
امتیاز معلول اول از واجب الوجود
نقش وجود در علیت و نفی نقش ماهیت
امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته میپردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضهشده از واجب است. در ادامه روشن میشود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط میشود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان میکند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیتها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابهالاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی میشود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان میکند. در نهایت جلسه نتیجه میگیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمیگردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی میشود.
امتیاز معلول اول از واجب الوجود
توضیحات:
امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته میپردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضهشده از واجب است. در ادامه روشن میشود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط میشود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان میکند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیتها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابهالاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی میشود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان میکند. در نهایت جلسه نتیجه میگیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمیگردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی میشود.
امتیاز معلول اول از واجب الوجود
14فقط تنها مطلبی که میشود مطرح شود این است که مرحوم علامه ظاهراً مطلب را بهنحو دیگری استنباط کردهاند و تصور ایشان بر این بوده است که در مسئلۀ فناء تغییروتحول ثبوتی در خارج انجام میشود یعنی یک ماهیتی متبدل به ماهیت دیگر میشود! یک ماهیتی به لا ماهیتی تبدیل میشود ولی همانطوریکه قبلاً عرض شد در مسئلۀ فناء تغییروتحول اثباتی است گرچه نفس بهواسطۀ تعلقش به جوهر تغییروتحول پیدا خواهد کرد و ما این خصوصیات را میبینیم.
تجلی اسماء و صفات الهی در چهرۀ سالکان راه حق
اثبات بدون ثبوت معنا ندارد؛ امکان ندارد یک شخصی به مرتبهای از اسماء و صفات برسد و شما خصوصیاتش را در چهرهاش نبینید؛ این مسئله مسئلۀ اعتباری نیست! مثل ریاست و رهبری نیست که یک روز آقا رهبر بشود و روز دیگر مجلس خبرگان خلعش کند! یک روز رئیس جمهور بشود و بعد از شش سال تمام بشود! نه، مسئله مسئلۀ واقعیت است یعنی زیدی که در مراتب سیروسلوک حرکت میکند الآن که شما با او برخورد کنید یک خصوصیاتی دارد و اگر شش ماه دیگر راه درست برود میبینید که این آقا اخلاقش عوض شد. چرا خصوصیاتش تغییر کرد؟! این بهخاطر چیست؟! اعتباری نیست، خودتان دارید با چشمتان میبینید.
تغییروتحولات جوهری نفس بهواسطۀ حرکت صوری
اینها تغییروتحولات جوهری است یعنی به تجرد جوهری میرسد، از نقطهنظر ثبوت ما بحث نداریم ولی صحبت ما در کیفیت فناء است که آیا فناء موجب میشود که زید از زیدیت بیرون بیاید یعنی قبلاً زید بود و حالا دیگر زید نیست؟! آیا منظور این است؟! یااینکه در فناء آن حدود و ثغوری که بر زید حاکم است، آن حدود و ثغور منافاتی با آن جنبۀ لا اطلاقی او ندارد و آن عبارت از همان جهتی است که اگر آن جهت بیشتر ملاحظه میشد، مسئلۀ فناء را حتی در همینجا بدون سیروسلوک بر اشیاء حمل میکردیم. قضیۀ «کانَ اللهُ و لَم یَکُن مَعه شَیءٌ و الآن کَما کانَ»1 همین است.
- . جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص ٥٦؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج ١، ص ٥٢؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 135.
