
لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت
نسبت علت و معلول و لوازم ذات در مراتب ظهور
ادراک صدور معلول از علت در این جلسه به معنای فهم دقیق نسبت علت و معلول و رفع برداشتهای نادر درباره صادر اول بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که صدور در افعال مادی و مجرد به معنای بروز اثر در ظرف فعل است نه جدایی وجودی معلول از علت. سپس روشن میشود که علم، حیات و قدرت از لوازم ذاتاند و قابل انفکاک از حقیقت وجود نیستند. در ادامه اشکال مربوط به صادر اول و امکان ذاتی تحلیل و پاسخ داده میشود و نشان داده میشود که این بحث مربوط به مرتبه واحدیت و ظهور است نه مقام احدیت. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به رابطه علت و معلول و تفکیک دقیق میان ذات و مراتب ظهور است.
لزوم ادراک صحیح صدور معلول از علت
2تعریف صدور
پس معنای صدور عبارت از تغییروتحولی است که آن تغییروتحول در فاعل موجب بروز و ظهور امر خارجی است، این معنای صدور است. روی این حساب این صدور، معلول میشود یعنی از ناحیۀ علیت، صادر به معنای تحقق یک معلول در ظرف خارج است بهلحاظ تصرفی که علت دارد. آن تصرف علت موجب تحقق صادر است. راجع به فاعلهای مادی مسئله به این کیفیت روشن است. راجع به فواعل مجرد و ملکوتی مطلب از همین قرار است؛ وقتی که یک فاعل مجرد و ملکوتی میخواهد یک امر خارجی را محقق کند چون خود او در مجرای تغییر و تبدل هست، آن تغییری را که در نحوه و کیفیت آن امر موجود بهوجود میآورد را صدور میگویند؛ یعنی آن إعمالی را که میکند و آن جنبهای را که آن جنبه را در خودش بهوجود میآورد تااینکه بهواسطۀ آن جنبۀ وجودی امری در خارج ظهور کند.
نحوۀ صدور فعل از صوادر مجرده
نکتهای که در اینجا هست این است که صادرهایی که در عالم طبع و ماده هستند، فعلشان بر یک امر خارج تعلق میگیرد یااینکه بر امر خارج تعلق نمیگیرد بلکه خود نفس آن فعل چون مسئله، مسئله مادی است لذا بروز و ظهورش ظهور مادی است. اما در مورد آن صوادر مجرده، این نحوۀ صدور فعل از آنها چه قسمی است؟! منبابمثال وقتی که جبرائیل ملک علم است و بالاترین ملک علم صفات جبرائیل است یا حالا غیر جبرائیل، روح الأمین باشد چه نحوه صدوری از او تعلق میگیرد؟! چه نحوهای از بروز و ظهور از او تعلق میگیرد؟! وقتی که آن نحوۀ علم کلی در مجرای وجودی جناب جبرائیل صورت و حد پیدا میکند، به آن صادر میگویند یعنی تا وقتی که این علم کلی در وجود او منطوی است، الآن صدور در اینجا معنا ندارد اما همینکه میخواهد از او به مراتب پایین بیاید، این صدور از ناحیۀ جبرائیل و صدور از ناحیۀ آن علم کلی به علوم جزئیه و مصادیق جزئیه میشود. این راجع به صدورات بود. همینطور راجع به صدور رزق و حیات و قدرت هم همین را میگوییم و صفاتی که از اینها نشئت میگیرد همه بر همین منوال است.
