
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
تحلیل فلسفی نسبت میان علیت، ماهیت و اشتداد وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای نادرست پیرامون «اولویت وجود یا عدم نسبت به ماهیت» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که برخی فلاسفه با تصور وجود اولویت در ماهیت، سعی کردهاند میان فاعلیت خداوند و تحقق موجودات جمع کنند، اما در این مسیر دچار خلط مبحث شدهاند. در ادامه، استدلالهای مطرحشده درباره موجودات سیاله مانند اصوات و حرکات و همچنین نسبت میان علیت و معلول مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با رد این پندار که کثرت یا قلت موجودات دلیلی بر اولویت وجودی یا عدمی آنهاست، بر این نکته تأکید میکنند که اختلاف مراتب موجودات ناشی از اشتداد و ضعف وجودی است، نه اولویت ماهوی. در نهایت، این جلسه با تبیین ضرورت رعایت موازین منطقی و پرهیز از غلو و برداشتهای سطحی در مباحث فلسفی و عرفانی به پایان میرسد.
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای نادرست پیرامون «اولویت وجود یا عدم نسبت به ماهیت» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که برخی فلاسفه با تصور وجود اولویت در ماهیت، سعی کردهاند میان فاعلیت خداوند و تحقق موجودات جمع کنند، اما در این مسیر دچار خلط مبحث شدهاند. در ادامه، استدلالهای مطرحشده درباره موجودات سیاله مانند اصوات و حرکات و همچنین نسبت میان علیت و معلول مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با رد این پندار که کثرت یا قلت موجودات دلیلی بر اولویت وجودی یا عدمی آنهاست، بر این نکته تأکید میکنند که اختلاف مراتب موجودات ناشی از اشتداد و ضعف وجودی است، نه اولویت ماهوی. در نهایت، این جلسه با تبیین ضرورت رعایت موازین منطقی و پرهیز از غلو و برداشتهای سطحی در مباحث فلسفی و عرفانی به پایان میرسد.
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
12شکی نیست که ایجاب معلول به آن علت اولویت دارد ولی هنوز به حد ضرورت نرسیده است و باید مانع برطرف شود و شرطی بیاید و داعویت در اینجا پیدا بشود. چطور اینکه در جعل احکام میگویند: شارع ممکن است جعل احکام کند منتها مرتبۀ فعلیتش نیاز به داعویت دارد و باید داعی باشد والاّ فایده ندارد! فرض کنید که جعل حرمت شرب خمر را میکند اما در جایی که اصلاً موقعیت برای شرب وجود ندارد مثلاً یک بچۀ شیرخوار یا شخصی که دیوانه است و یا اصلاً محیط مساعد برای شرب نیست، میگویند که در آنجا فعلیت پیدا نمیکند چون داعویت وجود ندارد. وَ إلاَّ لَم یَتَمَیَّز ... والاّ اگر این اولویت در علت نباشد دیگر بین این علت و غیر این علت چه فرقی هست؟! همه علی السواء میشوند درحالیکه ما این را علت میدانیم ولی تامه نیست! بنابراین اولویتی در آن هست، داد و فریادی میزند که من علت هستم ولی مانع را برطرف کنید والاّ اگر این جنبۀ اولویت نباشد دیگر دراینصورت بین این و بقیه فرقی نخواهد بود.
فَإذَنِ العِلَّةُ قَبلَ تأثیرِها و إیجابِها یَصِحُّ عَلَیها الاقتِضاءُ وَ اللّاّاقتِضاءُ جَمیعاً مَعَ کَونِ الإیجابِ أولى بِها مِن عدمِهِ فَلیَکُنِ الوجودُ أیضاً بِالنِّسبَةِ إلَى ماهیة ما مِن هَذا القَبیل.
پس قبل از تأثیر و ایجاب علت هم اقتضاء بر آن صحیح است و هم لا اقتضاء صحیح است چون هنوز کاری انجام نداده است و میشود گفت که هم مقتضی است و هم لا اقتضاء است، هردو نسبت به او علی السواء است. ولی ایجاب اولیٰ است یعنی این علت به طرف ایجاب تمایل دارد و شیب آن به آن سمت است. پس در إلی ماهیَةِ مِن هذا القَبیل وجود نسبت به آن ماهیتی که میخواهد معلول این علت واقع بشود اولیٰ میشود! نمیشود که علت اولیٰ باشد ولی معلول آن دیگر اولیٰ نباشد! پس این وجود نسبت به آن ماهیتی که میخواهد از این علت متولد بشود هم اولیٰ است! دو دوتا میشود چهارتا، قضیه روشن است.
