اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علت احتیاج ممکن به علت

تبیین جایگاه امکان و حدوث در نظام علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «علت احتیاج ممکن به علت» می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چه عاملی موجب می‌شود موجودات ممکن برای تحقق، نیازمند فاعل و مفیض باشند. در این مسیر، دیدگاه‌های مختلفی از جمله نظریه حدوث و نظریه امکان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. استاد با تأکید بر بدیهی و فطری بودن این مسئله، استدلال می‌کنند که امکان ذاتیِ ماهیت، تنها علتِ واقعی برای نیاز به علت است و حدوث، خود متأخر از مراتب وجود و ایجاد است. در ادامه، ضمن پاسخ به شبهات پیرامون فطری بودن این حکم، به تفاوت استعدادهای افراد در درک حقایق عقلی اشاره شده و در پایان، به پرسشی پیرامون تأثیر عوامل تکوینی بر اختیار و سعادت انسان پاسخ داده می‌شود تا روشن گردد که هر موجودی در مسیر کمال، متناسب با ظرفیت خود امکان رسیدن به سعادت را داراست.

علت احتیاج ممکن به علت

17
  • وَ جَهةُ الوحدةِ فی العَقلیاتِ کَجهةِ الوَحدةِ فی السَّمعیاتِ.

  • جهت وحدت در عقلیات و آن جهتی که موجب می‌شود آن حقایق در عقلیات متحد بشوند و تقرر پیدا کنند همان جهت وحدت در سمعیات است یعنی چطور در سمعیات بعضی از الفاظ زود در ذهن نقش می‌بندند و بعضی‌ها دیر نقش می‌بندند به‌خاطر تناسبی است که آن الفاظ با آن اصوات دارند اتفاقاً بحث این در اول مطول آمده است. در بحث تنافر در الفاظ دارد که بعضی از جملات خیلی شیرین و زود به زبان می‌آید. یک شعری بود که بر زبان ثقیل بود:

  • و قبرُ حربٍ بِمکانٍ قَفرٍ***و لیس قُرب قَبر حربٍ قبرٌ1
  • این از چیزهایی است که به زبان آوردن آن مشکل است و انسان باید جهات بلاغت را در اینجا رعایت کند.

  • وَ التَّخالفُ کالتَّخالفِ وَ کُلُّ مَن سَلمَت ذائقةُ عقلة مِن القصورِ وَ الاختلالِ أو مِن الأمراضِ النَّفسانیةِ وَ الاعتلالِ الحاصلِ مِن مُباشرةِ الجدالِ وَ المُناقشةِ فی القیلِ وَ القال.

  • [تخالف مثل تخالف است] فرق نمی‌کند. هر کسی که ذائقۀ عقل و ادراک حقایق و قضایای کلیه‌اش از قصور و اختلال سالم باشد که از مباشرت جدال و مناقشه در قیل و قال حاصل می‌شود. دیده‌اید بعضی‌ها هستند که اصلاً بیخود و بی‌جهت به آدم بند می‌کنند و مدام اشکال می‌کنند. بابا حرف درست و حسابی دیگر چرا اینجای آن را آن‌طور می‌کنی؟! این نفس اصلاً یک نفس پرتلاطم است. نفس یک نفس منحرف و مُعوجی است یعنی در صراط سالم و مستقیم نیست. بعضی‌ها راحت مطلب را می‌گیرند و می‌روند.

  • لَم یَرتَبْ فی استحالةِ رُجحانِ الشّی‌ء على مِثلهِ مِن کلِّ جَهةٍ إلاّ بِمنفصلٍ وَ مَن استحلَّ تَرجیحَ الشَّی‌ءِ بِلا مُرجحٍ یوشکُ أن یَسلکَ سَبیلَ الخروجِ عَن الفِطرةِ البَشریةِ لِخباثةٍ ذاتیةٍ وَقعَت مِن سوءِ قابِلیتِها الأصلیةِ وَ عُصیانٍ جِبلی اقترفَت ذاتهُ الخَبیثةُ فی القریةِ الظالمةِ الهَیولانیةِ وَ المَدنیةِ الفاسقةِ السِّفلیة.

  • شک ندارد کسی که ترجیح شیء بدون مُرجح را جایز می‌داند این‌طور به‌نظر می‌رسد که او دارد اصلاً راه خروج از فطرت را طی می‌کند. دیگر شروع به فحش دادن کرده است! اصلاً قابلیتش را ازدست داده است بدبخت! و از نظر جبلت و فطرت اشکال و گیر دارد. یعنی اصلاً در یک وادی قرار گرفته است که اصلاً حقایق را نمی‌تواند بپذیرد! ﴿خَتَمَ ٱللَهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡ وَعَلَىٰٓ أَبۡصَٰرِهِمۡ غِشَٰوَةٞ﴾2 شده است.

    1. المطول، ج 1، ص 20.
    2. . سوره بقره (2) آیه 7. معاد شناسى، ج ‌10، ص 265:
      «خداوند بر دل‌هاى آنان و بر گوش آنان مهر زده است، و بر چشم‌هاى آنان حجاب و پرده‌اى است‌.»