اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم

تبیین رابطه وجود و ماهیت در پرتو توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم می‌پردازند. بحث با نقد تعبیر «اتفاق» در کلام انباذقلس آغاز شده و با تکیه بر مبنای اصالت وجود، روشن می‌شود که جعل الهی مستقیماً به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیات. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، توضیح می‌دهند که ماهیت، امری انتزاعی و متأخر از جعل وجود است و آنچه در خارج محقق است، تنها مراتب وجود حق متعال است. در ادامه، ایشان با هشدار نسبت به آفات سلوکی و دلبستگی به مشاهدات صوری، بر ضرورت حرکت بر پایه برهان و اطمینان قلبی تأکید می‌کنند. در نهایت، این حقیقت تبیین می‌شود که ادراک صحیح حکمت و اصالت وجود، انسان را از منیّت‌ها رهانیده و به مقام عبودیت حقیقی می‌رساند.

اصالت وجود و کیفیت جعل در خلقت عالم

5
  • سه مسئله در اینجا به‌وجود پیوست؛ مسئلۀ اول عبارت از خود مادۀ این فعلی است که در خارج می‌خواهد محقق بشود. مادۀ آن عبارت از آب و خاک است. این مسئلۀ اول بود. مسئلۀ دوم اختلاط و ترکیب بین این دو ماده که یکی خاک و تراب و دیگری ماء است. مسئلۀ سوم فعل فاعل بر این تقید؛ یعنی فعل فاعل این را به شکل منظم و مرتب و تحت این فاعل درمی‌آورد. سه مسئله در اینجا انجام گرفت. البته آن ترکیب را می‌خواهید جزء فعلِ فاعل قرار بدهید که دو مسئله بشود؛ یکی ماده‌ای که در خارج هست و دوم فعل فاعل ترکیب کرده و بعد آن ترکیب را به شکل خاصی درمی‌آورد. مسئلۀ اصالت وجود و مسئلۀ کیفیت جعل به وجود از این است. حالا من آمدم این قالب را به این کیفیت درست کردم. بگویید: هذا مربعٌ، هذا مکعبٌ، مستطیلٌ، مثلثٌ و مسدسٌ. این تمام کیفیاتی است که راجع به حجم جسم تعلیمی و حجم تعلیمی برمی‌گردد شما این را به خود ماهیت و به خود ماهیت نوعیۀ اشیاء برگردانید. این مثال مقرّب برای تنظیر سایر امثله است.

  • جعل؛ ارادۀ مرید

  • تعلق جعل به وجود، نه ماهیت!

  • کاری که کردیم و مسئله‌ای که در اینجا اتفاق افتاد این است که این اول خاک بود و حالا می‌بینید که ماهیت آن عوض شد! خاک بود ولی الآن خاک و آب تبدیل به سنگ شد! این تبدیل به‌واسطۀ آن علت فاعلی بود؛ این علت فاعلی دو ماهیت مختلف را به ماهیت ثالثه برمی‌گرداند. بنابراین جعل [به اینها تعلق می‌گیرد]. جعل یعنی ارادۀ مرید! حالا ارادۀ مرید یا در فاعل افاعیل خلقی یا در فاعل افاعیل امری که مبادی عالیه باشد. جعل می‌آید آن وجود را که منبسط و خالی از قید و خالی از حد است را مقید می‌کند. یک [وجود] مقید می‌شود و [تبدیل به] انس، جن، حیوان، ملک یا صور برزخی می‌شود. به‌طورکلی تمام این خلقِ انواع در عالم وجود ـ چه مجرد یا ماده ـ به علت فاعلی این‌طور شده است نه به ماهیت. اصلاً ماهیتی در کار نبوده است! حالا که علت فاعلی آمد و وجود را چرخاند و پیچاند و تغییر داد و به این کیفیتی که الآن دارید می‌بینید [تبدیل شد]، حالا یکی‌یکی ماهیت را انتزاع می‌کنید: هذا إنسٌ، هذا جنٌ، هذا ملکٌ، هذا شجرٌ، هذا حجرٌ و هذا حیوانٌ و سایر انواع دیگری که از اینجا انتزاع می‌شود.