اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت

نسبت وجود، قوه و فعلیت در عقول و نفوس

0
اسفار
اسفار

تمایز ممکنات از واجب الوجود در این جلسه به بررسی نسبت میان وجود واجب و مراتب وجودی ممکنات از نظر وحدت و کثرت اختصاص دارد و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی نشان می‌دهد که هر موجود امکانی آمیزه‌ای از قوه و فعلیت است. بحث با تبیین مراتب نزولی وجود از عقول تا عالم ماده ادامه می‌یابد و توضیح داده می‌شود که هرچه مرتبه وجودی شدیدتر و بسیط‌تر باشد، وحدت آن به وحدت حقیقی نزدیک‌تر است، در حالی که در مراتب پایین‌تر، ترکیب و کثرت بیشتر دیده می‌شود. همچنین تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری در توضیح اتحاد عالم و معلوم بیان شده و روشن می‌شود که در مراتب بالای وجود، ادراک به صورت اتحاد وجودی تحقق می‌یابد نه صرف دریافت ذهنی. این جلسه در نهایت نشان می‌دهد که وحدت حقیقی تنها در واجب الوجود است و سایر موجودات به نسبت دوری یا نزدیکی به او دارای مراتب مختلفی از وحدت و کثرت هستند.

تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت

7
  • یک مسئلۀ دیگر عالى‌تر است که از نقطه‌نظر شهودى است. این مرتبه سیر مى‌شود، سیر عقلى است، آیا سیر عقلى ندیده‌اید؟! در اصطلاح فلسفى مى‌گویند: انسان سیر عقلى دارد و سیر نفسى دارد، سیر عقلى و سیر قلبى دارد. سیر عقلى یعنى همین! یعنى انسان به‌واسطۀ مطالعه و به‌واسطۀ ریاضت فکرى بتواند به این حقایق علمیه اطلاع پیدا کند. این براى یک مرتبه‌اى از نفس است. باز نفس مرتبۀ دیگرى دارد. نفس به‌واسطۀ سیر، خودش با آن حقیقت اتحاد پیدا مى‌کند. این دیگر مسئله، مسئلۀ شهود است. این یک مرتبۀ از اوست، صورتى از اوست که مطابق با عقل است ولى اصل و حقیقت خودش احتیاج به یک نوع ریاضت دارد. آن ریاضت دیگر، ریاضت فکرى نیست، ریاضت، ریاضت قلبى است. آن دیگر اذکار مى‌خواهد، آن دیگر مراقبه مى‌خواهد. اگرچه در همین ریاضت فکرى هم این ریاضت خارجى و مراقبات باید باشد و هرچه بیشتر باشد آن جنبۀ ریاضت فکرى قوى‌تر مى‌شود.

  • لذا ابن‌سینا به شاگردانش توصیه مى‌کرد: «کسى‌ که نمازشب نمى‌خواند درس من نیاید!» این براى همین جهت است که به‌واسطۀ بیان حقایق خارجى [ابن‌سینا:] مى‌گوید که یک شرایطى را در خارج لازم دارد، آن شرایط بدون اینها محقَّق نمى‌شود. یک صحبتى، یک چیزى به گوش مى‌خورد ولى اگر یک شخصى بخواهد به آن نکات برسد و آن ظرایف را بگیرد آن یک آمادگى مى‌خواهد، و چون این حقایق نوریه هستند باید آن آمادگى، آمادگى تام باشد.

  • [و أیضًا کلٌّ مِن الذواتِ الإمکانیةِ فإنّها فی نفسِها و مِن حیث طبیعتِها بالقوةِ و هی مِن تلقاءِ علتِها بالفعلِ فإنّ لها بحکمِ الماهیةِ اللیسیةِ الصرفةِ و بحکمِ وجودِ سببِها التامِ الإیسیةِ الفائضةِ عنه فهی مصداقُ معنَى ما بالقوةِ و معنَى ما بالفعلِ مِن الحیثیتینِ و کلُّ ممکنٍ هو حاصلُ الهویةِ منهما جمیعًا فی الوجودِ فلا شی‌ءَ غیرَ الواجبِ بالذاتِ متبرى‌ءُ الذاتِ عن شوبِ القوةِ و ما سواه مزدوجٌ مِن هذین المعنیینِ و القوةُ و الإمکانُ یَشبهان المادةَ و الفعلیةُ و الوجوبُ یَشبهان الصورةَ ففی کلِّ ممکنٍ کثرةٌ ترکیبیةٌ مِن أمرٍ یَشبهُ المادةَ و آخرُ یَشبهُ الصورةَ فإذن البساطةُ الحقةُ ممّا یَمتنِعُ تحقّقُها فی عالمِ الإمکانِ لا فی أصولِ الجواهرِ و الذواتِ و لا فی فروعِ الأعراضِ و الصفاتِ.