اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم

تبیین رابطه وجود و ماهیت در پرتو توحید افعالی

14٬174
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم می‌پردازند. بحث با نقد تعبیر «اتفاق» در کلام انباذقلس آغاز شده و با تکیه بر مبنای اصالت وجود، روشن می‌شود که جعل الهی مستقیماً به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیات. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، توضیح می‌دهند که ماهیت، امری انتزاعی و متأخر از جعل وجود است و آنچه در خارج محقق است، تنها مراتب وجود حق متعال است. در ادامه، ایشان با هشدار نسبت به آفات سلوکی و دلبستگی به مشاهدات صوری، بر ضرورت حرکت بر پایه برهان و اطمینان قلبی تأکید می‌کنند. در نهایت، این حقیقت تبیین می‌شود که ادراک صحیح حکمت و اصالت وجود، انسان را از منیّت‌ها رهانیده و به مقام عبودیت حقیقی می‌رساند.

اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم می‌پردازند. بحث با نقد تعبیر «اتفاق» در کلام انباذقلس آغاز شده و با تکیه بر مبنای اصالت وجود، روشن می‌شود که جعل الهی مستقیماً به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیات. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، توضیح می‌دهند که ماهیت، امری انتزاعی و متأخر از جعل وجود است و آنچه در خارج محقق است، تنها مراتب وجود حق متعال است. در ادامه، ایشان با هشدار نسبت به آفات سلوکی و دلبستگی به مشاهدات صوری، بر ضرورت حرکت بر پایه برهان و اطمینان قلبی تأکید می‌کنند. در نهایت، این حقیقت تبیین می‌شود که ادراک صحیح حکمت و اصالت وجود، انسان را از منیّت‌ها رهانیده و به مقام عبودیت حقیقی می‌رساند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم

7
  • ادراک صحیح حکمت موجب رسیدن انسان به عبودیت

  • بعد یک‌دفعه به خودش فکر می‌کند! عجب! پس این هارت‌و‌پورت، این ادعاها، این منیّت‌ها و این شئون‌ها اگر برای من است، من که اصلاً چه بودم که آمدم؟! به چه علتی آمدم؟! خودم که علت خودم نیستم! علت معدّه که نمی‌تواند علت غائی و علت فاعلی برای خودش باشد! این که نمی‌شود! پس این‌همه از چیست؟! تمام این اوضاع، آثار، برکات، جمال‌ها، استعدادها و این کمالات همه برای یکی دیگر است! ما حالا داریم به خودمان نسبت می‌دهیم و به خودمان می‌گیریم. هان؟! برگشتِ قضیه به این است دیگر! آن جعلی که می‌آید و وجود را جعل می‌کند حالا این تو شدی؛ این استعداد تو، این فهم تو، این ادراک تو، این بصیرت تو، این سمع تو و این خصوصیات تو هست! باباجان این منم‌منم تو دیگر چیست؟! مسئله این است. اینجا است که بزرگان و حکما فرمودند که ادراک صحیح حکمت انسان را به عبودیت می‌رساند؛ کسی که حکمت را صحیح ادراک بکند!

  • از این باب پس این جناب جعل به جناب وجود خورد و سرِ ماهیت بی‌کلاه ماند! ماهیت بالعرض موجود است! این قالب و مکعبی که الآن درست شد به‌خاطر همین خاک و آب بود والاّ کاره‌ای نبود! پس این بالعرض مجعول است به‌خاطر اینکه این‌هم خیلی دلش نسوزد می‌گوییم که آقا تو هم هستی! مکعب تو هم هستی! ولی این مکعب به غیر از این خاک هیچ چیز نیست! شما به این مکعب دست بزنید و این خاک را بتراشید می‌بینید این همان خاک است! پس مکعب چه؟! آن مکعب می‌گوید که اگر این من هستم، من چه هستم؟! این تو هستی! الآن یک مکعبی به تو نشان بدهم!! برمی‌داریم آرام این آجر را می‌سابیم و می‌سابیم وقتی همه را سابیدیم و الک کردیم و رنده کردیم یک‌دفعه همان خاک اول می‌شود! جناب مکعب کجاست؟! خاک می‌گوید که من سر جایش هستم من همان هستم اما تو چه؟! تو اگر آدم بودی می‌ایستادی! ای مکعب تو کجا رفتی؟! ای مربع تو کجا رفتی؟! منِ خاک سر جایم ایستاده‌ام! حالا به آن شکل نیستم و به یک شکل دیگر هستم! تو بیا ببینم! اینجا یک‌دفعه مکعب می‌بیند اصلاً هیچ چیز نبود! هرچه به خودش می‌گفت، هیچ چیز نبود! عدم است! عدم محض است و هیچ چیز ندارد! پس جعل به وجود می‌خورد و به ماهیت نمی‌خورد.

/