اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

تحلیل جایگاه ماهیت در تبیین امکان و ضرورت وجود

14٬127
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان ماهیت، وجود و امکان می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت‌های امکان ذاتی و امکان وقوعی آغاز می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که آیا ماهیت فی‌حدّ‌نفسه اقتضای وجود یا عدم دارد یا خیر. در ادامه، با نقد شبهات پیرامون اتصاف ماهیت به وجود و عدم، این نکته تبیین می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات خود، از قیود وجود و عدم رهاست و آنچه در خارج متصف به ضرورت وجود یا امتناع می‌شود، وجود خاص است نه ماهیت. استاد با بهره‌گیری از مثال صورت در آینه، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که ماهیت در حقیقت خیال و حکایت‌گر وجود است، نه اصیل در اتصاف. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای عرفانی ختم می‌شود که تمام عالم در برابر ذات حق‌تعالی، خیالی بیش نیست و ناتوانی انسان در درک حقیقتِ این عالم، دلیلی بر عجز او از شناخت کنه ذات خالق است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و نسبت آن با وجود و عدم

13
  • و إذا امتَنَعَ أحدهما امتَنَعَ إمکانُ واحدٍ منهما بالإمکانِ الخاصِ لأنَّ امتناعَ أحدِ الطرفینِ یَستلزمُ وجوبَ الطرفِ الآخرِ فَلَم یَتحقق هاهنا المحکوم علیه بالإمکانِ أصلاً و أیضاً الشی‌ءُ الممکنُ إمّا مَع وجودِ سَبَبِه التامِ فَیَجِبُ أو مع رفعِه فَیَمتَنِعُ فأینَ ممکنٌ.

  • و اگر یکی از اینها ممتنع باشد بنابراین امکان هرکدام از اینها که امکان خاص است و مقصود ما در اتصاف ماهیت به امکان، امکان خاص است نه امکان عام، این امکان خاص سلب ضرورت از طرفین می‌کند. اگر یکی محال باشد پس طرف دیگر باید واجب باشد پس دیگر در اینجا چیست که ما بگوییم که او ممکن است؟ آنچه که در خارج هست یا موجود است یا معدوم است و اگر موجود باشد طارد عدم و اگر عدم باشد نافی وجود است پس محکوم بالإمکان در اینجا چه شد؟! این اشکال اول است. اشکال دوم اینکه شیء ممکن یا با سبب است یا بدون سبب، اگر با سبب باشد واجب است و بدون سبب باشد ممتنع است پس ممکن در اینجا چیست؟ این دو اشکالی است که خب به‌نظر می‌رسد که ایشان جواب‌هایش را دادند و اگر نمی‌گفتیم هم مشخص بود.

  • فتسمعُهم یقولون فی دفعِ الأولِّ إنَّ التردیدَ غیرُ حاصرٍ لِلشقوقِ المحتملةِ إن أریدَ مِن الوجودِ و العدمِ التحییث إذ یعوزه شقٌّ آخرٌ و هو عدمُ اعتبارِ شی‌ءٍ منهما.

  • جوابی را که در دفع اولی می‌دهند و می‌گویند که شیء یا موجود است یا معدوم یعنی در نفس‌الأمر نظر به ماهیت دارند و در اشکال دوم نظر به ماهیت با علت وجود و عدم دارند. حالا در آنجایی که ما در نفس‌الأمر و بدون توجه به علتش نظر به ماهیت کنیم. شما گفتید که یا موجود است یا معدوم، ما می‌گوییم که نه‌خیر، شقّ ثالثی هم دارد و این تردید حاصل شقوق محتمله نیست. اگر این حیثیت پذیرفتن از وجود و عدم اراده شود، یعنی اگر منظور از وجود و عدم حیثیت وجود است یعنی ماهیت مِن حیثُ أنّهُ موجودٌ، خب بله ماهیت مِن حیثُ أنَّهُ موجودٌ لا یَقبلُ العَدم و ماهیت بشرط‌لا، ماهیت مِن حیثُ عدمِ وجوده، خب لا یقبلُ الوجود! اما یک شقّ ثالثی هم داریم؛ ماهیت مِن‌ حیثُ هی هی، این شق ثالث را چه‌کار می‌کنیم؟! این وجود و عدم را قبول می‌کند؛ یعنی اگر منظور حیثیت دادن به ماهیت باشد، شقّ دیگری بر این مترتب می‌شود. آن چیست؟ ماهیت مِن‌ حیثُ هی هی است.

/ 260