اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

توضیحات:

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

14
  • استاد: این مطلب را در سلسلۀ عقول عشره بیان مى‌کنند. مرحوم حاجى هم نظیر یک‌هم‌چنین مسئله‌اى را نقل کرده است ولى علی‌أی‌حال!

  • تلمیذ: مى‌گویند: هر کدام از اینها واسطۀ در عروض دارند؛ مثلاً صادر اول براى فیض صادر دوم واسطۀ در عروض است. به خودش نسبت مى‌دهیم اما بالواسطه به باری تعالى نسبت مى‌دهیم.

  • استاد: همه‌اش همین‌طور است!

  • تلمیذ: پس شرک نمى‌شود. درواقع اگر این‌طور بشود باز این اشکال در همان‌ها هم عود مى‌کند، در همان‌ها هم به‌وجود مى‌آید. اگر این‌طور باشد اصلاً چون واسطه‌اى در عروض دارند شرک به‌وجود نمی‌آید.

  • استاد: شما مى‌گویید که دو چیز پیدا مى‌شود دیگر، یک نور جدا است. آیا این نور یک واقعیتى است سواى آن واقعیتى که به صادر اول داده؟! پس این دو چیز است!

  • تلمیذ: به‌اندازه سعۀ صادر دوم یک نور مستقیم هم برایش مى‌فرستد. یک سعه‌اى درنظر مى‌گیرد براى صادر دوم.

  • استاد: حالا چرا سه‌تا نمى‌فرستد؟!

  • تلمیذ: خب این حالا چون همان سلسله علل و معلول ... .

  • استاد: اینها چیزهایى است که پاى منقل نشسته‌اند و بافته‌اند و شما هم قبول کرده‌اید! این حرف‌ها چیست؟! یکى جدا مى‌فرستد، یکى از این‌طرف، یکى از آن‌طرف!

  • تلمیذ: شبیه به نکاح نمى‌شود؟ نکاح عالم عقول به عالم نفوس، بعد عوالم بعدى را ایجاد مى‌کنند آیا این شبیه او نیست؟

  • استاد: چه فرمودید؟! نکاح عالم است؟! عالم عقول و نفوس و... ؟! عالم عقول چطورى نکاح مى‌کند؟!

  • تلمیذ: من هم اتفاقاً یک اشکال در اینجا دارم! اگر ما قائل به سلسلۀ علل بشویم چه نیازى به نکاح دارد؟! این نکاح یعنى خارج از این. یعنی خود عالم نفوس یک وجود جدایی غیر از عالم عقول داشته باشد و سلسلۀ طولى بینشان نباشد بلکه دو جنبۀ عرضى با هم داشته باشد. یعنى یک نکاح است دوتا نیست.

  • استاد: نکاح عالم عقول؟! حالا ببینیم چیست! بالاخره یک چیزى از درون آن‌ درمى‌آید دیگر! نه‌خیر، این مطلبى که اینها مى‌فرمایند، این مسئله با اصل آن تجرد جوهرى وجود منافات دارد؛ این مسئله که دو جنبۀ اتصال باشد: یک جنبه‌اش جنبۀ مستقیم و یک جنبه‌اش جنبۀ بلاواسطه. در این مسائل صحبت شده و لابد تکرار هم خواهد شد. یکى از آن مسائلى که در اینجا مورد بحث است همان مسئلۀ طفره است که موجب طفره مى‌شود. یعنى فیض وجود از ناحیۀ آن وجود مطلق، مستقیم به آن مراتب مادون بدون هیچ‌گونه واسطه‌اى بخورد این موجب طفره است. یعنى بدون توجه به سلسلۀ علل و سلسلۀ مراتب، بدون او یک وجود مستقلى و یک نور مستقلى بر همان مثلاً معلول صدم، معلول هزارم، معلول پنجاهم، معلول دهم، بدون عبور از مراتب نازلۀ آن سلسلۀ علل بخورد، این طفره مى‌شود.

/ 260