اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علت احتیاج ممکن به علت

تبیین جایگاه امکان و حدوث در نظام علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «علت احتیاج ممکن به علت» می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که چه عاملی موجب می‌شود موجودات ممکن برای تحقق، نیازمند فاعل و مفیض باشند. در این مسیر، دیدگاه‌های مختلفی از جمله نظریه حدوث و نظریه امکان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. استاد با تأکید بر بدیهی و فطری بودن این مسئله، استدلال می‌کنند که امکان ذاتیِ ماهیت، تنها علتِ واقعی برای نیاز به علت است و حدوث، خود متأخر از مراتب وجود و ایجاد است. در ادامه، ضمن پاسخ به شبهات پیرامون فطری بودن این حکم، به تفاوت استعدادهای افراد در درک حقایق عقلی اشاره شده و در پایان، به پرسشی پیرامون تأثیر عوامل تکوینی بر اختیار و سعادت انسان پاسخ داده می‌شود تا روشن گردد که هر موجودی در مسیر کمال، متناسب با ظرفیت خود امکان رسیدن به سعادت را داراست.

علت احتیاج ممکن به علت

18
  • بیان حکم به سعادت رسیدن ولد الزنا

  • تلمیذ: یک سؤالی از ما کردند در رابطه با کسی که مثلاً ولد الزنا هست آیا اینهایی که ولد زنا هستند هیچ‌کدام از اینها به سعادت نمی‌رسند یا نخواهند رسید و این چگونه سازگاری با عدل الهی دارد برای اینکه این شخص خودش اختیار نکرده است و پدر و مادر یک غلطی کرده‌اند.

  • استاد: البته ولد الزنا بودن دلیل تام نیست؛ یعنی نفس این فرد کمتر از بقیه تهیؤ دارد. اصلاً شما ببینید مثلاً دوتا برادر هستند که برای یک خانواده هم هستند ولی نگاه می‌کنیم می‌بینیم یکی از آنها به عبادات و دین تمایلی دارد و از مسائل منحرفه که اتفاق می‌افتد فرار می‌کند ولی یک برادر دیگر این‌طور نیست با اینکه هردو برای یک خانواده هستند ولی این نسبت به مسائل عبادات و دین تمایل چندانی ندارد و مدام می‌خواهد به‌دنبال رفقایش برود و رفقایی را برای خودش اختیار ‌کند که در این قضایا نباشند درحالی‌که هردو برای یک خانواده هستند. این خصوصیات باطنی اینها هست اما بالأخره هرکدام از این دو قابلیت را ازدست نمی‌دهند.

  • تلمیذ: در روایت دارد: لم یفلح،1 شخص زنازاده اصلاً رستگار نمی‌شود آیا می‌شود شخص زنازاده به بهشت هم برود؟!

  • استاد: بله چرا نمی‌شود؟!

  • تلمیذ: بنابراین مراد از مسئلۀ فلاح چیست؟!

  • استاد: شاید منظور از مسئلۀ فلاح چیز دیگری است. البته آن استعداد و قابلیتی را که خدا در افراد دیگر گذاشته است حالا در این فرد نگذاشته است. این دیگر دست خودش هست.

  • تلمیذ: بالأخره می‌تواند به آن سعادت برسد؟!

  • استاد: اگر بخواهد در همان طریق اختیار حرکت کند به سعادت متناسب با وضعیت خودش می‌رسد و به آن مقداری که راضی شود و از خدا ممنون بشود به مقدار بالاتر هم می‌رسد. حالا به یک کیفیت بالاتر نمی‌رسد خب همۀ افراد متفاوت هستند و هر کسی به یک شکلی است.

  • تلمیذ: پس اهل جهنم نیستند؟!

  • استاد: نه‌خیر! شمر هم اهل جهنم نبوده است خودش چیز کرده...!

    1. مستدرک الوسائل, ج 17، ص 432.