اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت

نسبت وجود، قوه و فعلیت در عقول و نفوس

0
اسفار
اسفار

تمایز ممکنات از واجب الوجود در این جلسه به بررسی نسبت میان وجود واجب و مراتب وجودی ممکنات از نظر وحدت و کثرت اختصاص دارد و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی نشان می‌دهد که هر موجود امکانی آمیزه‌ای از قوه و فعلیت است. بحث با تبیین مراتب نزولی وجود از عقول تا عالم ماده ادامه می‌یابد و توضیح داده می‌شود که هرچه مرتبه وجودی شدیدتر و بسیط‌تر باشد، وحدت آن به وحدت حقیقی نزدیک‌تر است، در حالی که در مراتب پایین‌تر، ترکیب و کثرت بیشتر دیده می‌شود. همچنین تفاوت میان علم حصولی و علم حضوری در توضیح اتحاد عالم و معلوم بیان شده و روشن می‌شود که در مراتب بالای وجود، ادراک به صورت اتحاد وجودی تحقق می‌یابد نه صرف دریافت ذهنی. این جلسه در نهایت نشان می‌دهد که وحدت حقیقی تنها در واجب الوجود است و سایر موجودات به نسبت دوری یا نزدیکی به او دارای مراتب مختلفی از وحدت و کثرت هستند.

تمایز ممکنات از واجب الوجود و مراتب وحدت

8
  • «و نیز تمام ذوات امکانی در نفس خودشان و از حیث طبیعتشان بالقوه‌اند و از جانب علت خود بالفعل می‌گردند، برای اینکه آنها به حکم ماهیت ”لیسیت نبودن“ خالص‌اند و به حکم وجود سبب تام خود ”ایسیت بودن“ فایض از حق‌اند. پس آنها مصداق معنایی از معانی بالقوه و معنایی از معانی بالفعل از دو حیثیت‌اند. و هر ممکنی در وجود هویتش حاصل از آن دو است، پس هیچ موجودی جز واجب بالذات ذاتش دور از آمیزش بالقوه نیست. و جز او از این دو معنی (ماهیت و وجود) ترکیب و تزویج یافته‌اند. قوه و امکان شبیه ماده‌اند و فعلیت و وجوب شبیه به صورت ، پس در هر ممکنی کثرتی ترکیبی از چیزی که شبیه به ماده است و دیگری شبیه به صورت است می‌باشد. بنابراین بساطت حقیقی تحقق و ثبوتش در عالم امکان ممتنع و محال است، نه در اصول جواهر و ذوات و نه در شاخه و فروع اعراض و صفات.»

  • و أما الوتریةُ فهی أیضًا ممّا یُستأثّرُ به الحقیقةُ الإلهیةُ لأنّ کلَّ ممکنٍ بحسبِ ماهیتِه مفهومٌ کلیٌ لا یَأبى معناه أن یکونَ له تحصلاتٌ متکثرةٌ و وجوداتٌ متعددةٌ و ما مِن شخصٍ إمکانیٍ إلا و هو واقعٌ تحتَ طبیعةٍ کلیةٍ ذاتیةٍ أو عرضیةٍ لا یَأبى معناها أن یکونَ هناک عدةُ أفرادٍ تَشترِکُ معه فیها و إن امتَنَعَ ذلک بحسبِ أمرٍ خارجٍ عن طبیعتِها فإذن لا وحدةَ و لا فردانیّةَ لممکنٍ ما على الحقیقةِ بل إنّما هی بالإضافةِ إلى ما هو أشدُّ کثرةً و أوفرُ شرکًا فوحداتُ الممکناتِ وحداتٌ ضعیفةٌ فی البساطةِ بل الوحدةُ فیها اتحادٌ و الاتحادُ مفهومُه متألّفٌ مِن جهةٍ وحدةٍ و جهةٍ کثرةٍ و جهةُ الوحدةِ فی الممکناتِ ظلٌّ مِن الوحدةِ الصرفةِ الإلهیةِ.

  • «و اما وتر و طاق بودن نیز از آن چیزهایی است که حقیقت الهی آن را برای خودش برگزیده است برای اینکه هر ممکنی به حسب ماهیتش مفهومی کلی است که معنایش إبای از آن ندارد که دارای تحصل‌های فراوان و وجودات بسیار و متعددی باشد، چون هیچ شخص امکانی نیست جز آنکه تحت طبیعتی کلیِ ذاتی و یا عرضی واقع است که معنایش إبای از آن ندارد که آنجا افراد متعددی باشند که در آن معنی با وی اشتراک داشته باشند؛ اگرچه این امر به‌حسب امری که خارج از طبیعت آن است ممتنع و محال است. بنابراین برای هیچ ممکنی از ممکنات در واقع هیچ وحدت و فردانیتی نیست بلکه آن وحدت و فردانیت به واسطۀ ‌اضافه و نسبت به آنچه که از جهت کثرت شدیدتر و از لحظ شراکت فراوان‌تر است می‌باشد. پس وحدات ممکنات در بساطت، وحدت‌هایی ضعیف‌اند بلکه وحدتی است که در آن اتحاد هست و مفهوم اتحاد گرد آمده از جهت وحدت و جهت کثرت است، و جهت وحدت در ممکنات، سایه‌ای از وحدت ناب الهی است.»