
استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن
بررسی نسبت علیت و معلولیت در ضرورت و امکان
استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن در این جلسه از سوی آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بهعنوان بررسی اشکال در نسبت دادن ضرورت وجود یا عدم به ممکن بالذات دنبال میشود. بحث از اینجا آغاز میشود که آیا ممکن بالذات میتواند مستلزم ضرورت وجود یا ضرورت عدم باشد یا نه، و سپس با تکیه بر رابطه علت و معلول توضیح داده میشود که نفی معلول در نهایت به نفی علت در سلسله طولی میانجامد، اما این امر به معنای ورود ضرورت ذاتی در ماهیت ممکن نیست. در ادامه، تفکیک میان حیث ماهوی ممکن و حیث علیت و معلولیت مطرح میشود و نشان داده میشود که تلازمها فقط در سطح رابطه علّی معنا دارند نه در متن ماهیت. سپس اشکال نسبت داده شده به این تقریر بررسی و پاسخ داده میشود که امکان ذاتی با تحقق یا عدم تحقق خارجی تغییر ماهوی پیدا نمیکند و از اینرو نمیتوان آن را مستلزم وجوب یا امتناع ذاتی دانست. در پایان نیز برخی تقریرات دیگر از جمله تحلیلهای مبتنی بر امکان بالقیاس نقد میشود.
استلزام ممکن بالذات و واجب بالذات و امتناع آن
4منبابمثال همین مطلب را در مورد ترتّب احکام بر موضوعات مختلف بهلحاظ شرایط مختلف مىزنیم: «مکلّف بما هو مکلّف إن کان صحیحاً مستوى القامة کذا و کذا یجب علیه الصلوة مستویاً، یجب علیه الصلوة قاعداً»، اگر باز مرضش بیشتر است بیل به کمرش خورده است و اصلاً نمىتواند بلند شود «یجب علیه الصلوة حتى مستلقیاً». بنابراین مکلّف با توجه به شرایط خاص، احکام مختلفى را بهخود مىگیرد. چرا احکام مختلف است؟ چون موضوعش فرق کرده است. در هر جایى یک موضوع براى یک نحوى و در هرجا یک حکم براى یک موضوع خاصى هست. آنوقت ما نمىتوانیم در اینجا احکام هرکدام از این موضوعهاى مختلف را با حکم دیگرى مقایسه کنیم بهخاطر این است که حکم، خودش فىحدنفسه از خودش اختیارى ندارد، حکم تابع موضوع است. وقتى که موضوع ما در مکلّف اختلاف پیدا کرد ما نمىتوانیم این موضوع را با آن موضوع مقایسه کنیم بگوییم: این مثل آن است. مکلّفى که مغشیاًعلیه هست با مکلّفى که مستلقیاً هست مسئلهاش فرق مىکند. مکلّف صحیح و سالم نسبت به مکلّف مریض و معیب حکمش فرق مىکند. مکلّف در حال اضطرار با مکلّف در حال اختیار تفاوت مىکند. بنابراین نمىتوانیم هر موضوعى را با دیگرى مقایسه کنیم.
شما که مرحوم آخوند هستید در اینجا مسئله را بین ممکن بالذات و بین واجب الوجود بالذات یا ممتنع بالذات قراردادید، یعنى مىخواهید بفرمایید که بین ممکن بالذات من حیث أنّه ممکن بالذات تلازمى جدا نشدنى با واجب الوجود بالذات یا با ممتنع بالذات در بعضى از موارد هست؛ شما این را مىخواهید بگویید. بعد در مقام مثال که مثال زدید گفتید: نگاه کنید بین صادر اول و بین واجب الوجود بالذات در آنجا بینشان تلازم هست، صادر اول ممکن بالذات است و واجب الوجود بالذات مبدأ اول و علت العلل است و با وجود صادر اول، واجب الوجود بالذاتى را لازم مىگیرد. این ممکن، آن را لازم مىگیرد.
