اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

بررسی پیوند علت، معلول و فیض الهی

0
اسفار
اسفار

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی نسبت میان ذات الهی، علیت و صدور معلول می‌پردازد. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که رابطه علت و معلول می‌تواند خارج از ذات یا به‌صورت منفک از آن فهم شود، و نشان می‌دهد که در واجب‌الوجود، حیثیت ذات و حیثیت علیت قابل جدایی نیست. سپس توضیح داده می‌شود که فقدان معلول، تنها به فقدان حیثیت علیت بازمی‌گردد نه به نقص در ذات واجب، و در نتیجه وجوب ذاتی خداوند به هیچ وجه تحت تأثیر عدم معلول قرار نمی‌گیرد. در ادامه، نسبت اسماء و صفات با ذات و نیز تبیین فیض و صدور در مراتب هستی بررسی می‌شود و بر وحدت و عدم دوگانگی آن‌ها تأکید می‌گردد. نتیجه جلسه این است که در تحلیل فلسفی، هرگونه انفکاک واقعی میان ذات، علیت و فیض نادرست بوده و باید آن‌ها را در یک حقیقت واحد فهم کرد.

ارتباط ذات واجب با معلول و اسماء و صفات

2
  • استاد: عجب! چه کارایى؟! به نظر شما کارایى وجود به چیست؟ آیا به بیل زدن است؟!

  • تلمیذ: باید یک فیضى از او داشته باشد بدون فیض ممکن نیست و یک‌هم‌چنین چیزى نمى‌شود.

  • استاد: حالا ببینیم مى‌شود یا نمى‌شود! باید ببینیم فیض چیست؟ چه مسئله‌اى موجب فیض است.

  • تلمیذ: وإلاّ وجود بدون فیض مثل وجود بدون ... . چه مانعى هست بلکه برعکس.

  • استاد: یعنى وجود بى‌خاصیت!! بله مى‌گویند:

  • این همه آوازه ها از شه بود***گرچه از حلقوم عبدالله بود1
  • تمام آنچه شما از فیوضات وجود در خارج مى‌بینید تمام اینها جنبۀ فیضیتش به‌لحاظ نفس وجودى است که در او هست، لولا این جهت. یعنى مى‌خواهم این را عرض کنم: نه‌اینکه ظهور وجود فیض است صرف‌نظر از اصل وجود. فیضى که ظهور وجود دارد به‌خاطر وجود است، نه‌اینکه وجود، خودش بلاخاصیت و بلافایده است و فقط در صورتى ارزش پیدا مى‌کند که بروز خارجى داشته باشد.

  • تلمیذ: نه، مى‌گویم: لازم است نه‌اینکه از ... .

  • استاد: بله، حالا آن یک مطلب دیگرى است و آن راجع به یک مسئلۀ دیگرى است.

  • تلمیذ: بله، در حقیقت یک‌هم‌چنین وجود مطلقی تصور نمى‌شود که ما مثلاً بگوییم: بى‌فیض! این معنی ندارد.

  • استاد: بله، حالا عرض مى‌کنم. إن‌شاءالله این عبارت تمام شود وارد این مسئله مى‌شویم.

  • لکونِ المبدإ الأولِ واجبًا لذاته ممتنعًا على ذاتِه العدمُ سواءً کان لذاتِه معلولٌ أو لا فإذن لم یستلزِم الممکنُ محالاً.

  • «چون مبدأ اول اصلاً خودش واجب لذاته بود و بر ذاتش عدم، امتناع داشت. عدم، بر ذات آن واجب امتناع داشت؛ حالا مى‌خواهد براى ذات این واجب معلولى باشد یا نباشد. خودش فى‌حدنفسه وجود برایش ضرورت دارد و عدم براى او ممتنع است و به معلولش هم کارى نداریم. ممکن، دیگر محالی را لازم نگرفته است.»

  • ممکن که عبارت از عدم معلول است، این ممکن لازم نگرفته محالى را بلکه لازم گرفته است عدم علیت را. یعنى عدم علیت آن واجب را لازم گرفته است. نمى‌شود ممکن که عبارت از همان معلول اول و صادر اول است، نمى‌شود صادر اول نباشد و جنبۀ علیت واجب الوجود باشد. بنابراین از عدم معلول اول، کشف از عدم علیت أولی مى‌کنیم. ممکن بالذات را لازم نگرفته است، عبارت از یک اتّصاف واجب به این علیت است. حالا باید بحث بکنیم که آیا این ذات واجب بدون حیثیت علیت مى‌شود یا نمى‌شود؟ این یک حرف دیگر است. حالا راجع به آن بحث می‌کنیم. اما راجع به این تعلق بین معلول و تعلق بین او، نه، هیچ ارتباطى با همدیگر ندارند.

    1. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 51:
      مطلق آن آواز خود از شه بود***گرچه از حلقوم عبدالله بود