اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتصاف ماهیت به وجود و امکان در تحلیل صادر اول، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. در این جلسه دیدگاه آخوند در برابر اشکالات حکمت مشاء درباره نسبت ماهیت، وجود و امکان بررسی می‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا ممکن بالذات می‌تواند در مقام واقع مستلزم وجود یا عدم علت باشد یا نه. سپس تفکیک میان ماهیت و وجود و نقش هرکدام در امکان، وجوب و امتناع توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهد که اشکالات مشائیان بر تفکیک ماهیت از وجود، با تحلیل دقیق رابطه علّی و مفهوم ضرورت و امکان پاسخ داده می‌شود. در نهایت روشن می‌شود که خطای اصلی، خلط میان ماهیت و وجود در تحلیل صادر اول است و با تفکیک درست، بسیاری از تعارض‌ها برطرف می‌شود و اشکال مشهور در این نسبت تحلیل می‌گردد.

اتصاف ماهیت و وجود در صادر اول (4)

توضیحات:

اتصاف ماهیت به وجود و امکان در تحلیل صادر اول، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. در این جلسه دیدگاه آخوند در برابر اشکالات حکمت مشاء درباره نسبت ماهیت، وجود و امکان بررسی می‌شود. بحث از اینجا آغاز می‌شود که آیا ممکن بالذات می‌تواند در مقام واقع مستلزم وجود یا عدم علت باشد یا نه. سپس تفکیک میان ماهیت و وجود و نقش هرکدام در امکان، وجوب و امتناع توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهد که اشکالات مشائیان بر تفکیک ماهیت از وجود، با تحلیل دقیق رابطه علّی و مفهوم ضرورت و امکان پاسخ داده می‌شود. در نهایت روشن می‌شود که خطای اصلی، خلط میان ماهیت و وجود در تحلیل صادر اول است و با تفکیک درست، بسیاری از تعارض‌ها برطرف می‌شود و اشکال مشهور در این نسبت تحلیل می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتصاف ماهیت و وجود در صادر اول (4)

7
  • تا قبل از اینکه کسی به خواستگاری دختری نرود هر کسی در خانه‌اش خواستگاری برود می‌گویند بفرمایید و شیرینی می‌آورند! حالا یا می‌پسندند یا نمی‌پسندند! اما وقتی که به خواستگاری دختری رفتند و شوهر کرد او دیگر لباس امتناع بالغیر می‌پوشد! تا حالا لباسش لباس امکان بالذات بود یعنی فرق نمی‌کند! یا علی! هر کسی آمد بسم الله! ولی الآن دیگر شوهر کرد! گرچه می‌گویند که حالا بعضی جاها ظاهراً این‌طور است بااینکه شوهر می‌کند ولی باز لباس امکان ذاتی را بر تن دارد!! حرف مرد یکی است! از تنش درنمی‌آورد!! این دیگر ممتنع است! این جناب هم همین‌طور است همۀ ماهیات امکانیه را درنظر بگیرید سیّان و مساوی هستند. اگر وجودشان آمد وجوب بالغیر می‌شوند و لباس وجوب می‌پوشند، نه! دیگر ما اینجا هستیم کسی دیگر نمی‌تواند به ما بگوید که نیست ولی وقتی که این وجود نیامد، علت موجده نیامد، آن عدم علت موجده یا به عبارت دیگر علة العدم نیامد آن امتناع بالغیر می‌شود یعنی هنوز علت برای وجود نیامده است یااینکه علت مُعدمِه آمده است یعنی مانع آمده است.

  • أقولُ عنینا به أنَّ العدمَ بِما هو عدمُ لیسَ إلا جهةُ الامتناع کما أنَّ حقیقةَ الوجودِ بما هو وجودٌ لیسَ إلا جهة الوجوب کیفَ و العدمُ یَستَحیلُ أن یتصفَ بإمکانِ الوجود کما أنَّ الوجودَ یستحیلُ علیه قبولُ العدم.

  • جوابی که مرحوم آخوند می‌فرمایند این است که منظور ما به این مسئله این است که وقتی به نفس عدم نگاه بکنیم فقط جهت امتناع در آن هست ولی در ماهیت این نیست. همان‌طوری‌که شما به حقیقت وجود از حیث وجود نگاه بکنید در او امکان نیست! امکان بالذات در اینجا معنا ندارد! در او جهت وجوب هست چون همان‌طوری‌که قبلاً عرض کردیم که هر وجودی مساوق با وجوب است و هر وجوبی مساوی با وجود است. چگونه این‌طور نباشد؟! عدم که نمی‌شود متصف به امکان وجود بشود؛ یعنی اگر شما به یک امری به‌عنوان أنَّه عدم نگاه کنید درعین‌حال بگویید که این متصف به امکان ذاتی است. امکان ذاتی یعنی ترتب وجود! یعنی عدم درعین‌حال که عدم است، ممکن الوجود هم باشد! اجتماع نقیضین می‌شود. اگر عدم در حینی که عدم هست عدمیت آن حذف بشود و وجوب بیاید، انقلاب می‌شود! پس تا وقتی شما عدم را درنظر می‌گیرید چیزی غیر از عدم نباید درنظر شما بیاید؛ نه امکان باید درنظر شما بیاید و نه وجوب! و اگر وجود را درنظر می‌گیرید تا وقتی وجود را درنظر می‌گیرید عدم او و امکان او درنظر شما نمی‌آید، آنچه که درنظر شما هست نفسُ الوجود و الوجوب است.

/