اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اتصاف ماهیت به امکان ذاتی در نگاه ملاصدرا

نقد مشاء و تبیین جعل وجود در علیت

14٬009
اسفار

اتصاف ماهیت به امکان ذاتی و جعل وجود در این جلسه از سلسله مباحث فلسفی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی تقابل دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا با حکمت مشاء درباره نقش ماهیت در علیت و نحوه جعل اختصاص دارد. استاد ابتدا توضیح می‌دهد که در نگاه ملاصدرا، اصالت با وجود است و ماهیت تنها اعتباری ذهنی است که در پرتو وجود فهم می‌شود، سپس نقد دیدگاه مشائیان درباره امکان ذاتی ماهیت و ارتباط آن با صدور معلول از علت مطرح می‌گردد. در ادامه نشان داده می‌شود که جعل حقیقی به وجود و نحوه‌های آن تعلق دارد نه به ماهیت، و اختلافات موجود در عالم به مراتب و تعینات وجود بازمی‌گردد نه به امر مستقل ماهوی. نتیجه جلسه این است که بسیاری از اشکالات مربوط به علیت با تفکیک درست میان وجود و ماهیت برطرف می‌شود.

اتصاف ماهیت به امکان ذاتی در نگاه ملاصدرا

توضیحات:

اتصاف ماهیت به امکان ذاتی و جعل وجود در این جلسه از سلسله مباحث فلسفی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی تقابل دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا با حکمت مشاء درباره نقش ماهیت در علیت و نحوه جعل اختصاص دارد. استاد ابتدا توضیح می‌دهد که در نگاه ملاصدرا، اصالت با وجود است و ماهیت تنها اعتباری ذهنی است که در پرتو وجود فهم می‌شود، سپس نقد دیدگاه مشائیان درباره امکان ذاتی ماهیت و ارتباط آن با صدور معلول از علت مطرح می‌گردد. در ادامه نشان داده می‌شود که جعل حقیقی به وجود و نحوه‌های آن تعلق دارد نه به ماهیت، و اختلافات موجود در عالم به مراتب و تعینات وجود بازمی‌گردد نه به امر مستقل ماهوی. نتیجه جلسه این است که بسیاری از اشکالات مربوط به علیت با تفکیک درست میان وجود و ماهیت برطرف می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتصاف ماهیت به امکان ذاتی در نگاه ملاصدرا

7
  • جعل عبارت از تحقیق و تکوین یک امر خارجی است و اینکه یک امر خارجی را به‌وجود بیاورند و محقق کنند و در خارج هستی ببخشند. این معنای جعل است. خب وجود که سر جایش بوده است پس چه چیزی را می‌خواهند هستی ببخشند؟! اینجاست که اینها آمدند گیر کردند و گفتند که ماهیات مجعول هستند منتها همان‌طوری‌که عرض کردم از یک نقطه‌نظر اینها درست می‌گویند ـ البته آن مسئلۀ خودمان را مطرح می‌‌کنیم ـ به‌خاطر اینکه وجود قابل جعل نیست و وجود، وجود بسیط است و هست! مثل اینکه وقتی یک امر و مخلوقی هست خدا بیاید دوباره خلقش کند. خب این محال است! محال نیست؟! وقتی که هست، هست. وقتی که به یک امر و ماهیت و به یک انحاء وجودات بنا بر فرض مبنای مرحوم آخوند جعل خورده است ـ البته اینها را بعد جمع می‌کنیم نه‌اینکه همین‌طوری رها بکنیم. می‌گوییم که حالا منظور او این بوده است و منظور این این بوده است تا جایی که بشود والاّ بیخود هم که نمی‌شود جمع کرد ـ حالا انحاء وجودات جعل به نوع وجود خورده است و این نوع وجود در خارج محقق است باز دوباره جعل به آن تعلق می‌گیرد؟! خب این محال است و این تحصیل حاصل می‌شود مگر از باب استدامه که آن بحث این است که علت محدثه همان علت مبقیه است که آن یک بحث دیگر است اما اینکه نه، فرض بر این بکنیم که همین علت محدثۀ فی آنِ فلان همان علت جعل مجدد باشد خب این جعل مماثل است و جعل مماثل که جعل عین است از نظر فلسفه باطل است.

  • پس همان‌طوری‌که جعل مماثل برای این انحاء وجودات باطل است خود جعل به نفس وجود هم باطل خواهد بود پس جعل به ماهیت می‌خورد ولی صحبت در این است که جعلی که به ماهیت می‌خورد آن آقایانی که قائل به اصالة الماهیه هستند از یک طرف نتوانسته‌اند اصالت را به دو اقنوم بدهند و اصالت را به دو اصل ـ یکی به ماهیت و یکی به وجود ـ متمرکز کنند آمده‌اند وجود را به ذات پروردگار اختصاص داده‌اند و ماهیت را به بقیه زده‌اند و گفتند که در آنجا ماهیت راه ندارد و اگر بخواهد در آنجا ماهیت راه پیدا کند، موجب انتفاء علة العلل و مبدأ اول و علت اولیٰ است و آنجا را نمی‌توانیم بگوییم که ماهیت هست چون ماهیت ترکب جنس و فصل است و در آنجا مستحیل است. آمدیم یک پرده و سقف بین خدا و سایر زدیم. در سایر افراد گفتند که آن وجود، وجود بسیط است. حالا که وجود بسیط شد پس جعل به ماهیت می‌خورد. اینجا دیگر اشکالات وارد می‌شود که چطور شما وجود را اختصاص به ذات پروردگار می‌دهید و به‌اندازۀ یک سر سوزن امساک می‌کنید از اینکه از آن وجود پروردگار در بقیه بیاید و از آن‌طرف ماهیت را هم در خارج موجود می‌بینید، این وجود ماهیت از کجا آمده است؟! می‌گویند که جعل به آن تعلق گرفته است. می‌گوییم که چطور ممکن است جعل وجود به ماهیت بخورد که یک امر اعتباری است؟! و این موجب این می‌شود که دو اصل در اینجا باشد و اشکالاتی که در اینجا پیدا می‌شود و امثال‌ذلک. در اینجا این مسئله هست.

/