اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن

بررسی نسبت علیت و معلولیت در ضرورت و امکان

14٬001
اسفار

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن در این جلسه از سوی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به‌عنوان بررسی اشکال در نسبت دادن ضرورت وجود یا عدم به ممکن بالذات دنبال می‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا ممکن بالذات می‌تواند مستلزم ضرورت وجود یا ضرورت عدم باشد یا نه، و سپس با تکیه بر رابطه علت و معلول توضیح داده می‌شود که نفی معلول در نهایت به نفی علت در سلسله طولی می‌انجامد، اما این امر به معنای ورود ضرورت ذاتی در ماهیت ممکن نیست. در ادامه، تفکیک میان حیث ماهوی ممکن و حیث علیت و معلولیت مطرح می‌شود و نشان داده می‌شود که تلازم‌ها فقط در سطح رابطه علّی معنا دارند نه در متن ماهیت. سپس اشکال نسبت داده شده به این تقریر بررسی و پاسخ داده می‌شود که امکان ذاتی با تحقق یا عدم تحقق خارجی تغییر ماهوی پیدا نمی‌کند و از این‌رو نمی‌توان آن را مستلزم وجوب یا امتناع ذاتی دانست. در پایان نیز برخی تقریرات دیگر از جمله تحلیل‌های مبتنی بر امکان بالقیاس نقد می‌شود.

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن

توضیحات:

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن در این جلسه از سوی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به‌عنوان بررسی اشکال در نسبت دادن ضرورت وجود یا عدم به ممکن بالذات دنبال می‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا ممکن بالذات می‌تواند مستلزم ضرورت وجود یا ضرورت عدم باشد یا نه، و سپس با تکیه بر رابطه علت و معلول توضیح داده می‌شود که نفی معلول در نهایت به نفی علت در سلسله طولی می‌انجامد، اما این امر به معنای ورود ضرورت ذاتی در ماهیت ممکن نیست. در ادامه، تفکیک میان حیث ماهوی ممکن و حیث علیت و معلولیت مطرح می‌شود و نشان داده می‌شود که تلازم‌ها فقط در سطح رابطه علّی معنا دارند نه در متن ماهیت. سپس اشکال نسبت داده شده به این تقریر بررسی و پاسخ داده می‌شود که امکان ذاتی با تحقق یا عدم تحقق خارجی تغییر ماهوی پیدا نمی‌کند و از این‌رو نمی‌توان آن را مستلزم وجوب یا امتناع ذاتی دانست. در پایان نیز برخی تقریرات دیگر از جمله تحلیل‌های مبتنی بر امکان بالقیاس نقد می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن

10
  • إنّ إمکانَ الملزومِ إنما هو بالقیاسِ إلى ذاتِه و هو یستلزِمُ إمکانَ اللازمِ بالقیاسِ إلیه أعنی ذاتَ الملزومِ لا إمکانَه بالقیاسِ إلى ذاتِه.

  • (ان امکان الملزوم انما هو بالقیاس الى ذاته)، به قیاس به ذات خودش هست (و هو یستلزم امکان اللازم بالقیاس الیه) و این امکان ملزوم، لازم مى‌گیرد امکان لازم را به قیاس به ذات ملزوم. یعنى ذات لازم، ممکن بالقیاس است به ذات ملزوم، نه اینکه ممکن است بالنسبة به ذات خودش، نه ممکن است ذات خودش واجب الوجود باشد (لا امکانه بالقیاس الى ذاته)، نه اینکه لازمه‌اش این است که این لازم، ممکن باشد حتى به قیاس به ذات خودش. ممکن است نسبت به ذات خودش ممتنع باشد یا واجب باشد.

  • و مقتضَى الاستلزامِ بینَ الممکنِ و المحالِ کونُ‌ نقیضِ اللازمِ غیرَ ضروریٍ بالقیاسِ إلى ذاتِ الملزومِ لا کونُه لا ضروریًا بالقیاسِ إلى حدّ ذاتِه سواءً کان اللازمُ ضروریَ العدمِ أو ضروریَ الوجودِ أو لا ضروریَ الوجودِ و العدمِ جمیعًا نظرًا إلى ذاتِه مِن حیثُ هی هی.

  • «مقتضاى آن استلزامى که بین ممکن و محال هست این است که نقیض لازم، غیرضرورى باشد به قیاس به ذات ملزوم، نه‌اینکه این لازم لاضرورى باشد به قیاس به حدّ ذات خودش، یعنی به قیاس به حد ذات خودش ضرورت نداشته باشد. نه، ممکن است نسبت به حدّ ذات خودش ضرورت داشته باشد. بله، نسبت به ذات ملزوم ممکن است که این ضرورت نداشته باشد. حالا مى‌خواهد این لازم ما ضرورى العدم باشد در امتناع ذاتى یا ضرورى الوجود باشد در علت أولى، یا اینکه نه ضرورت وجود داشته باشد و نه ضرورت عدم، که در سلسلۀ طولیه علل در آنجا این مسئله لحاظ مى‌شود که خود علت بالنسبه به وجود خودش نه نسبت به معلول، خود علت نسبت به ذات خودش لاضرورى الوجود و العدم است.»

  • و لا یُتَوَهّمنَ أنّ هذا إمکانٌ بالغیرِ و هو مِن المستحیلِ کما مرّ بل هذا إمکانٌ بالقیاسِ إلى الغیرِ و قد وُضِحَ الفرقُ بینَهما.

/ 0