
علت احتیاج ممکن به علت
تبیین جایگاه امکان و حدوث در نظام علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «علت احتیاج ممکن به علت» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که چه عاملی موجب میشود موجودات ممکن برای تحقق، نیازمند فاعل و مفیض باشند. در این مسیر، دیدگاههای مختلفی از جمله نظریه حدوث و نظریه امکان مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. استاد با تأکید بر بدیهی و فطری بودن این مسئله، استدلال میکنند که امکان ذاتیِ ماهیت، تنها علتِ واقعی برای نیاز به علت است و حدوث، خود متأخر از مراتب وجود و ایجاد است. در ادامه، ضمن پاسخ به شبهات پیرامون فطری بودن این حکم، به تفاوت استعدادهای افراد در درک حقایق عقلی اشاره شده و در پایان، به پرسشی پیرامون تأثیر عوامل تکوینی بر اختیار و سعادت انسان پاسخ داده میشود تا روشن گردد که هر موجودی در مسیر کمال، متناسب با ظرفیت خود امکان رسیدن به سعادت را داراست.
علت احتیاج ممکن به علت
16وَ استعداداتها الثانویةِ کَسبیة فالسلائقُ العَقلیةُ فی إدراکِ نظمِ الحَقائقِ وَ تَألیفِها وِزانُها وزانُ السَّلائقِ الحِسیةِ السَّمعیةِ فی وزنِ الألفاظِ وَ تألیفِ الأصواتِ.
بعضیها بهواسطۀ اکتسابی که کردهاند زودتر مسائل را متوجه میشوند و بعضیها درس نخواندهاند دیرتر میتوانند به قضایای مفروضه و مفروغه اطلاع پیدا کنند. سلیقههای عقلیه در ادراک نظم حقایق اینکه حقایق را چطور در ذهن منتظم و تألیف کنند وزان آنها وزان سلایق و استعدادها و کیفیت آن نیروی حسیِ سمعی در وزن الفاظ و تألیف اصوات است. چطور بعضیها یک جملهای را کسی بگوید زود در ذهن میفهمند و متوجه میشوند اما برای بعضیها باید ده مرتبه تکرار بکنید تا مبتدا را با خبرش خلاصه با همدیگر تطبیق بدهند! مدام میگویند که آقا چه شد؟! بگویی که آقا ده دفعه گفتم که این إنّ فلان و آن فلان. میگوید که آهان أنّ و... کیفیت وضعیت آن الفاظ و انسجامش در افراد متفاوت است. بعضیها مطلب را سریع میگیرند و برای بعضیها انسان باید جمله را شمرده شمرده بخواند تااینکه بتوانند بفهمند. بعضیها برای رساندن مطلب آهسته صحبت میکنند و بعضیها آنچه را که در نفسشان و آن کلام نفسی هست میخواهند تبدیل به کلام لفظی کنند خیلی سریع میتوانند تبدیل کنند. بعضیها وقتی که میخواهند یک معنا را به یک لغت دیگر ترجمه کنند میبینید یکییکی فکر میکند که این چه شد؟ آن چه شد؟ مثلاً میخواهد بگوید که حالِ شما چطور است؟! این چند دقیقه طول میدهد تا تبدیل شود؛ کیفَ أنتَ یا کیف أنت یا کَیفکَ مثلاً زود رد میشود و سراغ جملۀ بعد میرود. اینها بهخاطر آن استعدادهایی است که هر شخصی در تنظیم معانی و تطبیق الفاظ بر آن معانی میتواند داشته باشد و این به خصوصیات نفسی هر شخصی برمیگردد.
تلمیذ: ادعای آنها هم همین است.
استاد: نه، مسئلۀ فطری و بدیهی بودن این است که بهطورکلی آن عقل و ذوق سلیم بنینوع و غالب افراد نتواند آن را بپذیرد و نیاز به دلیل داشته باشد! نتواند بپذیرد نهاینکه دیرتر [بپذیرد]! باید این ادله جدا بیاید و قضایا و کبریٰ و صغریٰ طبق شرایط خود بیاید تا انسان به نتیجه برسد. ایشان میگویند که مسئله فطری است و همه میفهمند حالا یک نفر یکخرده دیرتر و یکی زودتر میفهمد اما نیاز به دلیل ندارد اما مسائل نظری نیاز به دلیل دارند تا دلیل نیاید کسی متوجه نمیشود.
