اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

نقش وجود در علیت و نفی نقش ماهیت

0
اسفار
اسفار

امتیاز معلول اول از واجب الوجود در این جلسه به تبیین این نکته می‌پردازد که معلول در تحلیل عقلی دارای ماهیت امکانی و وجود افاضه‌شده از واجب است. در ادامه روشن می‌شود که ترکیب عینی معلول شبیه ماده و صورت است، اما این تشبیه صرفاً برای تقریب ذهن است و حقیقت علیت در واقع به وجود و مراتب آن مربوط می‌شود نه ماهیت و حدود اعتباری. استاد آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که منشأ ارتباط علت و معلول، سنخیت در مراتب وجود است و ماهیت‌ها در این رابطه نقشی ندارند و تنها وجود، مابه‌الاشتراک موجودات است. همچنین تفاوت امکان در ماهیت و امکان در وجود بررسی می‌شود تا روشن شود که امکان وجودی با ضرورت ذاتی قابل جمع است، برخلاف امکان ماهوی که تساوی وجود و عدم را بیان می‌کند. در نهایت جلسه نتیجه می‌گیرد که علیت در حکمت به وابستگی کامل معلول به واجب برمی‌گردد و استقلال ماهیت و حدود اعتباری در این رابطه نفی می‌شود.

امتیاز معلول اول از واجب الوجود

2
  • ظهور عبارت از تعین و تشخص خارجی وجود

  • پس ظهور عبارت از تعین و تشخص خارجی وجود، وجوب هم همین‌طور است؛ وجوب عبارت از همان استغناء ذاتی است که دارد که آن استغناء ذاتی او را از تدلی و احتیاج به غیر بی‌نیاز می‌کند.

  • و قد عَلِمتَ مِن طریقتِنا أن منشأ التعلقِ و العلیةِ بین الموجوداتِ لیسَ إلاَّ أنحاءُ الوجوداتِ.

  • شما از طریقۀ ما این‌طور متوجه شدید که منشأ تعلق و علیت بین موجودات عبارت از اقسام وجودات است و ماهیت در اینجا هیچ نقشی ندارد! آن انحاء و اقسام وجودات است که موجب ربط و ارتباط بین وجودات است به‌جهت اینکه وقتی این ماهیت یک امر محدِّد و مقیِّد یک شیء است و ماهیت امر دیگر هم محدد و مقید است، بین دو محدد و حد که هیچ‌گونه ارتباط و تعلق و ربطی نیست. پس چطور دو شیء نسبت به هم احساس تعلق و ارتباط می‌کنند؟! ماهیت که جدای از او هست! حتی انسان بین دو ماهیت مختلف احساس ربط می‌کند؛ وقتی حیوانی را می‌زنند شما نسبت به او احساس عطوفت می‌کنید چرا باید این‌طور باشد؟! درحالی‌که حیوانیت هیچ‌گونه ارتباطی با انسانیت ندارد. یا وقتی می‌بینید یک درخت و نبات را می‌کنند می‌گویید: چرا گیاه را می‌کنید؟! چرا درخت به این خوبی که زنده است و حیات دارد را ازبین می‌برید؟! درحالی‌که بین شجر و انسان، این تعلق و ربط در ماهیت معنا ندارد! اصلاً در کلی بحث نیست بلکه بحث در جزئی است، بین این درخت به‌خصوص و انسان چه تعلقی وجود دارد؟! آن برای خودش در یک زمینی سبز شده و بالا آمده است و برگ دارد و استرزاق می‌کند و انسان هم برای خودش در وضعیت خودش حرکت و زندگی و تهییج می‌کند، چه ارتباطی بین این دو هست؟! چرا انسان نسبت به او دلسوزی دارد؟! این به‌خاطر آن وجه مشترک است، آن وجه مشترک که ماهیت نیست!