
نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان
بررسی جعل، اصالت وجود و نقد اصالت ماهيت
نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود که امکان چگونه به ماهیت و وجود نسبت داده میشود و این نسبت چه معنایی در فلسفه دارد. بحث با توضیح دیدگاه حکمت مشاء و سپس تحلیل دیدگاه صدرالمتألهین آغاز میشود که جعل را به وجود میداند و ماهیت را امری انتزاعی و تبعی معرفی میکند. در ادامه تفاوت نگاه اصالت وجود و اصالت ماهیت روشن میشود و اشکال اینکه جعل به وجود بسیط نمیتواند تعلق بگیرد بررسی میگردد. استاد توضیح میدهند که حدود و تعینات خارجی، همان مراتب محدود وجود هستند نه امری جدا از وجود. سپس دیدگاه سوم تبیین میشود که ماهیت را شأن و مرتبهای از خود وجود میداند نه امر اعتباری صرف. نتیجه جلسه این است که امکان و تعینات، در حقیقت به مراتب وجود بازمیگردند و نزاعهای رایج در گرو فهم دقیق نسبت وجود و حدّ آن است.
نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان
توضیحات:
نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود که امکان چگونه به ماهیت و وجود نسبت داده میشود و این نسبت چه معنایی در فلسفه دارد. بحث با توضیح دیدگاه حکمت مشاء و سپس تحلیل دیدگاه صدرالمتألهین آغاز میشود که جعل را به وجود میداند و ماهیت را امری انتزاعی و تبعی معرفی میکند. در ادامه تفاوت نگاه اصالت وجود و اصالت ماهیت روشن میشود و اشکال اینکه جعل به وجود بسیط نمیتواند تعلق بگیرد بررسی میگردد. استاد توضیح میدهند که حدود و تعینات خارجی، همان مراتب محدود وجود هستند نه امری جدا از وجود. سپس دیدگاه سوم تبیین میشود که ماهیت را شأن و مرتبهای از خود وجود میداند نه امر اعتباری صرف. نتیجه جلسه این است که امکان و تعینات، در حقیقت به مراتب وجود بازمیگردند و نزاعهای رایج در گرو فهم دقیق نسبت وجود و حدّ آن است.
نحوه اتصاف ماهيت و وجود به امکان
9استاد: قبل از این [بحث]؟
تلمیذ: بله. ادامۀ بحث بود که درس تعطیل شد.
استاد: اصلاً فراموش کرده بودم! پس این را میگوییم و إنشاءالله بعد از آن [این مطلب] را میگوییم.
تلمیذ: همۀ اشیاء وجود دارند. آیا معنای این محدود در عین محدودیت، بینهایت بودن این محدود را نمیرساند؟!
استاد: این بهخاطر این است که همان نفس وجودی که الآن در این شیء هست، وجود خود آن نفس تعلق به بساطت دارد.
تلمیذ: یعنی از نظر تعلق فقط ملاک است؟
استاد: بله، تعلق نهاینکه این چیزی نیست، نه! نفس آن آثاری که در آن وجود منبسط و بسیط بالصرافه هست باید در این وجود داشته باشد. این جنبۀ تعلق است.
تلمیذ: این نکته عجیب است که ما بگوییم: تمام خصوصیات و شئونات و آثار وجود بسیط در این وجود محدود هست پس دراینصورت تمایز بین محدودها برای چیست؟ چرا میگوییم که یک شیء نمیتواند شیء دیگری باشد؟!
استاد: یک وقتی در مرحلۀ بروز و ظهور این حرف را میزنیم و یک وقت در مرتبۀ استعداد این حرف را میزنیم! در مرتبۀ استعداد، استعدادِ همه در او هست. بهطوریکه الآن وجود بسیط و وجود بالصرافه استعداد برای ظهور همه نوع مظاهر را دارند ولی آیا واقعاً الآن بالفعل هست؟! خودش را قرار میدهد غیر از این است که الآن قرار داده است! آنوقت وقتی که قرار میدهد اینجا اختلاف پیش میآید! اینطور قرار میدهد یا طور دیگر قرار میدهد آنوقت همان برمیگردد و طور دیگر میشود. همان برمیگردد و کیف دیگر میشود، رنگ دیگر میشود، نوعش عوض میشود و دائماً شکل عوض میکند! خودش ظهور اتمّ است.
تلمیذ: وجود که یک وجود است! همان استعداد و همان ذره در عالم خارج هم همان یک ذره هست.
استاد: تمام صحبت در فعلیت است تمام کمالات در این است که این در خارج بروز پیدا کند والاّ بله این آب هم در این شیشه هست خب به من چه مربوط است؟! صحبت در این است که این آب را شما بتوانید در لیوان بریزید و میل کنید! والاّ صرف آب در شیشه بودن برای شما نفعی ندارد! عمده این است که این کمالات در خارج بروز و ظهور پیدا کند! خدا خودش بوده است دیگر چرا اصلاً خلق کرده است؟!
