
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
تحلیل فلسفی نسبت میان علیت، ماهیت و اشتداد وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاههای نادرست پیرامون «اولویت وجود یا عدم نسبت به ماهیت» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که برخی فلاسفه با تصور وجود اولویت در ماهیت، سعی کردهاند میان فاعلیت خداوند و تحقق موجودات جمع کنند، اما در این مسیر دچار خلط مبحث شدهاند. در ادامه، استدلالهای مطرحشده درباره موجودات سیاله مانند اصوات و حرکات و همچنین نسبت میان علیت و معلول مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با رد این پندار که کثرت یا قلت موجودات دلیلی بر اولویت وجودی یا عدمی آنهاست، بر این نکته تأکید میکنند که اختلاف مراتب موجودات ناشی از اشتداد و ضعف وجودی است، نه اولویت ماهوی. در نهایت، این جلسه با تبیین ضرورت رعایت موازین منطقی و پرهیز از غلو و برداشتهای سطحی در مباحث فلسفی و عرفانی به پایان میرسد.
بطلان نظریه اولویت وجود و عدم نسبت به ماهیت
8من جایی بودم که یک شخص حتی میخواست ایشان را بر ائمه علیهمالسّلام ترجیح بدهد و من خیلی منقلب شدم و گفتم که پای خود را از حریم بیرون نگذارید که اینجا چوب حسابی میآید و میزند که بروید به همانجایی که عرب نی میاندازد. تمام افتخار و فخر ایشان به این بود که زیر شعرشان امضا کنند که خاک ره کوی حسین است و بس!
خطر غلو و غلات و مسئولیت علماء در مقابل اینها
خلاصه این مسئلۀ غلو و غلات مسئلهای است که وظیفۀ علماء است که حفظ کنند و نگه دارند و نگذارند که یک عده جاهل از آن حدود تعدی کنند و خدای نکرده بخواهند به مبانی و موازین ما خدشه وارد کنند، این وظیفۀ همه است. علیٰکلّحال این آقایان هم یک همچنین مطالبی را فرمودهاند.
اشتباه بین شدت وجود و شدت ضعفی با اوّلیت و اولویت است. بعد ایشان میفرمایند که امتناع ذاتی که این ماهیت نسبت به این نوع وجود دارد، او را از تساوی الطرفین خارج نمیکند چون امتناع ذاتی در اینجا امتناع ذاتی نسبی است! نسبت به حصۀ خاص از وجود ممکن است وجود برای ماهیتی امتناع ذاتی داشته باشد. در اجتماع اجزاء بهنحو قارّ برای حرکت امتناع ذاتی دارد ولی بحث ما در تساوی الطرفین و انتساب یک ماهیت به امکان و امتناع و وجوب به مطلق وجود است، نه به یک نوع حصۀ خاص از وجود! چطور اینکه آن وجود قارّ و اجتماع اجزاء بهنحو غیر قارّ و مستمره برای ماهیتی که اقتضاء قرار میکند هم امتناع ذاتی دارد. بنابراین باید بگوییم که وجود تمام این ممکنات ... البته وجود آن مبدعات و مجردات که وجود انصرامی است باید بگوییم که تمام اینها به مرتبۀ وجوب ذاتی میرسند درحالیکه مسئله اینطور نیست و اینها وجودشان وجود ممکن ذاتی است و نسبت به طرفین فرق نمیکند.
أوهام وَ جَزافات.
مِنَ النّاسِ مِن جَوز کَونَ بَعضِ المُمکِناتِ مِمّا وجودهُ أولَى مِن عَدمِهِ بِالنَّظَرِ إلَى ذاتِهِ لا عَلَى وَجهٍ یَخرُجُ عَن حَیِّزِ الافتِقارِ إلَى الغیرِ وَ یَسُدُّ بِهِ إثباتُ الصّانِعِ لَهُ لِکَونِهِ مع ذلکَ فی حدودِ الإمکانِ بَل عَلَى وَجهٍ یَستَدعی أکثَریَّة وقوعِ وجودِهِ بِإیجابِ العِلَّةِ وَ إفاضَةِ الجاعِلِ أو أشَدَّ وُجوداً أو أقَلَّ شَرطاً لِلوُقوعِ.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 203 و 204.
