آن حقایق عبارت از اتحاد ذات با آن حقیقت است. مثل رنگ نیست یا مثل الوان نیست که مثلاً این کتاب یک‌وقت سفید باشد، بعد شما بیایید رنگش را سیاه کنید، یعنى جوهر از یک‌ جا بیاید و این رنگ سیاه بشود و ترکیب بشود، نه‌خیر! خود این تعلّق انسان و تعلّق یک ذات به یک ‌مرتبه از مراتب علم، عبارت از یک مرتبه از مراتب علم است که با انسان اتّحاد پیدا مى‌کند. یعنى عقول فعاله با انسان ارتباط پیدا کرده‌اند، یعنى ملائکه با انسان مرتبط و متحد شده‌اند، یعنى آن مرتبۀ از این صفت با انسان اتحاد پیدا کرده است، والاّ انسان از کجا اطلاع پیدا بکند؟! انسان از کجا به یک مرتبۀ از علم دسترسى پیدا بکند؟! علم پروردگار براى خودش محفوظ است. علم در مراتب ربوبى عبارت است از نفس حقایق خارجى آنها که آن حقیقت خارجىِ آنها در صورتى براى ناظر و براى رائى منکشف است که آن حقیقت خارجى با ذات رائى با هم یکى بشوند.

  • تلمیذ: آیا در مرتبۀ نازل هم همین‌طور است؟ متحد مى‌شوند؟ عاقل و معقول متحد می‌شوند.

  • استاد: بله، منظور این است که در مرتبۀ نازل، این علم، علم حصولى است. این باید چشم باز کند. آن امر خارجى در جاى خودش هست، فقط یک تعلّقى بین عالم و بین آن معلوم بالعرض پیدا مى‌شود. معلوم بالعرض عبارت از آن شى‌ء خارجى است.‌

  • تلمیذ: علم همان معلوم بالذات است، به معلوم بالعرض کار نداریم.

  • استاد: درست است، ولى ما مى‌خواهیم بگوییم: آنجا این‌طور نیست. در آنجا که علم، علم حضورى است این‌طور نیست که وقتى شما به حالات جبرائیل بخواهید اطلاع پیدا کنید جبرائیل سر جاى خودش هست شما هم سر جاى خودتان هستید، یک‌سرى اطلاعات به شما رد و بدل مى‌کند، نه، در آنجا اطلاع شما بر نفس جبرائیل عبارت از اتّحاد شما با نفس جبرائیل است، ولى در اینجا اتحادى نیست، در اینجا شما با معلوم بالذاتتان اتحاد دارید، با بالعرض که اتحاد ندارید. بالعرض سرجایش نشسته است شما هم سرجایتان هستید. در آنجا معلوم بالذات با معلوم بالعرض با عالم یکى مى‌شود؛ یعنى نفس همان مرتبۀ نزول ربوبى، اسماء و صفات در هر مرتبه‌اى وجود مى‌سازند، آن مرتبه عبارت از علم است. کی انسان به مراتب اسماء و صفات عالم است؟ وقتى ‌که خودش در آن مرتبۀ اسماء و صفات حضور دارد، نه‌اینکه بنشینید و نگاه کند، خودش در آنجا حضور دارد.