اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات

تلازم علت اولی با معلول و تحلیل حالت انتظار

0
اسفار
اسفار

استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی این مسئله می‌پردازد که آیا بین واجب بالذات و مخلوقات او انفصال و گسست وجود دارد یا رابطه‌ای ضروری و دائمی برقرار است. استاد با طرح دیدگاه فلاسفه، بر این نکته تمرکز می‌کند که برخی، فیض الهی را لازمه کمال ذات واجب می‌دانند و آن را دائمی و ازلی و ابدی می‌شمارند، در حالی که اشکالاتی نیز بر این نگاه مطرح می‌شود. در ادامه، دو دلیل مهم برای نفی «حالت انتظار» در ذات الهی بررسی می‌شود؛ یکی از منظر کمال مطلق و صمدیت حق تعالی، و دیگری از زاویه بحث قوه و فعل و وضعیت موجودات ممکن که در حالت استعداد و انتظار قرار دارند. تفاوت بنیادین میان انسانِ در حال انتظار و ذات واجب، محور اصلی تحلیل این بخش است و نشان داده می‌شود که نقص و قوه در ساحت واجب الوجود قابل تصور نیست. سپس نقد دیدگاه محقق طوسی درباره عدم استلزام عدم معلول با عدم واجب مطرح می‌شود و نسبت میان علت و معلول از منظر فلسفی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نهایت، تفاوت میان «حیثیت ذاتی واجب» و «حیثیت علیت» روشن می‌شود و تأکید می‌گردد که نباید این دو ساحت با هم خلط شوند، زیرا نتایج متفاوتی در بحث ضرورت یا امکان صدور مخلوقات به دنبال دارد.

استلزام ممکن ذاتی و بحث فیض واجب بالذات

1
  • درس دویست و نوزدهم

  • استلزام ممکن ذاتی، واجب ذاتی یا ممتنع ذاتی را

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و یقرُبُ منه فی الوهنِ کلامُ المحققِ الطوسیِ و الحکیمِ القدوسیِ حیثُ ذَکَرَ أنّ استلزامَ عدمِ المعلولِ الأولِ عدمَ الواجبِ لذاتِه لیس یَستوجِبُ استلزامَ الممکنِ لمحالٍ بالذاتِ.1

  • دو دلیل در اثبات تلازم وجوبیه بین علت أولی و سایر معالیل و اثبات فیض أزلی و أبدی برای واجب بالذات

  • دو دلیل مرحوم آخوند در رد کلام خواجه نصیر الدین طوسی

  • دو مطلب را مرحوم آخوند به‌دنبال مطلبى که از ناحیۀ خودشان فرمودند مطرح کردند. و عرض شد که جهت طرح این مسئله چیست. از دیرباز صحبت در این بود که آیا وجود واجب بالذات، وجود معلول را لازم گرفته است یا اینکه احتمال انفصال و انفکاک بین واجب و بین معلول و مخلوق وجود دارد؟ این یک بحثى از قدیم الایام بین متکلّمین بود. و طرح این بحث براى این نکته است که ایشان مطلبی را اثبات کنند ـ گرچه دوباره در ضمن مباحث قوّه و فعل و علّیت و معلولّیت نسبت به این بحث نظر دارند ـ و آن این است که در این قضیه ثابت بشود که تلازم وجوبیه بین واجب بالذّات که علت أولى است و بین معلول‌هاى خود که علل متأخره و مترتبۀ بر آن علت أولى هستند وجود دارد. و به‌عبارت‌دیگر فیض حضرت حق على‌الدوام جنبۀ أزلى و جنبۀ ‌‌أبدى دارد که از مجموع این دو، سرمدیت استفاده مى‌شود؛ ما لا ابتداءَ له و لا نهایةَ له. این مدّعاى فلاسفۀ اسلامى است که بر این اساس خیلى‌ها این مطلب را بار کرده‌اند. البته امروز فقط به‌نحو اجمال این مسئله را ما مى‌گوییم، و إن‌شاءالله در روزهاى بعد همین مطلب را یک‌قدرى بیشتر باز مى‌کنیم.

  • دو مطلب بسیار مورد تأکید این آقایان در اثبات مدعایشان هست:

  • مطلب اول مسئله‌اى است که آنچنان برهانیت قوى ندارد بلکه از باب تمامیت وجود حق و لازمۀ تمامیت وجود حق و لازمۀ تحقق تام و فعلیت جمیع صفات جمالیه و جلالیۀ حق را دوام فیض از جانب واهب فیاض مى‌دانند، و خلاف این را نقصى براى ذات واجب الوجود به‌حساب مى‌آورند. کأنّه چون واجب الوجود، واجب الوجود بالذات است و مستغنى از جمیع جهات کمالیۀ مترتب بر جهت نقصان است، از این نقطه‌نظر یکى از صفات واجب الوجود عبارت است از فیضان رحمت و فیض از جانب او. ما در ادعیه هم می‌خوانیم: «یا جواد، یا فیاض، یا واهب العطایا، یا واهب النعم»2 تمام اینها عبارت است از آن جنبۀ فیضان و نزول رحمت از آن مبدأ و از آن منبع فیض.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 191.
    2. مصباح المتهجد، ج ‌1، ص 57 و ص 326.