اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علت احتیاج ممکن به علت

تبیین جایگاه امکان و حدوث در نظام علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «علت احتیاج ممکن به علت» می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چه عاملی موجب می‌شود موجودات ممکن برای تحقق، نیازمند فاعل و مفیض باشند. در این مسیر، دیدگاه‌های مختلفی از جمله نظریه حدوث و نظریه امکان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. استاد با تأکید بر بدیهی و فطری بودن این مسئله، استدلال می‌کنند که امکان ذاتیِ ماهیت، تنها علتِ واقعی برای نیاز به علت است و حدوث، خود متأخر از مراتب وجود و ایجاد است. در ادامه، ضمن پاسخ به شبهات پیرامون فطری بودن این حکم، به تفاوت استعدادهای افراد در درک حقایق عقلی اشاره شده و در پایان، به پرسشی پیرامون تأثیر عوامل تکوینی بر اختیار و سعادت انسان پاسخ داده می‌شود تا روشن گردد که هر موجودی در مسیر کمال، متناسب با ظرفیت خود امکان رسیدن به سعادت را داراست.

علت احتیاج ممکن به علت

11
  • [بعضی گفتند که] این شرط برای علت است. بعضی از اینها اصلاً گفته‌اند که این حکم اصلاً حکم ضروری نیست و این حکم اصلاً در نفس صبیان مرکوز است که هر چیزی که ممکن است احتیاج به علت دارد. بلکه از صبیان هم بالاتر در حیوانات هم این مسئلۀ فطری هست. یعنی می‌خواهند بگویند که آن‌قدر اینها فطری و بدیهی‌ است که همان‌طوری‌که همه از صدای سخت فرار می‌کنند و به صدای خوب تمایل دارند و این مسئله فطری است که به صدای خوب [تمایل دارند] و از آن صدای گرز ـ صولجان به گرز و عصا و این چیزها می‌گویند ـ [فرار می‌کنند]. می‌گویند که همان‌طوری‌که مسائل فطری به این بدیهی برای اینها هست. این قضیه این‌قدر فطری و بدیهی است یعنی همین احتیاجِ ممکن به علت. بعضی‌ها گفته‌اند که نه، این قضیه قضیۀ نظری است و باید راجع به کیفیت احتیاج دلیل آورد که آیا ممکن احتیاج به علت دارد یا ندارد.

  • وَ کَلامهُم کُلهُ غَیرُ قابلٍ لِتضییعِ العُمرِ بِالتهجینِ وَ تَعطیلِ النفسِ بِالتوهینِ لکنَّ نفوسَ الناسِ وَ جمهورَ المُتعلمین مُتوجهةٌ نَحوهُ طائعة إلیه.

  • [و سخنانشان تماماً ارزش تلف کردن عمر برای نقض و ردّ کردن، یا تعطیل نمودن نفس با تضعیف و تحقیر را ندارد، ولیکن عموم مردم و جمهور تحصیل‌کردگان به‌سوی آن متمایل و مطیعانه پذیرای آن هستند] پس متعلمین و جمهور مردم از آن جایی که به این مسئله توجه دارند ما هم راجع به این قضیه بحث می‌کنیم و بهتر این است صحبتی را بکنیم که دلیل برای آن ذکر شود.

  • فَنقولُ أ لیسَ‌ وجوبُ صِفةٍ ما وَ امتناعُها بِالقیاسِ إلى الذاتِ یُغنیانِ الذاتَ‌ عَن الافتقارِ إلى الغیرِ وَ یُحیلانِ استنادَها إلیهِ بِحسبِ تِلکَ الصِّفةِ.1

  • اگر یک صفةٌما یا امتناع آن صفت به قیاس بالذات واجب باشد آیا این‌طور نیست که تصور کنید و متوجه بشوید که این دوتا ذات را از افتقار به غیر بی‌نیاز می‌کنند و استناد ذات را به آن غیر برحسب این صفت محال می‌شمارند؟! چون هردو ضروری هستند و این صفت ضروری الوجود و العدم است.

    1. همان، ص 206 و 207.