
تبیین کیفیت جعل و صدور موجودات
تحلیل نسبت وجود، ماهیت و تقیدات در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت در نظام هستی میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند ملاصدرا در باب اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت آغاز میشود و چگونگی صدور کثیر از واحد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با نقد دیدگاههای برخی حکما که وجود عالم را امری بالعرض و مجازی میدانند، به تبیین تفاوت میان وجود استقلالی و وجود تبعی پرداخته و بر این نکته تأکید میکنند که تقیدات و تعینات خارجی، منافاتی با بساطت وجود ندارند. در ادامه، ایشان به اهمیت برهان یقینی و کشف صحیح در فهم حقایق اشاره کرده و نسبت به خطرات تکیه بر ظنون و تخیلات در مبانی اعتقادی هشدار میدهند. در نهایت، ضرورت دستیابی به یقین در معارف دینی و چالشهای فهم دقیق کلام معصوم از طریق خبر واحد، بهعنوان محور اصلی برای پرهیز از اختلافات فکری تبیین میشود.
تبیین کیفیت جعل و صدور موجودات
4روی این اصل اگر قرار بر این باشد که جهات ضعفی معلول از ناحیۀ علت افاضه بشود از باب اینکه هرچه که داخل در جنبه و در حیطه و قانون علیت است باید در علت وجود داشته باشد و علت از سنخ معلول باشد بنابراین این جهات نفس که اینها اختلاف ذاتی دارند باید در آن علت وجود داشته باشند و وجودش در آن علت با بساطت منافات پیدا میکند و اگر ما بگوییم که نه، این جهات در آن علت وجود ندارد بلکه خود آن علت از نقطهنظر افاضه و از نقطهنظر جعل به جعل مجدد، این جهات را برای آن وجود جعل میکند. یک جعل وجود معلول را میکند و به یک جعل دیگر امکان او را و به یک جعل دیگر احتیاج او را و مدام یکییکی جعل میکند مثل آن بچهای که در شکم مادر هست اول ابرویش را جعل میکند بعداً چشمش را جعل میکند بعداً دماغش را جعل میکند بعد لب و دهانش را تااینکه یکییکی پایین میآید تا به جعلهای دیگر میرسد. این جعلهایی که در اینجا شده است این جعلها هرکدام عنایت خاصی بوده است ـ التفات میفرمایید؟! ـ بیجهت نبوده است! روی تکتک اینها [عنایت بوده است که] این ابرو چقدر باشد، این گوش چقدر باشد و هرکدام از اینها عنایت خاصی بوده است.
یادتان میآید که رفتیم کنار جبلالرحمه آنجا داشتیم دعای چیز میخواندیم یک مکاشفهای برای من ایجاد شد خدمت رفقا گفتم. بله ـ دیگر مکاشفه است دیگر چه میشود کرد ـ حالا آنهایی که نمیدانند إنشاءالله بعد.
تعلق جعل به وجود در صادر اول
همۀ اینها مجعول است و اگر قرار بر این باشد که هرکدام از اینها بهتنهایی جعل شده باشند این مسئلۀ صدور کثیر از واحد مورد خدشه قرار میگیرد. فلهذا فرمودهاند بر اینکه در صادر اول جعل به خود وجود تعلق میگیرد یعنی به وجود معلول، جعل تعلق میگیرد که آن وجود معلول وجود بسیط است. از باب سنخیت بین علت و معلول و اما سایر جهات فقری و نقصی مثل افتقار، مثل امکان، مثل وجوب بالغیر، اینها موجود بالعرض هستند یعنی وقتی که یک وجودی به این نحو تحقق پیدا میکند سایر جهات هم همراه با او وجود پیدا میکنند. چه خدا بخواهد چه خدا نخواهد! دیگر دست خدا نیست! خدا بیاید صادر اول را موجود کند و بعد به او بگوید: تو وجوب بالغیر نداری بلکه وجوب بالذات داری! این دست خدا نیست! یا به آن صادر اول بگوید: تو در مرتبۀ امکان قرار نداری بلکه تو واجب بالذات هستی! معنا ندارد و همینطور سایر جهات. این مطلبی بود که مرحوم آخوند در اینجا این مسئله را فرمودهاند.
