
علت احتیاج ممکن به علت
تبیین جایگاه امکان و حدوث در نظام علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «علت احتیاج ممکن به علت» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که چه عاملی موجب میشود موجودات ممکن برای تحقق، نیازمند فاعل و مفیض باشند. در این مسیر، دیدگاههای مختلفی از جمله نظریه حدوث و نظریه امکان مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. استاد با تأکید بر بدیهی و فطری بودن این مسئله، استدلال میکنند که امکان ذاتیِ ماهیت، تنها علتِ واقعی برای نیاز به علت است و حدوث، خود متأخر از مراتب وجود و ایجاد است. در ادامه، ضمن پاسخ به شبهات پیرامون فطری بودن این حکم، به تفاوت استعدادهای افراد در درک حقایق عقلی اشاره شده و در پایان، به پرسشی پیرامون تأثیر عوامل تکوینی بر اختیار و سعادت انسان پاسخ داده میشود تا روشن گردد که هر موجودی در مسیر کمال، متناسب با ظرفیت خود امکان رسیدن به سعادت را داراست.
علت احتیاج ممکن به علت
6بنابراین آنچه که موجب اتکاء به غیر است عبارت از امکان این وصف و امکان است نهاینکه ضرورت یک وصف یا یک وجود برای ذات باشد. اگر یک وجودی برای ذات ضرورت داشت یا ضرورت عدم فرق نمیکند. منبابمثال وجود برای شریک الباری ضرورت عدم دارد آیا این ضرورت عدم باید از ناحیۀ غیر افاضه بشود؟! یعنی فرض کنید خدا ضرورت عدم را در دست بگیرد و این عدم را به شریک الباری تزریق کند؟! نه، خودش ضرورت عدم دارد. اجتماع نقیضین ضرورت سلبی دارد! اجتماع ضدین ضرورت سلبی و عدم در مکان و ظرف واحد دارد! حمل صفات بر آن ذات چه به ضرورت ثبوتی یا به ضرورت سلبی محتاج به غیر نیست. فقط یک مورد میماند و آن مورد این است که اتصاف این ذات به وجود یا اتصاف ذات به یک وصفی از اوصاف، اتصاف امکانی باشد یعنی هم میشود این ذات موجود بشود هم موجود نشود، هم میتواند این ذات این وصف را داشته باشد و هم میتواند این وصف را نداشته باشد. اینجاست که انتساب این وصف به ذات یا انتساب وجود برای ذات احتیاج به غیر دارد خب این همین معنای امکان است. پس ما علت احتیاج به غیر را فقط در امکان یافتیم و این مسئله را فقط در امکان جستجو کردیم، نه در چیز دیگر. آن اوصاف ضروریهای که این اوصاف ضروریه ذاتاً بر آن موضوع حمل میشوند احتیاج به غیر ندارند و آن اوصاف ممکنهای که بر یک ذات حمل میشوند احتیاج به غیر دارند پس فقط وصف امکان است که احتیاج دارد به آن که موجب است، این یک مسئله است.
رد نظریۀ: حدوث، علتِ احتیاج ممکن به علت
مسئلۀ دیگری که ایشان در اینجا مطرح میکنند عبارت از دور است. میگویند که شما میگویید که حدوث، علتِ احتیاج ممکن به علت است. چرا این ممکن احتیاج به علت دارد؟ کسی سؤال میکند که آقا چرا این ممکن احتیاج به علت دارد؟ خود ممکن بهتنهایی درست نمیشود؟! میگوییم که آقا بالأخره چون ممکن حادث است و چون حادث است احتیاج به علتِ محدث دارد. حالا اگر کسی بیاید اینطور صحبت بکند. مرحوم آخوند میفرمایند که در این قضیه اشکال هست. چرا اشکال هست؟ بهخاطر اینکه حدوث وصف برای کیفیت است. اگر کیف داشته باشیم که آن وجود مسبوق به عدم باشد وجود ممکن میشود و اگر یک وجود داشته باشیم و مسبوق به عدم نباشد مثل وجود باری، این وجود واجب میشود. بنابراین در عالم دو نوع وجود داریم؛ یک وجود غیر مسبوق به عدم که وجود باری تعالی میشود که وجود برای او ضرورت دارد و یک وجود مسبوق به عدم مثل وجود همین ممکنات است.
