اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

توضیحات:

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

15
  • تلمیذ: اگر وسائط را حذف بکنیم این طفره مى‌شود.

  • استاد: اگر وسائط را حذف بکنیم بدون واسطه است دیگر.

  • تلمیذ: ایشان مى‌گوید: مع الواسطه.

  • استاد: نه، جداى از واسطه، دو واقعیت هست.

  • تلمیذ: هر دو باهم، یعنى اگر چنانچه فیض مطلق بیاید بدون اینکه این هم باشد درست است.

  • استاد: فرق نمى‌کند. بالاخره این فیضى که از آن مطلق آمده جداى از آن واسطه آمده بدون عبور!

  • تلمیذ: جداى از این هم هست. اگر این نبود، آن نبود.

  • استاد: خب به ما چه مربوط است؟! حالا آن به‌جاى خودش باشد! ولى بالاخره این فیضى که دارد از ناحیۀ حق مى‌آید و بدون عبور از مراتب، بدون عبور، اگر همان است پس این همان عرض بنده است که دو اعتبار است، یک واقعیت است ولى دو اعتبار است. دو اعتبار را ما قبول داریم. مسئلۀ دو اعتبار را باید ما قبول کنیم. اگر قضیۀ دو اعتبار را قبول نکنیم، هم بساطت وجود مورد خدشه قرار مى‌گیرد و هم خود اصل واسطه در اینجا مورد خدشه قرار مى‌گیرد، چون واسطه بدون آن فیض متصل از مبدأ اصلاً دیگر واسطه نیست. واسطه باید آن فیض مبدأ را داشته باشد تا بتواند وساطت کند. بدون آن اصلاً نیست و معنی ندارد. ما باید دو اعتبار را در اینجا قبول کنیم. حالا اگر دو واقعیت خارجى بود؛ یعنى یک واقعیت خارجى عبارت است از فیضى که از ناحیۀ سلسله علل به آن معلول می‌رسد، یک واقعیت خارجى اصلاً کارى به آن ندارد خودش از ناحیۀ علت أولى مستقیم قضیه را دور مى‌زند و مى‌رود و به آن معلول مى‌رسد، این در دومی طفره لازم مى‌آید.

  • تلمیذ: این را مثل یک شیشه فرض کنیم. فیض که از واجب الوجود مى‌آید به این شیشه مى‌تابد، نه‌اینکه به شکل آینه بگوییم، آن‌وقت از این شیشه کم‌رنگ مى‌شود ولى حالا شیشه را خودش هم چون وجود امکانى دارد، وجود محدودى دارد دیگر، ممکن است حالا اسمش را صادر اول بگذاریم که از اطرافش هم می‌تابد. همان یک نور است.

/ 222